تیتر امروز

تسنیم: تکذیب خبر حمله موشکی انصارالله یمن به امارات/ هشدار فوری امارات درباره تهدید احتمالی موشکی/ اهمیت انتخابات اسرائیل برای ترامپ
توقف تجاوز آمریکا و ابهام در مذاکرات (روز صد‌وسی‌‌ودوم آتش‌بس)

تسنیم: تکذیب خبر حمله موشکی انصارالله یمن به امارات/ هشدار فوری امارات درباره تهدید احتمالی موشکی/ اهمیت انتخابات اسرائیل برای ترامپ

در پی آغاز تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران از روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، تنش‌های گسترده در خاورمیانه و درگیری‌ها میان ایران و آمریکا در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد و آتش‌بس شکننده پس از جنگ...
کمبود بنزین ۱۴ میلیون لیتر، قاچاق ۲۰ میلیون لیتر در روز!/ دفاع سید محمد خاتمی از توافق با آمریکا/ نفت می‌توانستیم بفروشیم، الان نمی‌توانیم
مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی

کمبود بنزین ۱۴ میلیون لیتر، قاچاق ۲۰ میلیون لیتر در روز!/ دفاع سید محمد خاتمی از توافق با آمریکا/ نفت می‌توانستیم بفروشیم، الان نمی‌توانیم

این صد و شصت و پنجمین برنامه مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز است که امروز دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ با اجرای محمدرضا حیاتی و با حضور کارشناسان و صاحب نظران تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.
رحمت‌الله بیگدلی: الزامی بر معمم بودن ولی‌فقیه نیست
گفت‌وگوی دیدارنیوز در برنامه «تنگنا» با یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب

رحمت‌الله بیگدلی: الزامی بر معمم بودن ولی‌فقیه نیست

در چهارمین قسمت از فصل جدید برنامه «تنگنا» میزبان رحمت‌الله بیگدلی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب بودیم و او دیدگاه‌های خود درباره ریشه‌ها و علل وضع موجود کشور و راه‌های برون‌رفت از این وضعیت را تشریح...
یادداشتی به قلم زهرا نژادبهرام 

حق به شهر و شهر هوشمند

زهرا نژادبهرام، فعال سیاسی اصلاح‌طلب یادداشتی با عنوان «حق به شهر و شهر هوشمند» نوشته است که در دیدارنیوز می‌خوانید.

کد خبر: ۲۰۲۷۷۲
۱۷:۳۶ - ۳۰ تير ۱۴۰۵

حق به شهر و شهر هوشمند

دیدارنیوز _ زهرا نژادبهرام:

حق به شهر در معنای ساده آن یعنی توانایی شهروندان در تصمیم گیری و تصمیم سازی و اجرا است. به تعبیر لوفور شهر ساز صاحب نام حق به شهر بیش از آنکه صرفا حق مشارکت باشد حق بهره مندی از شهر و حق تغییر شهر نیز است. تهران شهری است که با اتکا به ابزار‌های فن آورانه تلاش دارد، شکلی هوشمند از خود به نمایش درآورد. اما به دلیل تبیینی متفاوت الکترونیکی شدن خدمات شهری معنای هوشمند سازی تعریف شده است. این تعبیر نامناسب به مانعی برای تحقق حق به شهر گردیده است. در تبیین این مهم شاید بتوان گفت که تهران درعوض شهروند کنشگر او را با کاربری که از خدمات الکترونیکی بهره می‌گیرد جایگزین ساخته است. شهروندان در تهران در بستر تصمیم گیری‌های بالا به پایین مکلف به رعایت قوانین و قواعد تنظیم یافت هستند، بدون آنکه مشارکتی در طراحی و تنظیم آنها داشته و حتی محلی برای دریافت پاسخ یا بستری برای شفافیت تصمیم‌ها وجود داشته باشد. به عنوان مثال شهروندان تهرانی از تصمیم گیری برای خرید اتوبوس‌ها و سیستم حمل و نقل تا ایجاد ایستگاه‌های مورد نیاز و حتی مناسب سازی معابر شهری بی تاثیر و حتی بی اطلاع هستند! این اقدامات در پیوست تصمیم گیری‌های کلان مدیریت شهری در فضایی در بسته با تعاریف متفاوت از هوشمندی که در برخی موارد حتی متعارض با این امر است شکل می‌گیرد.

به عنوان مثال سامانه شهرزاد یا همان سامانه تهران من پیشین بستری الکترونیکی برای ارائه خدمات به شهروندان می‌باشد و آن‌ها از خرید بلیط وسایل نقلیه عمومی گرفته تا خدمات نوسازی و ... از آن بهره می‌گیرند؛ این سامانه‌ها صرفا یک بستر برای ارائه خدمات است نه فضایی برای مشارکت در تصمیم گیری و تصمیم سازی! به عبارتی تهران در مسیر دیجیتالی شدن حرکت کرده است، اما این به مفهوم طی مسیر هوشمند شدن نیست!

از این‌رو شاید بتوان گفت که مشکل تهران کمبود فن آوری نیست؛ تهران با مسئله فقدان حکمرانی هوشمند مواجه است. حکمرانی‌ی که بتواند میان تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا پیوند برقرار کرده و هویت شهروندی تهرانی‌ها از بهرور از خدمات به شراکت در اداره شهر تعریف کند.

