محمد منصورنژاد، استاد دانشگاه در یادداشتی با عنوان «گفتوگویی با رئیسجمهور: پیشنهاد سازوکار همراهی» نوشت: مشکلی که ایران امروز، درگیر آن است بورکراسی دست وپاگیر و ناکارآمد (حتی با در نظر نگرفتن فساد اداری) است که سبب میشود تا هر ایده خوب و طرح اجرایی هم زمین گیر شده و همگان را کلافه سازد.

دیدارنیوز _ محمد منصورنژاد*:
مردمیترین نهاد و دستگاه نظام جمهوری اسلامی در شرایط کنونی، قوه مجریه، به صورت خاص نهاد ریاست جمهوری و به صورت خاص الخاص، شخص دکتر «مسعود پزشکیان» است. به همین جهت اگر کسی امید به تحول و تغییری در سیستم داشته باشد، بهترین مجرا همین مسیر است، و کمک به رئیس جمهور، کمک به شخص نیست، کمک به ایران است. به ویژه که این شخصیت در کنار صداقت، سلامت وشجاعت، اصلا بدنبال ایجاد قطب بندی هم نیست و «وفاق ملی» شعار اصلی اوست. نوشتار حاضر در همین راستا به نگارش درآمده است.
۱. دکتر پزشکیان در گفتگوی با مردم و در اطلاع رسانی شیوهای را بکاربست که در طول بالای چهاردهه اخیر، سابقه نداشته است. بسیار صادقانه و نسبتا شفاف، با ملت شریف ایران سخن میکند. همین امتیاز او را رقبا، دستمایه تخریباش قرار داده و گفتند که او با مواضعاش به دشمن گرا میدهد؛ غافل از اینکه دشمنان دهها برابر از آنچه رئیس جمهور میگوید را با جزییات دقیق حتی در باره شیوه خورد و خوراک و اسکان «مقامات» (که گاه برای تامین امنیت، روزانه جای خاص و ثابتی ندارند) میدانند، چه رسد به وضعیت اقلام اقتصادی که بسیار ملموسند و در عصر ارتباطات و ماهواره و هوش مصنوعی، رصد کردن آن کاملا بسیار سهل است.
۲. با این همه پزشکیان یک فرد است و به ویژه در حیطه مسایل «علوم اجتماعی»، که بسیار پیچیدهاند، کارشناس نبوده و نیاز به یاری دارد. مثلا رئیس جمهور در مصاحبه اخیرش (هفته اول شهریور) سخنی که بارها گفتند را تکرار کرد: دیگران هر کسی که میتواند کمک کند تا از این وضع بیرون آییم. اما تذکر دادند که او «طرح» نمیخواهد (چون طرح زیاد دارد) و بلکه مجری طرحی میخواهد که فداکارانه عمل کند. در باب این مدعا چند نکته قابل تامل میتوان گفت:
الف. در برخی زمینهها هم ارایه طرح سهل است و هم ممکن است ایدههایی پیشتر آماده در اختیار باشد. در چنین مواردی سخن جناب دکتر پزشکیان درست است. آن ایدهها اکنون نیاز به عملیاتی شدن دارند.
ب. اما سوژههای انسانی همواره سطحی، ملموس و سهل نیستند که پیرامون آنها بتوان طرح معینی ارایه کرد که مقبول افتد؛ چون در علوم انسانی با نفس و جان آدمیان سروکارداریم که مقولهای کیفیاند و با موضوعاتی مواجه میشویم که به دشواری اندازه گیری میشوند و گاه به قدری پیچیدهاند که کارشناسان را نیز در فهم موضوع، دچار مشکل میکنند. پس این مدعا که طرح داریم و فقط مجری کم داریم در باب همه موضوعات و بلکه اغلب مسایل انسانی، صادق نیست.
