علی هاشمی، مدرس دانشگاه در یادداشتی اختصاصی برای دیدارنیوز، درباره وضعیت تنگه هرمز نوشت که سه راه پیش روی ایران است.

دیدارنیوز _ علی هاشمی:
تنگه هرمز برای ایران همزمان یک اهرم ژئوپلیتیک بزرگ و یک نقطه آسیبپذیری بزرگ است. راهبرد ملی باید کاری کند که این مزیت، به ابزار فشار علیه خود ایران تبدیل نشود.
چکیده:
هرمز را نباید «سلاح جنگ» دید؛ باید آن را «سرمایه راهبردی صلح و قدرت اقتصادی ایران» دید.
فرصتهای اصلی
۱. اهرم ژئوپلیتیک: موقعیت ایران در شمال تنگه، به کشور وزن مهمی در معادلات امنیت انرژی جهان میدهد.
۲. اهرم دیپلماتیک: امنیت کشتیرانی و انرژی میتواند بخشی از ظرفیت مذاکره ایران با قدرتهای منطقهای و جهانی باشد.
۳. ظرفیت اقتصادی: بنادر، ترانزیت، خدمات دریایی، انرژی و تجارت منطقهای میتوانند هرمز را به یک کریدور اقتصادی تبدیل کنند.
۴. عمق راهبردی منطقهای: ثبات هرمز برای اقتصاد کشورهای خلیج فارس حیاتی است؛ بنابراین ایران میتواند از «وابستگی متقابل» برای کاهش تنش استفاده کند.
۵. ظرفیت همکاری منطقهای: امنیت هرمز میتواند از موضوع رقابت به موضوع همکاری میان ایران، کشورهای عربی منطقه و بازیگران بینالمللی تبدیل شود.
تهدیدهای اصلی
۱. جنگ و محاصره دریایی: هر درگیری در هرمز میتواند مستقیماً اقتصاد و صادرات ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
۲. بینالمللیشدن بحران: اختلال طولانیمدت در تردد کشتیها میتواند اجماع بینالمللی علیه ایران ایجاد کند.
۳. آسیب به اقتصاد خود ایران: کاهش صادرات نفت، افزایش هزینه بیمه و حملونقل و اختلال در واردات، پیش از دیگران به اقتصاد ایران ضربه میزند.
۴. جایگزینسازی مسیرها: بحران طولانی، انگیزه کشورهای منطقه را برای توسعه خطوط لوله، بنادر و مسیرهای جایگزین افزایش میدهد.
۵. امنیتیشدن دائمی خلیج فارس: استمرار تنش میتواند سرمایهگذاری و تجارت منطقهای را برای سالها کاهش دهد.
۶. ریسک محاسبه غلط: یک حادثه محدود دریایی ممکن است در شرایط بحرانی به جنگی بزرگتر تبدیل شود.
راهبرد اساسی:
«هرمز امن، ایران قدرتمند»
منافع ملی ایران اقتضا میکند امنیت هرمز به یک دارایی اقتصادی و دیپلماتیک تبدیل شود، نه نقطه آغاز جنگ.
۱. اصل طلایی: آزادی کشتیرانی در برابر امنیت متقابل
ایران باید صریحاً اعلام کند که امنیت و ثبات هرمز بخشی از امنیت ملی ایران است و از چارچوبهای حقوقی و دیپلماتیک برای تضمین تردد امن استفاده کند.
۲. تبدیل هرمز از «اهرم تهدید» به «اهرم مذاکره»
به جای تهدید دائمی به بستن تنگه، باید از موقعیت جغرافیایی ایران برای گرفتن امتیاز در حوزههای:
رفع تحریمها.
سرمایهگذاری.
انتقال فناوری.
توسعه بنادر.
تجارت منطقهای.
و تضمین امنیت اقتصادی
استفاده کرد.
۳. امنیت مشترک منطقهای
پیشنهاد یک «پیمان امنیت و همکاری دریایی هرمز» میان کشورهای ساحلی میتواند ابتکاری تاریخی باشد؛ با محوریت: عدم حمله به تأسیسات انرژی، امنیت کشتیرانی، ارتباط اضطراری دریایی، مقابله با حوادث و حفاظت محیط زیست.
۴. کاهش آسیبپذیری اقتصادی ایران
هیچ کشوری نباید تمام قدرت اقتصادی خود را به یک نقطه جغرافیایی گره بزند؛ بنابراین توسعه:
بندر چابهار، کریدور شمال–جنوب، خطوط لوله جایگزین، ظرفیت ذخیرهسازی، پالایش و صادرات غیرنفتی باید یک اولویت راهبردی باشد.
۵. دیپلماسی فعال با کشورهای خلیج فارس
هرمز بدون همکاری همسایگان، به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل میشود.
ایران باید با عمان، امارات، قطر، عربستان، کویت و عراق، معماری امنیتی بومی خلیج فارس را دنبال کند؛ معماریای که حضور و نقش کشورهای منطقه را بر مداخله قدرتهای فرامنطقهای مقدم بداند.
۶. مدیریت بحران و جلوگیری از محاسبه غلط
ایجاد خطوط ارتباط اضطراری میان نیروهای دریایی کشورهای منطقه میتواند احتمال تبدیل یک حادثه کوچک به بحران بزرگ را کاهش دهد.
۷. اصل مهمتر از همه:
هرمز را نباید گروگان اقتصاد ایران کرد
اگر هرمز برای مدت طولانی به نماد جنگ تبدیل شود، ممکن است مهمترین مزیت ژئوپلیتیک ایران به نقطه ضعف اقتصادی کشور تبدیل شود.
قدرت واقعی زمانی است که ایران بتواند بدون بستن هرمز، از موقعیت هرمز بیشترین منفعت را ببرد.
جمعبندی راهبردی
سه راه پیش روی ایران است:
راه اول: هرمز به میدان جنگ تبدیل شود → نفت، تجارت، سرمایهگذاری و امنیت منطقه آسیب میبیند.
راه دوم: ایران صرفاً منفعل باشد → دیگران درباره امنیت مهمترین آبراه انرژی جهان تصمیم میگیرند.
راه سوم ـ راهبرد مطلوب ملی:
ایران حافظ امنیت هرمز، شریک اقتصادی همسایگان و بازیگر اصلی معماری امنیتی خلیج فارس باشد.
این یعنی:
> هرمز برای ایران باید «اهرم قدرت» باشد، نه «ماشه جنگ»؛ و در یک جمله:
> منافع ملی ایران در هرمز نه در بستن تنگه، بلکه در آن است که جهان به این نتیجه برسد: امنترین، اقتصادیترین و پایدارترین هرمز، هرمزی است که ایران در امنیت آن نقش محوری دارد.