پریسا کلانتری، مدیر عامل نمایشگاه بین المللی کرمانشاه گفت: به صنعت نمایشگاهی ایران جان تازه میدهیم.

دیدارنیوز: مدیرعامل نمایشگاه کرمانشاه، گفت: نمایشگاه یا پل تجارت است یا ویترین؛ ما پل را انتخاب کردیم.
به نقل از پایگاه خبری و اطلاع رسانی آرناآنلاین، پریسا کلانتری مدیر عامل نمایشگاه بین المللی کرمانشاه یکی از قدیمیترین مدیران این حوزه است؛ مدیری که ۲۳ سال در نمایشگاه کرمانشاه فعالیت کرده است؛ از بازاریابی تا مدیرعاملی. جنگ، تحریم، کرونا و بحرانهای اقتصادی را از نزدیک دیده، اما هرگز نمایشگاه را تعطیل نکرده است.
کلانتری در گفتوگو با پایگاه خبری آرناآنلاین به شرایط سختی که در این دوره اشاره کرد و اهدافش را برشمرد. وی در ابتدای صحبت هایش گفت: باوری که همیشه به من قدرت داد، این بود که نمایشگاه نبض اقتصاد غرب کشور است؛ نبضی که اگر قطع شود خیلی از کسبوکارها از نفس میافتند. به همین دلیل، هیچوقت اجازه ندادم بحران ما را تعطیل کند. شاید رویدادها کوچکتر شدند، اما ما ایستادیم و راه جدید پیدا کردیم. حالا از این سالها و مسیر پیش رو میگویم. صنعت نمایشگاه یا جان میگیرد یا به حاشیه میرود؛ ما مسیر اول را انتخاب کردیم
خیلی معتقدند نمایشگاه در شرایط جنگی و تحریم، کم کاربردترین ابزار اقتصادی است. نظر شما چیست؟
– بگذارید اول یک نکته را روشن کنم. من صنعت نمایشگاه را فقط چند سالن و غرفه نمیدانم. برای من نمایشگاه یک ابزار چندلایه است: هم بازاریابی است، هم دیپلماسی، هم انتقال فناوری و هم صادرات. اگر نمایشگاه را فقط به چشم یک رویداد ببینیم حق با آنهاست که در زمان بحران تعطیلش کنیم. اما اگر به چشم یک پل تجاری نگاه کنیم، دقیقاً برعکس؛ در زمان بحران بیشتر به این پل نیاز داریم.
من سالهاست در این صنعت هستم. یادم میآید اوایل دهه ۹۰ که تحریمها خیلی سنگین بود، بعضی گفتند نمایشگاه را تعطیل کنید. اما ما برعکس، چند نمایشگاه تخصصی جدید راه انداختیم و دیدیم که همین رویدادها چطور توانستند خیلی از شرکتهای کوچک را به بازارهای همسایه وصل کنند. الان هم شرایط جنگی منطقه را داریم، اما به نظر من اگر فقط بنشینیم و بگوییم «اوضاع بد است»، خودمان را کنار کشیدهایم. اتفاقاً الان وقتش است که نقشمان را عوض کنیم. از «نمایش محصول برویم به سمت تسهیلگری تجارت». یعنی اگر یک نمایشگاه بتواند برای یک تولیدکننده ایرانی، یک مشتری عراقی یا روس یا حتی آفریقایی پیدا کند، دیگر فقط یک رویداد نیست؛ دارد جریان تجارت کشور را زنده نگه میدارد.
برای این شرایط خاص، چه برنامهای دارید؟
سه خط قرمز داریم که آن را برای خودمان تعریف کردیم:
اول اینکه رویدادهای کلیدی را تعطیل نکنیم، حتی اگر کوچکتر شوند.
دوم اینکه چند سناریوی جایگزین داشته باشیم. مثلاً اگر اینترنت قطع شد، چطور جلسات B۲B را پیگیری کنیم؟ اگر پروازها محدود شد، کدام مسیر زمینی جایگزین است؟ اینها را باید از الان چید.
سوم، تمرکزمان را بگذاریم روی بازارهای کمریسکتر منطقه؛ عراق، روسیه، کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای مرکزی. حالا وقت آزمون و خطا نیست؛ باید برویم سراغ جاهایی که احتمال نتیجه بالاست.
چشمانداز مطلوبتان برای صنعت نمایشگاه ایران چیست؟
من دوست دارم نمایشگاه ایرانی از حالت «ویترین» خارج شود و تبدیل بشود به یک پلتفرم زنده تجاری. یعنی قبل از برگزاری، خریدار خارجی را شناسایی کنیم، در زمان نمایشگاه جلسات رو در رو بگذاریم و بعد از آن، قراردادها را پیگیری کنیم. این مدل، الان در دنیا جا افتاده. مثلاً در نمایشگاههای بزرگ آلمان یا چین، بخش عمده کار قبل و بعد از رویداد انجام میشود.
برای ایران، پنج محور را دنبال میکنم:
۱- نمایشگاه صادرات محور باشد، نه فقط داخلی.
۲- از داده و فناوری استفاده کند.
۳-مشارکت خارجی را جدی بگیرد.
۴- جایی برای مذاکره و عقد قرارداد باشد، نه فقط بازدید.
۵- به شبکه حملونقل، هتل، گردشگری و دیپلماسی اقتصادی وصل شود.
اگر این پنج تا را درست کنیم، نمایشگاه از یک صنعت خدماتی تبدیل میشود به یک زیرساخت اقتصادی.
