تیتر امروز

توافق مکه؛ نشانه‌ای از شکل‌گیری نظم امنیتی جدید در جنوب و غرب آسیا؟
یادداشتی از حسن بهشتی‌پور، کارشناس مسائل بین‌الملل و عضو شورای علمی ایراس

توافق مکه؛ نشانه‌ای از شکل‌گیری نظم امنیتی جدید در جنوب و غرب آسیا؟

حسن بهشتی‌پور، کارشناس مسائل بین‌الملل و عضو شورای علمی ایراس در یادداشتی به تحلیل ابعاد مختلف «توافق مکه» پرداخته است که در دیدارنیوز می‌خوانید.
نروژ: جنگ علیه ایران نقض قوانین بین‌المللی است/ پیمان مکه؛ ترکیه مانور‌هایی با عربستان و پاکستان برگزار می‌کند/ عراقچی خطاب به مقامات آمریکایی: مراقب اطلاعات جعلی و اشتباهات محاسباتی باشید
توقف تجاوز هوایی آمریکا و ادامه مذاکرات (روز صد‌وبیست‌وهشتم آتش‌بس - بروز رسانی می‌شود)

نروژ: جنگ علیه ایران نقض قوانین بین‌المللی است/ پیمان مکه؛ ترکیه مانور‌هایی با عربستان و پاکستان برگزار می‌کند/ عراقچی خطاب به مقامات آمریکایی: مراقب اطلاعات جعلی و اشتباهات محاسباتی باشید

در روز چهلم جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، آتش بس دو هفته‌ای از بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ برقرار شد. سه‌شنبه شب اول اردیبهشت، ترامپ به صورت یک طرفه از تمدید آتش‌بس با ایران خبر داد و...
یادداشتی از ️سید هادی عظیمی

شریعتی و مسئله مرجعیت فکری

سید هادی عظیمی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران یادداشتی با عنوان «شریعتی و مسئله مرجعیت فکری» نوشته که در دیدارنیوز می‌خوانید.

کد خبر: ۲۰۳۴۱۳
۱۸:۱۱ - ۱۳ مرداد ۱۴۰۵

شریعتی و مسئله مرجعیت فکری

دیدارنیوز _ سید هادی عظیمی*:

دکتر شریعتی نزدیک به نیم قرن است که روی در نقاب خواب کشیده است، ولی او همچنان در میان ما حضور دارد، موافقان و مخالفانش در مورد او سخن می‌گویند و نظریاتش مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. او همچنان محل حمله و دفاع است و اگر حضور اندیشه یک شخصیت و اندیشمند را نشانه زنده بودن او بدانیم شریعتی همچنان است. اگر کتاب‌های شریعتی همچون دهه پنجاه پرفروش نیستند ولی اندیشه اش محل جدال است. اگر عده‌ای اورا شیاد بخوانندو عده‌ای دیگر در دفاع از او برآیند محل تعجب نیست. شریعتی هراز چندگاهی برای ما رخ می‌نماید و روحش در زمانه ما می‌پیچد. اگر اقتصاددانی فوق لیبرال عنان از دست بدهد و شریعتی را شیاد بنامد باز هم شریعتی آنچنان حضور پررنگی دارد که با چنن سخنانی قابل زودن نیست. چرا اندیشه شریعتی اینچنین استوار است که با این همه نقد و حتی تخریب همچنان پایدار می‌ماند. پاسخ به این سوال به معنای بی‌عیب و نقص دانستن شریعتی نیست. شریعتی همچون هر متفکر دیگری قابل نقد و لازم‌النقد است ولی بررسی چرایی استواری مرجعیت فکری او نکته مهمی است که نیازمند تامل است. 

