تیتر امروز

توافق مکه؛ نشانه‌ای از شکل‌گیری نظم امنیتی جدید در جنوب و غرب آسیا؟
یادداشتی از حسن بهشتی‌پور، کارشناس مسائل بین‌الملل و عضو شورای علمی ایراس

توافق مکه؛ نشانه‌ای از شکل‌گیری نظم امنیتی جدید در جنوب و غرب آسیا؟

حسن بهشتی‌پور، کارشناس مسائل بین‌الملل و عضو شورای علمی ایراس در یادداشتی به تحلیل ابعاد مختلف «توافق مکه» پرداخته است که در دیدارنیوز می‌خوانید.
هزینه چند میلیارد‌ دلاری غول‌های نفتی، برای ساخت مسیر‌های جایگزین تنگه هرمز/ نروژ: جنگ علیه ایران نقض قوانین بین‌المللی است/ انفجار مهیب در کارخانه اسلحه‌سازی در رم +ویدیو
توقف تجاوز هوایی آمریکا و ادامه مذاکرات (روز صد‌وبیست‌وهشتم آتش‌بس - بروز رسانی می‌شود)

هزینه چند میلیارد‌ دلاری غول‌های نفتی، برای ساخت مسیر‌های جایگزین تنگه هرمز/ نروژ: جنگ علیه ایران نقض قوانین بین‌المللی است/ انفجار مهیب در کارخانه اسلحه‌سازی در رم +ویدیو

در روز چهلم جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، آتش بس دو هفته‌ای از بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ برقرار شد. سه‌شنبه شب اول اردیبهشت، ترامپ به صورت یک طرفه از تمدید آتش‌بس با ایران خبر داد و...
یادداشتی از حسن بهشتی‌پور

از «شاندل» تا «شیاد»: ضرورت تفکیک نقد علمی از داوری اخلاقی

حسن بهشتی‌پور، تحلیلگر و پژوهشگر سیاسی در یادداشتی به اظهارات اخیر موسی غنی‌نژاد درباره علی شریعتی پرداخته است که در دیدارنیوز می‌خوانید.

کد خبر: ۲۰۳۲۲۷
۱۳:۲۸ - ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

از «شاندل» تا «شیاد»: ضرورت تفکیک نقد علمی از داوری اخلاقی

دیدارنیوز _ حسن بهشتی‌پور:

اظهارات اخیر دکتر موسی غنی‌نژاد درباره دکتر علی شریعتی و شخصیت «پروفسور شاندل» بحث گسترده‌ای را در فضای فکری ایران برانگیخته است. غنی‌نژاد که از صاحب‌نظران شناخته‌شده اقتصاد بازار و مترجم آثار فریدریش هایک است، در مناظره‌ای با دکتر میلاد دخانچی، استفاده شریعتی از نام شاندل را نشانه‌ای از نوعی فریب دانست و حتی از واژه «شیاد» برای توصیف آن استفاده کرد.

صرف‌نظر از داوری درباره شخص شریعتی، پرسش مهم‌تر این است که در نقد علمی، چگونه باید با چنین پدیده‌ای برخورد کرد؟ آیا ساختن یک شخصیت خیالی و نسبت دادن سخنان خود به او، در همه شرایط و بدون توجه به محتوا و زمینه، یکسان ارزیابی می‌شود؟

نخست باید میان دو مسئله تفکیک کرد: جعل منبع و ارزش اندیشه.

اگر نویسنده‌ای شخصیتی را به عنوان یک استاد یا متفکر واقعی معرفی کند، در حالی که چنین فردی وجود خارجی ندارد، و خواننده را به این باور برساند که با یک مرجع واقعی روبه‌رو است، از منظر اخلاق علمی این اقدام قابل نقد است. در دانشگاه، اعتبار یک استدلال تنها به محتوای آن وابسته نیست؛ بلکه به شفافیت درباره منشأ ایده‌ها نیز وابسته است. نسبت دادن سخن به یک مرجع خیالی، حتی اگر آن سخن کاملاً ساخته ذهن نویسنده باشد، نوعی اختلال در رابطه اعتماد میان نویسنده و مخاطب ایجاد می‌کند. اما این نکته پایان بحث نیست.

در ارزیابی علمی، باید پرسید: شاندل چه نقشی در آثار شریعتی داشته است؟

شریعتی از نام شاندل برای نسبت دادن نظریه‌های علمی، دیدگاه‌های جامعه‌شناختی یا نقد‌های فلسفی مشخص استفاده نکرده است، که اگر چنین بود مسئله سوء استفاده از نام یک فرد خیالی بسیار جدی‌تر می‌شد؛ زیرا در این حالت یک «مرجع علمی جعلی» وارد فرآیند استدلال شده بود. درحالی که بررسی آثار شریعتی به راحتی این واقعیت را به ما نشان می‌دهد که  شاندل بیشتر یک شخصیت ادبی، فلسفی یا تأملی است؛ شخصیتی که شریعتی از زبان او جملات شاعرانه، عرفانی و انسانی بیان کرده است.

