اگر کارتان بیشتر نجاری یا برش مواد نرم است و حجم کار پایین، تیغ کربنی هنوز منطقی است. پول اضافه برای بیمتال یا کارباید دور ریختن است.

دیدارنیوز: فرض کنید صبح وارد کارگاه میشوید، چند شاخه فولاد ساختمانی و یک قطعه استنلس نسبتاً سخت دارید. تیغ قبلیتان کند شده و باید یکی جدید بخرید. فروشنده سه گزینه میگذارد جلویتان: کربنی ارزان، بیمتال متوسط و کارباید گران. اگر فقط به قیمت نگاه کنید، احتمالاً همان کربنی را برمیدارید. دو ساعت بعد میبینید تیغ داغ کرده، برش کج شده و سطح قطعه پر از جای دندان است. این دقیقاً همان جایی است که تفاوت واقعی این سه تیغ خودش را نشان میدهد.
تیغ کربنی از یک تکه فولاد کربنی ساخته میشود. ساختار سادهای دارد و برای همین ارزان تمام میشود. دندانههایش نسبتاً نرم هستند و حرارت را خوب تحمل نمیکنند. روی چوب، پلاستیک، آلومینیوم و فولاد خیلی نرم عالی کار میکند. اما به محض اینکه سختی قطعه بالا برود، دندانهها سریع گرد میشوند.
دادههای تولیدکنندگان نشان میدهد تیغ اره نواری بیمتال معمولاً سه تا پنج برابر بیشتر از کربنی دوام میآورد. به همین دلیل امروز در کارگاههای فلزکاری جدی تقریباً کسی برای برش فولاد از تیغ کربنی استفاده نمیکند. این تیغ بیشتر برای کارگاههای نجاری سبک یا کسانی که گاهبهگاه چند قطعه نرم میبرند مناسب است.

تیغ بیمتال داستان متفاوتی دارد. بدنه آن از فولاد فنری انعطافپذیر ساخته شده و دندانهها از فولاد تندبر (معمولاً گرید M42) با جوش پرتو الکترونی به آن متصل شدهاند. این ترکیب باعث میشود تیغ هم انعطاف لازم برای گردش روی فلکهها را داشته باشد و هم سختی دندانهها به حدود ۶۷ تا ۶۹ راکول سی برسد.
نتیجه این است که میتواند بیشتر فولادهای رایج، استنلس معمولی، پروفیل و لوله را تا سختی حدود ۴۰–۴۵ راکول با کیفیت قابل قبول ببرد. بیمتال امروز استاندارد صنعت است. حدود ۷۵ درصد تیغهای فلزبری که در کارگاهها مصرف میشود از این نوع است، چون تعادل خوبی بین قیمت، دوام و کیفیت برش ایجاد میکند. البته شرطش این است که خنککاری و سرعت اره درست تنظیم شده باشد. اگر روانکار کم بریزید یا فشار تغذیه را زیاد کنید، حتی بیمتال هم زود از بین میرود.
حالا میرسیم به تیغ کارباید. اینجا دندانهها از کارباید تنگستن ساخته شدهاند و سختیشان به حدود ۱۰۰ راکول سی یا بالاتر میرسد. این تیغ برای مواد سخت و ساینده طراحی شده: فولادهای سختشده، سوپرآلیاژهایی مثل اینکونل و تیتانیوم، چدنهای ساینده و کامپوزیتها. در شرایط سخت، عمر آن میتواند پنج تا ده برابر بیمتال باشد و سرعت برش هم بالاتر میرود.
یک مثال واقعی از کارگاههای تولیدی نشان میدهد که در برش قطعات استنلس ضخیم، تیغ کارباید توانسته سه تا سه و نیم برابر مساحت بیشتری نسبت به بیمتال ببرد قبل از اینکه نیاز به تعویض پیدا کند. اما این قدرت بدون هزینه نیست. قیمت تیغ کارباید معمولاً چند برابر بیمتال است و به لرزش خیلی حساس است.

اگر کارتان بیشتر نجاری یا برش مواد نرم است و حجم کار پایین، تیغ کربنی هنوز منطقی است. پول اضافه برای بیمتال یا کارباید دور ریختن است.
اگر کارگاه فلزکاری معمولی دارید و بیشتر فولاد ساختمانی، لوله، نبشی و استنلس معمولی میبرید، بیمتال انتخاب درست است. بیشتر کارگاههای حرفهای با همین تیغ کار میکنند و هزینه تمامشدهشان پایینتر تمام میشود.
اگر تولید سنگین دارید، مواد سخت و سوپرآلیاژ میبرید یا زمان توقف دستگاه برایتان خیلی گران است، کارباید توجیه پیدا میکند. هزینه اولیه بالاتر را با کاهش تعداد تعویض تیغ و افزایش سرعت تولید جبران میکند.
نکتهای که خیلیها نادیده میگیرند این است که حتی بهترین تیغ هم اگر روی دستگاه نامناسب نصب شود یا تنظیمات اشتباه باشد، زود خراب میشود. تنش تیغ، فاصله راهنماها، سرعت خطی و فشار تغذیه تأثیر مستقیمی روی عمر دارند. تیغ کارباید روی دستگاه لرزان بیشتر از تیغ کربنی روی دستگاه خوب آسیب میبیند.
در نهایت انتخاب تیغ بیشتر از اینکه مسئله «بهترین» باشد، مسئله «مناسبترین» است. اول مشخص کنید بیشتر چه مادهای میبرید، حجم کار روزانه چقدر است و دستگاهتان چقدر صلب و دقیق است. بعد بروید سراغ خرید. اینطوری نه پول اضافی میدهید و نه وسط کار با تیغ کند گیر میکنید.