۱. شریعتی و جغرافیای معرفت انقلاب: شریعتی را باید تاثیرگذارترین چهره فکری و اندیشه‌ای انقلاب اسلامی نامید. این تاثیرگذاری آنچنان بود که شریعتی را معلم انقلاب نامیدند. شریعتی بیشترین حیات فکری خود را در ابتدای دهه پنجاه در حسینسه ارشاد گذراند و اصلی‌ترین حرف هایش را در بازه زمانی فوق گفت. شریعتی خود می‌کوشید مسائلی را طرح نماید که با نیاز‌ها و مسائل و مشکلات جامعه‌اش در ارتباط است؛ و همین است که از جغرافیای معرفت نام می‌برد: علت اساسی ناقص ماندن، مهمل و مبهم ماندن و به نتیجه نرسیدن همه مکتب‌های اجتماعی و اخلاقی و فلسفی. همه اشکال گوناگون اجتماعی، سیاسی، تربیتی و همه فرم‌های محتلفی که برای زندگی کردن عرضه می‌شود، نادیده گرفتن جغرافیای معرفت است. ((مجموع آثار ۲۵، انسان بی خود، ص ۳۲۴) شریعتی به استناد دیدگاه فوقش کوشیده بود راهکار‌های بومی برای بحران‌های جامعه اش بیابد ولی جامعه نیز در سوی دیگر آنچنان ساکت و خاموش نبود. جامعه جوشان مذهبی غیرسنتی دهه پنجاه ایران از شریعتی آنچه را که میخواست برمی‌گرفت و آنچه را که نمیخواست فرو میگذاشت. شریعتی در زمانه‌ای ظهور کرد که رقابت بین مارکسیست و اسلام در عرصه عمومی رواج داشت و جوانان مسلمان نواندیش به دنبال اندیشه‌ای بودند که بتواند آنها را در برابر مارکسیست‌ها، به سلاح اندیشه مسلح کند و توان تاب آوری اندیشه اسلامی را دربرابر مارکسیست بالا ببرد. جفرافیای معرفت جامعه ایران شریعتی را پذیرفت و این نکته‌ای است که در سخنان مخالفین شریعتی کمتر به آن پرداخته می‌شود. سیاستمداران همیضشه می‌کوشند جامعه را در در مسیری که مطلوب می‍‌دانند حرکت دهند ولی نتیجه عملکرد‌ها در عرصه جامعه است که نقش پررنگی در شکل‌گیری اندیشه‌ها و مکاتب ایفا می‌نماید. شریعتی در محدوده جفرافیای معرفت جامعه خود سخن گفت و این جامعه بود که شریعیت را پذیرفت. چون او را با مشکلات و مسائل خودنزدیک‌تر میدید.. شریعتی ادامه مسیری بود که پیش از او آغاز شده بود و روشنفکرانی همچون بازرگان و طالقانی پیشتازان آن بودند و کوشیده بودند میان دین و مدرنیستم آشتی برقرار کنند و شریعتی در پی این قافله حرکت کرده بود. علی شریعتی توانشته بود بر کاروان روشنفکری دینی بیفزاید و آن را مجهز‌تر کند و راهکار‌های خروج از بحران را به جامعه‌اش ارائه دهد. تعاریف و صورتبندی‌های نوگرایانه شریعتی از اسلام موجی از شور ایجاد می‌کرد. این جغرافیای معرفت بود که شریعتی را معلم انقلاب کرد.

