تیتر امروز

کمبود بنزین ۱۴ میلیون لیتر، قاچاق ۲۰ میلیون لیتر در روز!/ دفاع سید محمد خاتمی از توافق با آمریکا/ نفت می‌توانستیم بفروشیم، الان نمی‌توانیم
مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی

کمبود بنزین ۱۴ میلیون لیتر، قاچاق ۲۰ میلیون لیتر در روز!/ دفاع سید محمد خاتمی از توافق با آمریکا/ نفت می‌توانستیم بفروشیم، الان نمی‌توانیم

این صد و شصت و پنجمین برنامه مجله خبری تحلیلی دیدارنیوز است که امروز دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ با اجرای محمدرضا حیاتی و با حضور کارشناسان و صاحب نظران تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.
المیادین: حادثه امروز در اربیل عملیات پرچم دروغین بود/ میدل ایست آی: جنگ علیه ایران، صنعت هوانوردی خاورمیانه را وارد بحران کرده/ حادثه امنیتی برای یک کشتی در سواحل سومالی
توقف تجاوز هوایی آمریکا و ادامه مذاکرات (روز صد‌وسی‌‌ودوم آتش‌بس)

المیادین: حادثه امروز در اربیل عملیات پرچم دروغین بود/ میدل ایست آی: جنگ علیه ایران، صنعت هوانوردی خاورمیانه را وارد بحران کرده/ حادثه امنیتی برای یک کشتی در سواحل سومالی

در روز چهلم جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، آتش بس دو هفته‌ای از بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ برقرار شد. سه‌شنبه شب اول اردیبهشت، ترامپ به صورت یک طرفه از تمدید آتش‌بس با ایران خبر داد و...
رحمت‌الله بیگدلی: الزامی بر معمم بودن ولی‌فقیه نیست
گفت‌وگوی دیدارنیوز در برنامه «تنگنا» با یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب

رحمت‌الله بیگدلی: الزامی بر معمم بودن ولی‌فقیه نیست

در چهارمین قسمت از فصل جدید برنامه «تنگنا» میزبان رحمت‌الله بیگدلی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب بودیم و او دیدگاه‌های خود درباره ریشه‌ها و علل وضع موجود کشور و راه‌های برون‌رفت از این وضعیت را تشریح...
یادداشتی از مرتضی بنانژاد، کارشناس ارشد مطالعات آمریکا و امور بین الملل

از نبرد نظامی تا بن‌بست راهبردی؛ تاملی بر جنگ ۴۰ روزه آمریکا و ایران و آزمون نظم قدرت

مرتضی بنانژاد، کارشناس ارشد مطالعات آمریکا و امور بین الملل در یادداشتی اختصاصی برای دیدارنیوز، به بررسی تحولات جنگ ۴۰ روزه آمریکا و ایران پرداخته است که در این مطلب می‌خوانید.

کد خبر: ۲۰۲۷۵۷
۱۸:۰۰ - ۳۰ تير ۱۴۰۵

از نبرد نظامی تا بن‌بست راهبردی؛ تاملی بر جنگ ۴۰ روزه آمریکا و ایران و آزمون نظم قدرت

دیدارنیوز _ مرتضی بنانژاد:

جنگ ۴۰ روزه میان ایالات متحده و ایران را باید در چارچوبی فراتر از یک رویارویی صرفاً نظامی تحلیل کرد؛ چرا که این منازعه، در سطحی عمیق‌تر، آزمونی برای سنجش نسبت میان قدرت سخت، اراده سیاسی، بازدارندگی و توان تاب‌آوری دولت‌ها در نظام بین‌الملل معاصر بود. ایالات متحده با آغاز این جنگ، هدفی حداکثری را دنبال کرد و آن را در قالب «تسلیم بدون قید و شرط ایران» تعریف نمود؛ رویکردی که مبتنی بر این فرض بود که برتری نظامی آمریکا می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن، اراده سیاسی تهران را تغییر داده و اهداف مورد نظر واشنگتن را محقق سازد.

با این حال، روند تحولات میدانی نشان داد که تبدیل برتری نظامی به پیروزی راهبردی، فرآیندی پیچیده‌تر از محاسبات اولیه قدرت‌های بزرگ است. ایران در مواجهه با حملات گسترده، برخلاف برخی برآورد‌های اولیه، توانست ساختار تصمیم‌گیری، ظرفیت پاسخ‌گویی و انسجام دفاعی خود را حفظ کند. پاسخ‌های قاطع و دور از انتظار ایران نشان داد که محاسبات اولیه درباره میزان توان مقاومت و ظرفیت واکنش این کشور با واقعیت‌های میدان فاصله داشته است. ایران با بهره‌گیری از مجموعه‌ای از عوامل شامل تجهیزات نظامی، اراده سیاسی، ظرفیت‌های عملیاتی، انسجام داخلی و آمادگی برای تحمل هزینه‌های یک منازعه طولانی، توانست قابلیت بازدارندگی خود را حفظ نماید.

یکی از مهم‌ترین پیامد‌های این جنگ، اثبات مفهوم «تاب‌آوری راهبردی» ایران بود. تاب‌آوری راهبردی به معنای توانایی یک کشور برای حفظ قابلیت‌های حیاتی خود، ادامه فرآیند تصمیم‌گیری و جلوگیری از تحمیل اراده طرف مقابل در شرایط فشار حداکثری است. تجربه این جنگ نشان داد که فشار نظامی گسترده، الزاماً به فروپاشی ظرفیت مقاومت سیاسی یا پذیرش خواسته‌های طرف مقابل منجر نمی‌شود.