ج. به عنوان نمونه، خوب است در سوژه «آموزش»، چه پیش از دانشگاه و چه پس از ورود به دانشگاه، توقفی داشت. مثلا اگر قرار باشد «مدارسی» ساخته شود، این کار با مهندسی مکان و با وجود نیروی کار و پشتیبانی در حد انبوه هم قابلیت اجرایی دارد. اما اصل داستان پس از ساخت مدرسه رخ مینماید و اینجا کار اصلا سهل نیست و طرح آمادهای براحتی نمیتوان داشت. مثلا چه محتوایی را به متربیان باید آموخت که به روز بوده و به افراد خَلاق و موفقی تبدیل شوند؟ آیا محتوای سنتی و آموزههای دینی و مواریث فرهنگی بومی، برای تامین محتوا کفایت میکند؟ یا باید از مواد و مضمون سایر فرهنگها هم بهره گفت؟ اگر قرار بر چنین کاری باشد، آیا ترکیب دادههای سنتی و مدرن و یا خودی و دیگری، براحتی شدنی است؟ آیا میتوان ترکیبی از دو فرهنگ متفاوت داشت که به محتوای جدیدی ختم شده و مورد اقبال سیاستگذاران باشد؟ و..
جدای از متن، کدام و معلم و مربی میخواهد آن محتوا را تدریس کند؟ آیا حتما فرد باید دورههای مهارتی تربیت معلم را گذرانده باشد، یا مثلا «طلاب علوم دینی» هم میتوانند در این مدارس تدریس کنند؟ شیوهها و روشهای آموزشی کدامند؟ تا تفکر انتقادی و خلاق را دامن زنند و دانش آموز را برای حل مساله آماده سازند و... همین سنخ نکات را در ارتباط با «آموزش عالی» نیز به تفصیل میتوان برشمرد و ادامه داد.
با این وصف، آیا در باب آموزش میتوان گفت طرح آماده است و فقط مجری کم داریم؟ روشن است که پاسخ منفی است و در طی بالای چهار دهه، هنوز محتوا و متون مراکز آموزشی، تکلیف روشنی ندارند و به این سادگی هم به طرحی ختم نمیشوند. اگر هم قرار بر مطالعه تجربیات کشورهای دیگر باشد، خود پژوهای مستقل لازم دارد، که زمان بر و درازمدت است.
د. نکات دیگری هم در باب طرح با فرض آماده بودن وجود دارد. مثلا آیا آن طرح ها، اعتبار سنجی شده و بی نقص و کارآمدند؟ پاسخ بدین پرسش نفیا و اثباتا نیاز به بررسی دارد و صرف وجود طرح، موضوعیت ندارد. مثلا برخی طرح «صادرات صیفی جات» به کشور روسیه را داشتند!
با فرض بی مشکل بودن طرح، همه طرحها را که همزمان نمیتوان اجرا کرد. از بین آن طرحها کدام برای اینجا و امروز مناسباند؟ پاسخ بدین پرسش نظر کارشناسی میخواهد.
آیا طرح تازه و ضروری تری نیاز نیست که تا کنون از آن غفلت شده باشد؟ آیا نمیتوان ظرفیتهای بیشتری را در ایران امروز بسیج کرد؟ آیا طرحهایی در جامعه وجود ندارند، که مورد بی توجهی قرار گرفتهاند؟ آن طرحها را که معمولا نیروهای کیفی در جای جای کشور دادهاند، آیا باید رها کرد؟
۳. پس راه حل چیست؟ مشکلی که ایران امروز، درگیر آن است بورکراسی دست وپاگیر و ناکارآمد (حتی با در نظر نگرفتن فساد اداری) است که سبب میشود تا هر ایده خوب و طرح اجرایی هم زمین گیر شده و همگان را کلافه سازد. حال آنکه شرایط کشور به گونهای است که تاخیر انداختن کارهای خیر، به شدت آسیب زاست. به همین جهت به نظر میرسد تاسیس نهادی چابک، کم تعداد، متصل به شخص رئیس جمهور، تاسیس اش لازم است تا ایدههای خوب را سریع اجرایی نماید. برای تاسیس این نهاد نوپا از برخی نهادهای موجود که ظرفیتهای بالقوه خوبی دارند (مثلا انجمنهای علمی؛ یا نهاد جهاد دانشگاهی و یا مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری و...) هم نمایندگانی دعوت به همکاری میشوند. علاوه بر آن اشخاص دارای ایدههای نظری جدی، با انگیزه که حاضرند فداکارانه همراهی کنند شناسایی شده و بین اعضای این نهاد، ارتباطاتی منظم شکل گیرد.
