اگر نور بدون شناخت معماری، زاویه دید عابران و موقعیت ساختمانهای مجاور اجرا شود، نتیجه ممکن است مصرف انرژی بیشتر، ورود نور به پنجره همسایهها و کاهش کیفیت فضای شبانه شهر باشد.

دیدارنیوز: در بسیاری از خیابانهای شهر، ساختمانهایی دیده میشوند که با تعداد زیادی چراغ، پروژکتور و خطوط نورانی تلاش کردهاند در شب بیشتر دیده شوند. بعضی نماها آنقدر روشناند که جزئیات معماری در میان حجم نور محو شده و حتی نگاه کردن مستقیم به آنها برای عابران آزاردهنده است. اینجا همان نقطهای است که روشنایی از یک ابزار معماری به منبع خیرگی و آلودگی نوری تبدیل میشود.
نورپردازی حرفهای قرار نیست تمام سطح ساختمان را با بیشترین شدت ممکن روشن کند. وظیفه آن، آشکار کردن فرم، تناسبات، بافت، ریتم و هویت بنا در تاریکی است. اگر نور بدون شناخت معماری، زاویه دید عابران و موقعیت ساختمانهای مجاور اجرا شود، نتیجه ممکن است مصرف انرژی بیشتر، ورود نور به پنجره همسایهها و کاهش کیفیت فضای شبانه شهر باشد.
به همین دلیل، بحث نورپردازی نما دیگر صرفا یک موضوع تزئینی نیست. این حوزه با طراحی روشنایی شهری، آسایش ساکنان، خوانایی خیابان و نحوه استفاده از انرژی ارتباط مستقیم دارد.
روشنایی زیاد معمولا از یک تصمیم ساده شروع میشود: هرچه تعداد چراغها یا توان آنها بیشتر باشد، ساختمان لوکستر و شاخصتر دیده خواهد شد. این تصور در عمل همیشه درست نیست. وقتی تمام اجزای نما با شدت مشابه روشن شوند، سلسلهمراتب بصری از بین میرود. ستون اصلی، ورودی، بافت سنگ، قاب پنجره و بخشهای فرعی همگی اهمیت یکسانی پیدا میکنند و چشم نمیداند باید روی کدام قسمت تمرکز کند.
در طراحی حرفهای، ابتدا مشخص میشود کدام عناصر معماری ارزش دیده شدن دارند. ممکن است لازم باشد فقط خطوط عمودی برای تقویت ارتفاع بنا، ورودی برای هدایت مراجعهکننده یا یک سطح دارای بافت خاص روشن شود. بخشهای دیگر میتوانند در سایه یا نیمسایه باقی بمانند تا عمق و کنتراست شکل بگیرد.
در واقع، یک پروژه موفق نورپردازی نما با افزایش بیهدف تعداد چراغها تعریف نمیشود؛ بلکه به کمک جانمایی، زاویه تابش، شدت مناسب و انتخاب دقیق نقاط تاکید، معماری را در شب بازخوانی میکند.
هیچ چراغی به خودی خود حرفهای یا غیرحرفهای نیست. نتیجه به این بستگی دارد که محصول در کجا، با چه زاویهای و برای نمایش کدام عنصر معماری استفاده شود.
جتلایت پرتو کشیده و نسبتا متمرکزی ایجاد میکند و برای تاکید بر ستونها، خطوط عمودی یا افزایش حس ارتفاع مناسب است. اگر زاویه آن بهدرستی تنظیم نشود، ممکن است نور از بالای ساختمان عبور کند یا در میدان دید عابران قرار گیرد. قدرت زیاد جتلایت نیز نمیتواند جای جانمایی درست را بگیرد.
والواشر برای پخش نور روی سطح وسیعتر به کار میرود. این چراغ میتواند دیوار، بافت سنگ یا بخش مشخصی از نما را یکنواختتر نشان دهد. فاصله چراغها، فاصله از دیوار و زاویه نصب باید طوری باشد که سطح دچار لکههای روشن و تاریک نامنظم نشود.
نور خطی برای نمایش لبهها، قابها، خطوط افقی و عمودی و هندسه نما کاربرد دارد. استفاده محدود و هدفمند از آن میتواند ریتم معماری را تقویت کند؛ اما ترسیم تمام خطوط ساختمان با نور، معمولا نما را شلوغ و خوانایی آن را کمتر میکند.
بررسی پروژههای نورپردازی نما میتواند نشان دهد که انتخاب نوع چراغ باید از فرم واقعی ساختمان و محدودیتهای اجرایی آن آغاز شود، نه از فهرست محصولات موجود.

مجری متخصص تنها درباره مدل چراغ و توان آن صحبت نمیکند. او باید بتواند توضیح دهد هر چراغ دقیقا کدام بخش را روشن میکند، منبع نور از چه زاویههایی دیده میشود و برای جلوگیری از ورود نور به ساختمانهای اطراف چه راهکاری در نظر گرفته شده است.
پیش از عقد قرارداد، بهتر است این موارد بررسی شوند:
ارزانترین پیشنهاد لزوما کمهزینهترین انتخاب نیست. اجرای بدون طراحی ممکن است بعدا به جابهجایی چراغها، اصلاح کابلکشی، شکایت همسایهها یا کاهش اجباری شدت نور منجر شود.
در نگاه اجرایی شرکت توسعه افراز هوراد، نور کنترلشده به معنای کمنور کردن بیدلیل ساختمان نیست؛ بلکه یعنی هر چراغ هدف مشخصی داشته باشد و خروجی آن در خدمت معماری قرار گیرد.
این رویکرد با شناخت فرم بنا، بررسی محل نصب، انتخاب اپتیک، تعیین زاویه تابش و طراحی مدارهای قابل کنترل آغاز میشود. در بسیاری از نماها لازم نیست تمام سطوح روشن شوند. گاهی نمایش درست چند ستون، قاب اصلی، ورودی و یک خط معماری، هویت بنا را بهتر از دهها چراغ پرقدرت آشکار میکند.
تنظیم نهایی پس از اجرا نیز بخش مهمی از پروژه است. نتیجه واقعی زمانی دیده میشود که چراغها در شب روشن باشند و رابطه آنها با ساختمانهای اطراف، مسیر خیابان و زاویه نگاه عابر بررسی شود. طراحی روی کاغذ آغاز کار است؛ نورپردازی حرفهای با مشاهده و اصلاح نتیجه در محیط واقعی کامل میشود.
مرز میان نورپردازی حرفهای و آلودگی نوری را تعداد چراغها مشخص نمیکند. این مرز با هدف نور، زاویه تابش، میزان خیرگی، رنگ نور، زمان روشن ماندن و نحوه ارتباط نما با محیط اطراف تعیین میشود.
ساختمانی که با نور کمتر اما دقیقتر طراحی شده باشد، معمولا خواناتر، آرامتر و ماندگارتر دیده میشود. در مقابل، روشن کردن تمام سطح نما ممکن است معماری را محو و نور ساختمان را به مسئله همسایهها و شهر تبدیل کند.
نور خوب لزوما نوری نیست که بیشتر دیده شود؛ نوری است که درست دیده شود.