فرشاد محسنزاده، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «رفراندوم؛ راه حل ملی» نوشت: راه حل ملی و اصولی در باره هستی و نیستی ملت، جنگ و صلح، مصالح و منافع میهنی، حقوق بنیادین بشری نه در حصار شمار اندکی صاحب قدرت بلکه در اختیار ملت است که با برپایی همه پرسی یا رفراندوم میتوان از دیدگاه ملت جویا و مطلع شد.

دیدارنیوز _ فرشاد محسنزاده:
هر گاه زبان دیپلماسی قاصر و کُمیت عقلانیت در مناسبات بین المللی لَنگ و گنگ میشود زبانه آتش گلولههای تفنگ فوران و بلاهت و خشونت جایگزین عقلانیت و درایت در سیاست میشود.
مرکب سیاست را راکبان سیاستمدار خردمند، هوشمند و تلخ و شیرین دهر چشیدهای میطلبد همچون محمد علی فروغی و احمد قوام که میهن را از چنگال دشمنانی، چون روس و انگلیس برهانند و ناجی ایران در خلال و نیز پس از جنگ جهانی دوم از اشغال مهاجمان شوند.
در روزگار قحطی رجال سیاسی امروزین که احساسات همچون ازمنه جنگ دوم ایران و روس از سوی عدهای روحانیون جاه طلب بی درایت به همراه بازی خوردگان و شه زادگان کثیر الانتشار دربار فتحعلی شاه که از سر حسادت با عباس میرازی مدبّر در کمین تصاحب قدرت بودند، جنگی را بر افروختند که شعله هایش تا اکنون با جدایی صدها هزار کیلومتر مربع از خاک ایران در نهاد هر ایرانی زبانه میکشد.
هم آنانی که خواهان جنگ منتقمانه با روسیه تزاری و مشوق نبرد با روسها برای باز پس گیری بخشهایی از سرزمین بر باد رفته در جنگ نخست ایران و روس طی معاهده گلستان بودند اعم از روحانیون و برخی آیات فتوا دهنده جنگ آن عصر و شاهزادگان درباری پس از شکست شبه نظامیان بسیج شده ایران از ژنرال پاسکویچ و اردوی سربازان روس در شهرستان میانه امروز و دشت ترکمنچای و صدور ضرب الاجل ۲۴ ساعته تا فتح تهران، همگی پشت لشکریان و حکومت فتحعلی شاه قاجار را خالی و حتی شماری از جنگ طلبان، جان فدائیان و منتقمان مجازی و فتوا دهندگان پیشتر از همه نسبت به شاه قاجار اعلام برائت کردند و پرچم سفید بر سر در دولت سرای خویش بر افراشتند.
امروز نیز بسان عصر قجری عدهای با ردای روحانیت و ادای دیانت، حُبّ ملیت و بر افروختن رگ غیرت اشتیاق جنگ با ژنرال پاسکویچهای زمان بر آمدند. گویا این بار نیز مثل هر بار دیگر تاریخ باید در این سرزمین همانند جنگ افروزیهای حاکمان قجری و صفوی که موجب از دست رفتن نواحی گستردهای از ایران بزرگ آن عصر شد، تکرار شود!
تفاهم یا پیمان نامه بر سر تنگه هرمز با اعطای حق حاکمیت بر این آبراه دیرینه ایران باستان تاکنون به مسقط، یادآور واگذاری سهم ۸۹ درصدی دریای مازندران، کریدور زنگزور، خود مختاری بحرین، تجزیه هرات، تصاحب بخشهایی از خاک ایران به دست عثمانی و جدایی نیمی از خاک ایران طی دو جنگ توسط روسیه است.
جنگ و تقابل را حتی در صورت برابری قدرت چه در میدان مبارزه و چه در جدال مذاکره باید با تیغ تیز حکمت و تدبیر راهگشا شد که در صورت لاینحلی و ناگزیری تن به تقدیر سپرد.
تدبیر و درایت و عقل محاسبه گر در جنگ و جدالی نابرابر ابتدا مولفههای قدرت حاکمیت را در حوزههای مشروعیت و اعتماد مردمی، قدرت نظامی، مناسبات بین المللی، اقتصادی، اجتماعی و ... میسنجد و سپس به توزین قدرت خویش در قیاس با دشمن یا دشمنان در حال ستیز بر میآید تا با برآورد هزینه و فایده هر کجا جلوی ضرر را بگیرد، منفعت عاید شود.
در نظام حکمرانی خلاف اراده ملی گاهی ممکن است بنا به مصالحی، ملتی از حقوق طبیعی درون سرزمینی خویش از سر جَبر حکمرانان، ناتوانی و یا اهمال اغماض کند و یا حاکمان بنابه قوه قاهره حقوق حقه شهروندی یا دیگر شئون حقوقی را از ملت خویش مضایقه کنند، اما هیچ نظام سیاسی و حاکمیتی حق ندارد و نباید بی اذن و اراده ملت تحت حکومتش بجای آن بر سر امور بسیار مهم و بودن یا نبودن ملت و یا سرزمین آن ملت تصمیم بگیرد.
راه حل ملی و اصولی در باره هستی و نیستی ملت، جنگ و صلح، مصالح و منافع میهنی، حقوق بنیادین بشری نه در حصار شمار اندکی صاحب قدرت بلکه در اختیار ملت است که با برپایی همه پرسی یا رفراندوم میتوان از دیدگاه ملت جویا و مطلع شد.
کما اینکه در اصل ۵۹ قانون اساسی با همه تفسیرش نیز این مهم پیش بینی شده و در چنین شرایط خطیری دولت، مجلس و حکومت موظف به برگزاری همه پرسی از ملت در این امر بسیار مهم و دولت و حاکمیت نیز ملزم به رعایت نتیجه آرای اکثریت هستند.
نه اینکه در امور بسیار حیاتی جنگ و صلح که همه موجودیت ایران چندین هزار ساله و سرنوشت ملتی به آن بسته است نمایندگان ۴ درصدی و حکمرانان انتصابی و انتخابی که آرای شان بی یا باواسطه به ۲۷ درصد واجدان شرایط رای هم نمیرسد تصمیم ساز و تصمیم گیر باشند!
هدف از کسب آرای عمومی ملت از طریق همه پرسی در رد یا تایید سیاست پیشنهادی رهبران و حاکمان اجتناب از قانون گذاری ناصواب و تصمیم گیری خلاف اراده اکثریت جامعه است که در قانون اساسی حکمرانان، متعهد و موظف به انجام آن هستند.
بر همین اساس ملت این حق را دارد که در مورد سرنوشت، حیات و سرزمین خویش بیواسطه با ابراز رای مستقیم و عقیده از طریق ابزار دمکراسی یعنی رفراندوم تصمیم بگیرد و راه حل ملی همان شود که اکثریت ملت میگوید نه اقلیت چند درصدی!