خیلی از فعالان بخش خصوصی از قوانین دست و پاگیر شکایت دارند. شما چه نظری دارید؟
صادقانه بگویم، دولت باید باشد، اما نه به این شکلی که الان هست. نقش دولت باید سیاستگذاری، نظارت و حمایت دیپلماتیک باشد. اما الان ما با یک معضل بزرگ روبهرو هستیم که آن هم تعدد مراکز تصمیمگیری است. برای یک رویداد ساده، برگزارکننده باید به چندین دستگاه مختلف سر بزند و هرکدام یک مجوز جداگانه میدهند. این یعنی اتلاف وقت و انرژی.
من پیشنهاد «پنجره واحد نمایشگاهی» را دادهام. یعنی یک نقطه ورود واحد برای همه مجوزها. البته در جاهای تخصصی مثل امنیت، آتشنشانی یا استاندارد، نظارت دولت کاملاً لازم است. اما این نظارت باید شفاف، سریع و الکترونیکی باشد. تفکیک وظایف خیلی ساده است: بخش خصوصی اجرا و سرمایهگذاری کند، دولت تنظیمگری کند. اگر این اتفاق بیفتد، خیلی از گرهها باز میشود.
مدل نمایشگاه مجازی را قبول دارید یا همچنان سنتی را ترجیح میدهید؟
این را قاطع میگویم: این دو رقیب هم نیستند. نمایشگاه فیزیکی هیچوقت از بین نمیرود، چون اعتماد، مذاکره رو در رو و شبکهسازی انسانی را نمیتوان با هیچ پلتفرمی جایگزین کرد. اما اینکه بگوییم فقط فیزیکی کافی است، هم اشتباه است.
مدل مطلوب من نمایشگاه هیبریدی است. فرض کنید یک خریدار از اروپا یا آفریقا نمیتواند بیاید تهران، اما میتواند در جلسه B۲B آنلاین شرکت کند، کاتالوگ دیجیتال ببیند و حتی مذاکره اولیه را انجام دهد. این یعنی ما داریم دایره مشارکتکنندگان را گسترش میدهیم، نه اینکه جایگزین کنیم. آینده را اینطور میبینم: فیزیکی + دیجیتال + داده + هوش مصنوعی + مذاکرات هدفمند.
زیرساختهای ایران را با رقبای منطقه چطور میبینید؟
در بعضی بخشها عقبتریم، اما نه در همه چیز. مثلاً ما مراکز نمایشگاهی خوبی داریم و حتی چند مرکز موفق شدند سال قبل رتبه بینالمللی بگیرند. اما استاندارد نمایشگاه فقط به متراژ سالن نیست. مثال دبی را میزنم. وقتی شما با دبی مقایسه میکنید، میبینید آنها یک اکوسیستم کامل درست کردهاند. از هتل و مترو و پارکینگ گرفته تا گمرک، خدمات لجستیک و فضای جلسات.
ما هنوز در مرحله ساخت سالن هستیم، ولی رقبا در مرحله ساخت اکوسیستم هستند. من نمیگویم ظرفیت نداریم؛ ظرفیت انسانی و پتانسیل بازار را داریم. اما باید نگاهمان را عوض کنیم. یک مرکز نمایشگاهی بینالمللی باید بتواند همزمان حملونقل، اقامت، گمرک، خدمات مالی، تبلیغات و حتی گردشگری را پشتیبانی کند. اینجاست که فاصله داریم.
آیا ایران میتواند به قطب نمایشگاهی منطقه تبدیل شود؟
من به این موضوع خوشبینانه نگاه میکنم، اما نه سادهانگارانه. ایران موقعیت جغرافیایی بینظیری دارد؛ چهارراه آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه، ترکیه و خلیج فارس است. اما موقعیت جغرافیایی به تنهایی کافی نیست. برای اینکه ایران بشود هاب نمایشگاهی، باید چند اتفاق همزمان بیفتد: ثبات اقتصادی، تسهیل ویزا، روان شدن نقلوانتقال پول، ارتقای مراکز، حضور جدی بخش خصوصی و مهمتر از همه، برندسازی بینالمللی. یعنی ما باید نمایشگاههایی طراحی کنیم که واقعاً برای بازار منطقه جذاب باشد. مثلاً تهران میتواند در حوزه نفت، پتروشیمی، فولاد، دارو، تجهیزات پزشکی و کشاورزی، محل دیدار تجار منطقه شود. این شدنی است، اما نیاز به کار جمعی و زمان دارد.
یک جمعبندی نهایی از دیدگاهتان بفرمایید.
من اگر بخواهم در یک جمله بگویم: آینده صنعت نمایشگاه ایران در تعدادش نیست، در اثرش است. ما باید از شاخص متراژ فروختهشده عبور کنیم و برویم به سمت ارزش تجاری ایجادشده. در شرایط عادی، نمایشگاه ابزار توسعه است؛ در شرایط جنگ و تحریم، میتواند ابزار بقای تجارت باشد. من با وجود همه مشکلات، آینده را مثبت میبینم، به شرطی که سه تغییر اساسی رخ دهد:
۱-دولت از تصدیگری خارج شود.
۲- بخش خصوصی واقعاً وارد میدان شود.
۳- از نمایشگاه سنتی به سمت نمایشگاه هوشمند و تجارتمحور حرکت کنیم.
اگر این سه اتفاق بیفتد، ایران نه تنها بازار خودش را حفظ میکند، بلکه در میانمدت به یکی از قطبهای نمایشگاهی منطقه تبدیل میشود. این یک هدف بلندمدت است، اما به نظرم شدنی است.