۲. شریعتی و دغدغه هایش: امروز عده‌ای همچنان از حضور اندیشه شریعتی نگران و شاید ناراحتند و رجوع به شریعتی را در زمانه ما بی دلیل می‌دانند. چرا شریعتی همچنان برای بخشی از جامعه ایران جذابیت و مرجعیت فکری دارد؟. یکی از خلاقیت‌های مهم شریعتی که اندیشه‌هایش را نشان می‌دهد، سه‌گانه‌های خلاقانه‌ای است که برای تبیین و تشریح آرای خود استفاده کرده است. سه گانه‌های شریعتی انسان‌گراترین سازه‌های کلامی او هستند شریعتی در اثر (انسان، اسلام و مکتب‌های مغرب زمین) (مجموعه آثار ۲۴، انسان) فاجعه‌های جدیدی را که (با انحطاط و مسخ شدن انسان منجر می‌شوند) (مجموعه آثار ۲۴، ص ۷۲) بر دو دسته می‌داند (اول – نظام‌های اجتماعی. دوم نظام‌های فکری) (همان، ص ۷۲) وی درهمان جا انسان را در تهدید سه فاجعه می‌بیند: (پستی سرمایه داری، جمود مارکسیسم، پوچی اگزیستانسیالسیم) (همان). چهارزندان انسان نیز از مهم‌ترین اندیشه‌های اوست که می‌خواهدانسان را از زندان رهایی دهد تا اصالت خود را بازیابد. شریعتی در (امت و امامت) می‌کوشد بین نظام امامت و دموکراسی متعهد پل بزند و الگویی برای تبدیل دموکراسی راس‌ها که در آن راس‌ها و رهبران تصمیم می‌گیرند ودموکراسی رای‌ها که انسان‌ها تصمیم گیرنده هستند ارائه دهد. مهم‌ترین و کامل‌ترین مدل شریعتی در زمینه سیاسی را باید (عرفان، برابری، آزادی) دانست که محصول سال پایانی زندگی اوست. همانقدر که امت وامامت مورد توجه و بدفهمی قرار گرفته است، نسبت به "عرفان، آزادی و برابری" بی‌توجهی می‌شود. شریعتی در متن فوق تاکید دارد که سه جریان اصلی وجود دارد: (یکی عرفان است و دیگری برابری و سومی آزادی) (خودسازی انقلابی ص ۶۵). وی به بررسی و نقد هرسه جریان می‌پردازد و از اینکه عرفان به مذهب رسمی، برابری به دولت پرستی سوسیالیسم و آزادی به پادر‌هوا بودن رسیده است انتقاد دارد. او در جست و جوی مکتبی است که هر سه بعد اساسی نیاز انسان را در کنارهم داشته باشد. شریعتی در مجموعه آثار ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ خود در جلسات متعددی به طرح هندسی مکتب می‌پردازد. در این طرح هندسی وی انسان ایده ال را با خدا همپیوند می‌بیند: (انسان این عاصی برخداوند، که با دستی در دست شیطان: عقل، و دستی دیگر بر دست حوا: عشق و کولبار سنگین امانت بر دوش از بهشت بی‌دردی و برخورداری هبوط کرد) (مجموعه آثار ۱۶، اسلام‌شناسی ۱، ص ۷۸) شریعتی در فراز فوق انسان خداگونه را عرضه می‌کند که ذلیل و خوار نیست و توان عصیان دارد. رویکرد شریعتی به انسان قدرت رهایی از زر و زور و تزویر را عطا می‌کند. موارد فوق اشاره‌های کوتاه به اندیشه‌های شریعتی است که دغدغه‌های انسانی او را نشان می‌دهد. دغدغه‌هایی که می‌کوشد مسائل انسان‌ها را نشان دهد و راه را‌هایی انسان را برسازد. نگاه انسان‌گرایانه شریعتی که همچنان برای روزگار ما قابل اعتنا و قابل تامل است که اثبات خویش را مقدم بر اثبات خدا برمی‌شمرد:خدا، مذهب، تمدن، فرهنگ، ایدئولوژی، همه هنگامی می‌تواندسرگرمی فکری، سربندی علمی، تحقیقات بی‌معنی، ذهنیت بازی‌پوچ، معارف عبث و علوم عقیم نباشد و از آنچه در عمق واقعیت و زندگی و انسان و رنج و نیاز راستین، یک نسل می‌گذرد، پرت و بیگانه ننماید که بیش از هرکاری به ((اثبات خویش)) بپردازیم و ببینیم به راستی چه هستیم و بدانیم که به درستی چه می‌خواهیم.)) (ما و اقبال، ص ۹۲). این نگاه انسانی شریعتی را می‌توان در نگرش میان فرد و جامعه یافت:شریعتی در تجزیه و تحلیل بحران اسنان شناسی از دیدگاه فردیت اگزیستانسیالیستی آغاز می‌کند و هنگامی که در پی نتیجه‌گیری است، رویکردی اجتماعی اتخاذ می‌کند بدون اینکه ارزش تفرد را فرو گذارد. او در رویکرد اجتماعی خویش نیز همچنان دیدگاه‌های وجودی خود را حفظ می‌کند و یک قطب اندیشه را به نفع قطب دیگر کنار نمی‌گذارد. (تبارشناسی عقلانیت مدرن، قرائتی پست مدرن از اندیشه دکتر علی شریعتی، محمد امین قانعی راد، نشر نقد فرهنگ، چ اول، ۱۳۸۱، ص ۱۲۸) نسبت اندیشه شریعتی با نیاز‌های انسان ایرانی، انسان مسلمان و انسان شیعی است که باعث می‌شود علی‌رغم فاصله شریعتی با ما و نقد‌هایی که بر شریعتی وارد است، دغدغه‌های او دغدغه‌های روزگار ما همگرایی و همسویی دارد.

حرف آخر: مسئله، مرجعیت فکری شریعتی است

آنتونی گیدنز، جامعه شناس شهیر انگلیسی، مفهومی به نام اندیشمند اجتماعی دارد و تاکید دارد ((اندیشمند اجتماعی باید تلاقی منحصر‌به‌فرد گفتمان‌های تخصصی وروزمره را دریافته و آن را در درون بستر نظریه پژوهشی خود قرار دهد، نه اینکه چشم‌بسته از یک نوع جامعه‌شناسی عینی ومبتنی برروش‌کمّی دفاع کند)) (روش‌در روش، احمدمحمدپور، انتشارات جامعه‌شناسان، ۱۳۸۹، ص ۳۸۶) شریعتی نیز کوشید آنچه از جامعه‌شناسی و تاریخ می‌دانست را با زندگی روزمره تلاقی دهد و در قالبی نوین ارائه دهدو راهی برای رهایی انسان بیابد. شریعتی به عنوان اندیشمند اجتماعی شریعتی است که به آن نیاز داریم ومی‌توانیم نقدش کنیم و با او سخن بگوییم. برای آنانی که شریعتی را شیاد می‌نامند مسئله مرجعیت فکری است. آنچه شریعتی را درجایگاه مرجعیت فکری قرار می‌دهد اندیشمند اجتماعی بودن شریعتی و دغدغه‌های اوست. دیگران هم می‌توانند مرجعیت فکری داشته باشند ولی باید حرف‌هایی را بگویند که با مناسبات اجتماعی و مسئله انسان‌ها در ارتباط باشد.

*عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران

ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
امروز پنجشنبه ۲۲ مرداد
امروز پنجشنبه ۲۲ مرداد
امروز پنجشنبه ۲۲ مرداد
امروز پنجشنبه ۲۲ مرداد
پرطرفدارترین ها