۴. طبیعی است که مثلا همین ایده رئیس جمهور که داوطلبان به دولت کمک کنند، نیاز به مکانیزمی دارد؛ وگرنه صرفا صبغه شعاری میگیرد! لازم است فردی که میخواهد در امور کشور و حلِ مشکلات امدادی کند، بداند که چگونه، از چه طریق و به چه شکلی درخواست ریاست جمهوری را اجابت کند؛ همانگونه که لازم است که کارگزاران قوه مجریه هم بدانند که فردِ مدعی تا چه حد توانایی دارد و در چه سطح و پیرامون چه موضوعی میخواهد همیار دولت باشد. سازوکاری برای اجابت به درخواست رئیس جمهور چنین مشخصاتی میطلبد:
اول: لازم است «سایتی» ویژه با قابلیتهای گوناگون جهت ثبت نام داوطلبان همیاری با قوه مجریه تعیین شده و در رسانهها به دیگران معرفی گردد. البته میتوان از ظرفیتهای مجازی نیز برای این منظور بهره جست.
در سایت معرفی شده از جمله مشخصات زیر از داوطلبان درخواست شده و تکمیل میگردد:
یک: در چه محور و موضوعی فرد توان همراهی برای حل مشکل دارد؟
دو: نوع کمک آیا فکری -نظری است یا عملی - میدانی؟
سه: در چه سطحی میتواند همکاری کند: ملی؛ استانی؛ شهرستانی و یا سطح یک بخش؟
چهار: آیا داوطلب به صورت فردی با موضوع درگیر میشود، یا تیمی (انجمنی) را درگیر موضوع میکند؟
پنج: ضمن بیان مساله بسیار کوتاه، عصاره راه حل در حد یک پاراگراف بیاید.
شش: ضمن بیان مشخصات اولیه، سوابق (علمی و عملی) فرد مرتبط با ایدهای که میخواهد امداد رساند، مختصرا بیاید.
دوم: از طرف نهاد ریاست جمهوری اقدامات زیر لازم است؟
یک: پیگیری این پروژه از سوی نزدیکترین فرد به شخص رئیس جمهور، باشد.
دو: فرآیند اداری چابکی برای کار پیش بینی شود که به سرعت و البته با روی گشاده، به داوطلب پاسخ درخور داده شود.
سه: به سرعت مشخص شود که ایده پیشنهادی با حیطه کاری کدام وزارتخانه و سازمان، نسبت مستقیم یا غیرمستقیم دارد و ارتباط (همراه با کنترل و نظارت مداوم)، بین فرد داوطلب با دستگاه مربوطه ایجاد شود.
چهار: برای ثبت نام داوطلبان، زمان مشخصی (مثلا یک فصل) پیش بینی شده و اعلام گردد. اطلاعیه این فراخوان نه تنها در رسانههای جمعی و مجازی، بلکه به صورت یک اطلاعیه در همه نهادهای مرتبط دولتی در منظر همگان باشد.
پنج: پس از پایان زمان مقرر، نشستی با همه علاقهمندان به همکاری، که ایده شان مطلوب تشخیص داده شد، در نهاد ریاست جمهوری برپا شده و نسبت به اهمیت کار و شرایط همکاری توجیه شوند؛ (البته در مقاطع دیگر و در ادامه، داوطلبان به صورت استثنایی نیز بتوانند در سایت، ثبت نام کنند.)
شش: در مدت تعیین شده برای ثبت نام (به مدت یک فصل)، شماره تماس تلفنی ویژه برای پاسخگویی و توضیح بیشتر از سوی نهاد ریاست جمهوری منظور شده و معرفی گردد.
هفت: برای قبول یا رد پیشنهاد همکاری با دولت، ملاکها و مولفههایی برای ارزیابی تعریف شده تا بر آن اساس بتوان یک ایده را امتیاز داده، قبول و یا رد کرد.
هشت: تیمی در سطوح مختلف دولتی (از ملی تا استانی، شهرستانی و بخش)، با دستورالعمل مشخص، و زیر نظر نهاد نوتاسیس، بلافاصله درخواست داوطلبان که روزانه طرح میشود را رسیدگی کرده و به سرعت نتیجه گیری کنند، تا افرادی که درخواست دادند به صورت شفاف و به موقع نتیجه درخواست و کارشان را بدانند.
نه: پیش نویسی برای قرارداد بین طرفین تنظیم گردد؛ و ..
بدیهی است نوشتار بالا پیش نویس اولیه و مقدمه خامی برای یاری رسانی به نهاد ریاست جمهوری است که جای تامل بسیار دارد.
*استاد دانشگاه/ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