از این‌رو اگر چه، تهران در سال‌های اخیر با اتکا به فناوری‌های نوین و توسعه خدمات الکترونیک، در مسیر هوشمندسازی گام برداشته است؛ اما به نظر می‌رسد هوشمندسازی بیش از آنکه به تحقق حق به شهر بینجامد، مبدل به پروژه‌ای برای بهره گیری از فن آوری شده است. دراختیار داشتن بیش از هزار کیلومتر فیبر نوری و تجهیزات مدرن در ارائه خدمات به معنای هوشمند سازی در مدیریت شهری تهران نیست چرا که سنگ زیرین هوشمند سازی شراکت شهروندی است؛ و این شراکت بستر لازم برای تحقق عدالت شهری می‌گردد. به عبارت دیگر عدالت شهری در بستر شهر هوشمند از مفهومی انتزاعی به امری عینی تبیین می‌شود و کارکرد عدالت در تحقق حقوق شهروندی راه نوینی در جهت باز تعریف حق به شهر می‌شود.

چرا که شهر تنها یک فضای فیزیکی یا مجموعه‌ای اززیر ساخت‌ها نیست بلکه عرصه‌ای اجتماعی سیاسی و فرهنگی و اقتصادی است که همه شهروندان باید در شکل دهی آن مشارکت داشته باشند. دو اصل اساسی حق بهر ه مندی عادلانه از منابع و خدمات و فرصت شهری و حق مشارکت موثر شهروندان در تصمیم گیری و تصمیم سازی شهری اساس هوشمندی شهر‌ها است و تهران دراین زمینه با یک شکاف عمیق رو‌به‌رو است. در واقع از آنجا که تحقق توسعه پایدار در اتصال این مفاهیم به یکدیگر است، استفاده از فن آوری تنها می‌تواند لایه رویین هوشمند سازی را با اغماض تداعی کند در حالیکه اصل اساسی در هوشمند سازی تحقق شراکت واقعی شهروندان در امور شهری است؛ لذا اگر با نگاهی دیگر به مسئله هوشمند سازی و بهتر گفته شود الکترونیکی شدن شهر‌ها توجه کنیم، این مهم موجب افزون شدن شکاف‌های اجتماعی و نابرابری دیجیتالی شود مسئله حق به شهر به تابوی دست نیافتنی مبدل می‌گردد؛ چرا که ابزار و فن آوری منجر به افزون شدن فاصله‌ها شده است. ازاین رو مسئله ضرورت حق به شهر تنها در دفاع از حقوق فردی شهروندی نیست بلکه بستری برای تحقق عدالت اجتماعی، انسجام شهری و اعتماد عمومی است.

شاید یکی از دلایل اصلی برای این نگرانی این است که هوشمندسازی بیش از آنکه بر مشارکت فعال شهروندان و توانمندسازی آنان استوار باشد، بر توسعه ابزار‌ها و سامانه‌های فناورانه متمرکز شده است. در نتیجه، بسیاری از زیرساخت‌های ایجادشده، اگرچه به بهبود برخی خدمات شهری کمک کرده‌اند، اما نتوانسته‌اند به شکل‌گیری حکمرانی مشارکتی و افزایش نقش شهروندان در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری شهری بینجامند.

در تجربه شهر‌های هوشمند، فناوری ابزاری برای افزایش شفافیت، پاسخگویی، دسترسی آزاد به اطلاعات، مشارکت شهروندان و کاهش نابرابری‌هاست. شهر هوشمند زمانی به معنای واقعی خود دست می‌یابد که فناوری در خدمت انسان، عدالت شهری و حقوق شهروندی قرار گیرد، نه آنکه صرفاً کارآمدی مدیریتی را افزایش دهد. به همین دلیل، حق به شهر و شهر هوشمند دو مفهوم جداگانه نیستند، بلکه دو روی یک سکه‌اند که هدف مشترک آنها ارتقای کرامت انسانی، تحقق عدالت شهری و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است. از این‌رو در علت عدم تحقق این مهم می‌توان گفت که به رغم توسعه زیرساخت‌های هوشمند در تهران، تمرکزگرایی در مدیریت شهری، مشارکت محدود شهروندان، نابرابری فضایی، شکاف دیجیتال، ضعف شفافیت، مشکلات اقتصادی، چالش‌های محیط‌زیستی و دسترس‌پذیری ناکافی، مانع از تحقق کامل حق به شهر شده است. 

در چنین شرایطی، حق به شهر که هویت اصلی شهروندی است با چالش جدی رو‌به‌رو می‌شود و مفهوم هوشمند سازی به حاشیه رانده می‌شود و عدالت اجتماعی معنای واقعی خود را ازدست می‌دهد.

در نهایت، به نظر می‌رسد در تهران، شهر هوشمند هنوز بیش از آنکه یک الگوی حکمرانی مبتنی بر حقوق شهروندی باشد، پروژه‌ای فناورانه است و حق به شهر نیز بیش از آنکه در عرصه عمل شکل بگیرد، در اسناد و برنامه‌ها باقی مانده است؛ لذا حکمرانی شهری اگر راهکار برون رفت از مشکلات شهری را در هوشمند سازی نه به صورت یک ایده یا امری تزیینی تصور کند نیازمند آن است که شهروند از جایگاه «کاربر خدمات» به جایگاه «کنشگر و شریک حکمرانی» تغییر موقعیت دهد.

یادآوری این نکته ضروری است که الگوی ارائه شده برای شهر‌ها در سطح ملی نیز می‌تواند به الگوی تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرا مبدل شود. چرا که همین چالش برای آن نیز قابل مشاهده است. از همین رو، بازتعریف حکمرانی مشارکتی به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
امروز سه‌شنبه ۲۷ مرداد
امروز سه‌شنبه ۲۷ مرداد
امروز سه‌شنبه ۲۷ مرداد
امروز سه‌شنبه ۲۷ مرداد
پرطرفدارترین ها