در همین چارچوب، ادعا‌های مضحک مطرح‌شده از سوی رئیس‌جمهور آمریکا درباره نابودی کامل توان موشکی، پدافندی و دریایی ایران، با واقعیت‌های موجود در میدان انطباق ندارد. استمرار توان پاسخ‌گویی ایران در برابر حملات اخیر آمریکا، به‌ویژه پس از آنچه تهران نقض توافق اسلام‌آباد از سوی واشنگتن می‌داند، نشان داد که تصویر ارائه‌شده از موفقیت کامل نظامی آمریکا فاصله قابل توجهی با واقعیات میدانی دارد. حتی اگر یک طرف در عملیات‌هایی به موفقیت‌های نظامی دست یابد، این موضوع الزاماً به معنای پیروزی راهبردی نیست؛ زیرا در عرصه روابط بین‌الملل، موفقیت نظامی زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند اهداف سیاسی نهایی جنگ را محقق سازد.

بر این اساس، ایالات متحده حتی به پیروزی نظامی مورد ادعای رئیس‌جمهور خود نیز دست نیافته است و ایران همچنان قدرت پاسخ‌گویی و اقتدار نظامی خویش را در جهت دفاع از منافع ملی خود داراست. هدف اعلامی واشنگتن، یعنی تسلیم بدون قید و شرط ایران، یک هدف سیاسی حداکثری بود که تحقق آن نیازمند تغییر بنیادین در محاسبات طرف مقابل بود؛ امری که با استمرار مقاومت ایران، حفظ ظرفیت‌های دفاعی و ادامه نقش این کشور در معادلات امنیتی منطقه، با موانع جدی مواجه شده است.

تجربه تاریخی روابط بین‌الملل نیز نشان داده است که قدرت‌های بزرگ زمانی با دشواری مواجه می‌شوند که میان اهداف اعلامی و ابزار‌های مورد استفاده آنها شکاف ایجاد شود. جنگ‌هایی که بدون تعریف روشن از پایان سیاسی آغاز می‌شوند، می‌توانند به جای تثبیت برتری، قدرت مداخله‌گر را در یک دور باطل راهبردی گرفتار کنند؛ وضعیتی که در آن هزینه‌های استمرار درگیری افزایش می‌یابد، اما اهداف اولیه دست‌نیافتنی باقی می‌ماند.

امروز یکی از مهم‌ترین چالش‌های آمریکا، فقدان یک راهبرد روشن برای خروج از این بحران است. ادامه حملات نظامی، بدون دستیابی به نتیجه راهبردی، نه تنها مسئله اصلی واشنگتن را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند به تضعیف اعتبار بازدارندگی آن در سطح بین‌المللی منجر شود. قدرت هژمونیک تنها زمانی پایدار می‌ماند که توانایی تبدیل قدرت مادی به نتایج سیاسی را داشته باشد؛ در غیر این صورت، استمرار ناکامی در تحقق اهداف اعلامی می‌تواند ادراک جهانی از محدودیت‌های آن قدرت را تقویت کند.

در چنین شرایطی، مذاکره برابر میان ایران و آمریکا می‌تواند به عنوان مسیر مدیریت بحران مطرح شود؛ مذاکره‌ای که نه بر مبنای تحمیل اراده آمریکا بر ایران، بلکه بر اساس احترام به حقوق ایران، پذیرش واقعیت‌های ژئوپلیتیکی و تلاش برای ایجاد یک چارچوب پایدار شکل گیرد. بدیهی است که حضور ایران در چنین فرآیندی به معنای پذیرش فشار یا عقب‌نشینی از حقوق خود نیست، بلکه ابزاری برای استیفای منافع ملی و تثبیت جایگاه خود در نظام منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد بود.

مقامات ایرانی، ضمن حفظ قدرت نظامی کشور برای پاسخ به هرگونه اقدام تجاوزکارانه که مغایر اصول بنیادین حقوق بین‌الملل تلقی شود، آماده حضور در مذاکرات برابر با طرف تخاصم برای پیگیری و استیفای حقوق مشروع کشور هستند. در این مسیر، نقش مردم ایران در حفظ وحدت ملی، پرهیز از تفرقه و حمایت از مدیریت امور کشور، یکی از عناصر مهم افزایش تاب‌آوری ملی و تقویت قدرت چانه‌زنی کشور خواهد بود.

در نهایت، جنگ ۴۰ روزه را باید نقطه‌ای مهم در مطالعه رابطه میان قدرت نظامی و قدرت راهبردی دانست. این جنگ بار دیگر نشان داد که در نظام بین‌الملل، هژمونی صرفاً بر پایه قدرت تسلیحاتی شکل نمی‌گیرد، بلکه به توانایی یک دولت برای شناخت محیط راهبردی، مدیریت بحران، ایجاد ائتلاف و دستیابی به نتایج سیاسی پایدار وابسته است. اگر ایالات متحده ناچار شود به جای ادامه مسیر تقابل، به سمت مذاکره برابر حرکت کند (چنان‌که تاکنون چنین چشم‌اندازی قابل ارزیابی است و ایالات متحده چاره‌ای جز حرکت در این مسیر ندارد)، این تحول می‌تواند نشانه‌ای از محدودیت قدرت نظامی در تحقق اهداف سیاسی و بازتابی از پیچیدگی‌های نظم جهانی در عصر جدید باشد.

ارسال نظرات
captcha
امروز سه‌شنبه ۲۷ مرداد
امروز سه‌شنبه ۲۷ مرداد
امروز سه‌شنبه ۲۷ مرداد
امروز سه‌شنبه ۲۷ مرداد
پرطرفدارترین ها