در تاریخ ادبیات و اندیشه، استفاده از شخصیت‌های فرضی برای بیان افکار نویسنده سابقه دارد. نویسندگان گاهی برای ایجاد فاصله میان خود و سخنشان، یا برای خلق یک گفت‌وگوی فکری، شخصیت‌هایی می‌آفرینند. مسئله اصلی در چنین مواردی این است که مرز میان شخصیت ادبی و شخصیت واقعی چگونه به مخاطب معرفی شده است.

اگر خواننده بداند که با یک شخصیت ساخته‌شده مواجه است، این می‌تواند یک تکنیک ادبی باشد. اما اگر تصور کند با یک استاد واقعی روبه‌رو است، مسئله اخلاقی متفاوت خواهد شد؛ و به هیچ وجه نمی‌توان نفس کار را قابل دفاع دانست، اما این موضوع به هیچ وجه در قالب اتهام شیادی نمی‌گنجد.

درباره انگیزه شریعتی برای به کار بردن چنین نامی نیز باید با احتیاط داوری کرد. برخی معتقدند در جامعه‌ای که گاهی سخن یک متفکر خارجی یا عنوان «پروفسور» اعتبار بیشتری پیدا می‌کند، شاندل می‌توانسته ابزاری برای افزایش پذیرش سخنان او باشد. البته شریعتی در زمان خود به اندازه‌ای مشهور و تاثیرگذار بود که نیازی نداشت برای اعتبار بخشی به سخن خود را به شخصیتی خارجی نسبت بدهد؛ بنابراین برخی این نظر را مطرح می‌کنند که  شریعتی به دلیل شرایط فکری و سیاسی زمان خود، برای بیان برخی دیدگاه‌های حساس، از یک شخصیت واسطه استفاده کرده است؛ زیرا بسیاری از اندیشه‌های او در آن زمان با مخالفت گروه‌های مختلف روبه‌رو می‌شد.

این توضیحات ممکن است در فهم رفتار یک متفکر مؤثر باشد، اما لزوماً آن را از نظر اخلاق علمی توجیه نمی‌کند. شرایط تاریخی می‌تواند در تحلیل انگیزه‌ها اهمیت داشته باشد، اما اصل مسئله امانت در معرفی منبع همچنان باقی می‌ماند. با این حال، در نقد یک متفکر باید میان خطای روشی و کل شخصیت فکری او تفاوت گذاشت.

اینکه بگوییم «اگر شاندل وجود خارجی نداشته، معرفی او به عنوان یک فرد واقعی قابل نقد است»، یک داوری روش‌شناختی است. اما اینکه از این نتیجه بگیریم «پس تمام اندیشه و تأثیر اجتماعی شریعتی بی‌اعتبار است» نتیجه‌ای است که از نظر علمی قابل دفاع نیست.

بسیاری از متفکران بزرگ تاریخ، نقاط ضعف، تناقض‌ها یا خطا‌های روشی داشته‌اند، اما ارزیابی جایگاه آنان نیازمند بررسی مجموعه آثار، زمینه تاریخی و تأثیر فکری آنهاست.

در این میان، استفاده از واژه‌هایی مانند «شیاد» نیازمند رعایت اصول انصاف در داوری علمی را به ما گوشزد می‌کند.   در زبان علمی، معمولاً بهتر است به جای داوری درباره شخصیت اخلاقی افراد، درباره رفتار مشخص آنان یا اندیشه‌های آنان سخن گفته شود. عبارت‌هایی مانند «استفاده از مرجع غیرواقعی»، «ابهام در انتساب»، یا «نقض اصل شفافیت علمی» دقیق‌تر و قابل بررسی‌تر هستند.

نقد علمی زمانی بیشترین اعتبار را دارد که حتی درباره مخالف فکری خود نیز معیار واحدی به کار ببرد: نه حذف شخصیت‌ها به دلیل یک خطا، و نه چشم‌پوشی از خطا‌ها به دلیل محبوبیت یک متفکر.

شریعتی را می‌توان و باید  نقد کرد، حتی به دلیل ماجرای شاندل؛ اما نقد علمی زمانی قوی‌تر است که به جای تبدیل یک بحث روش‌شناختی به داوری اخلاقی درباره یک انسان، میان رفتار، انگیزه، زمینه تاریخی و میراث فکری تفکیک قائل شود.

ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
امروز پنجشنبه ۲۲ مرداد
امروز پنجشنبه ۲۲ مرداد
امروز پنجشنبه ۲۲ مرداد
امروز پنجشنبه ۲۲ مرداد
پرطرفدارترین ها