حسین کنعانیمقدم، فعال سیاسی اصولگرا ریشه اصلی شکافها و خدشهدار شدن وحدت را در «هوای نفس» و «قدرتطلبی» جستوجو میکند.

دیدارنیوز: حسین کنعانیمقدم، فعال سیاسی اصولگرا میگوید که هوای نفس و قدرتطلبی، ریشه اصلی شکافها و خدشهدار شدن وحدت است.
کنعانیمقدم در گفتوگو با اعتماد با تاکید بر اینکه «اتحاد» و محوریت «ملت»، ریسمانی مشترک برای پیوند میان تمامی ادیان، اقوام و سلایق گوناگون است، تصریح کرد که هدف از دستیابی به این انسجام، صرفا پرهیز از کشمکشهای سیاسی نیست، بلکه تشکیل «ید واحده» برای حل معضلات داخلی، مقابله با تهدیدات خارجی و پیمودن مسیر توسعه و تعالی است.
او در تحلیل خود، ریشه اصلی شکافها و خدشهدار شدن وحدت را که این روزها توسط برخی افراد و جریانات در توهین به رییسجمهور و رییس مجلس و وزیر امور خارجه و... متبلور شده را در «هوای نفس» و «قدرتطلبی» جستوجو کرد و هشدار میدهد که غلبه رویکرد «قدرت برای قدرت» بر «قدرت برای خدمت»، منجر به خروج افراد از گردونه خادمان ملت و سقوط سیاسی آنان در «زبالهدان تاریخ» میشود.
این فعال سیاسی اصولگرا، در تبیین نقطه کانونی اتحاد و انسجام ملی در کشور، چهار رکن اساسی را زیربنای مستحکم این مفهوم خواند.
وی در تشریح ضرورت وجود این ارکان گفت: «ما چهار رکن اساسی را در بحث وحدت و انسجام ملی داریم؛ رکن نخست، خودِ ایران است؛ یعنی سرزمین ایران که باید به عنوان یک مبنای سرزمینی، نقطه اشتراک و همگرایی تمامی اقوام، گروهها و جریانات مختلف سیاسی قرار گیرد. همه ما باید متفقالقول باشیم که برای حفظ انسجام، این سرزمین مبنای اصلی فعالیتهای ماست.»
او در ادامه با اشاره به اهمیت رکن دوم میافزاید: «رکن دوم، بحث «ملت» است؛ مردم به عنوان یکی از پایههای اساسی نظام، جایگاهی دارند که بدون وجود آنها، سرزمین معنا و مفهوم خود را از دست میدهد. ملت بدون سرزمین و سرزمین بدون ملت، هویتی نخواهد داشت. البته ما این ملت را در چارچوب ایدئولوژی و تفکر اسلامی به عنوان «امت اسلامی» تلقی میکنیم که اگرچه دایره آن فراتر از مرزهای جغرافیایی است، اما ملت ایران به عنوان بخش مهمی از این امت، موضوعیت و جایگاه ویژهای در ارکان وحدت دارد.»
کنعانیمقدم رکن سوم را بسیار حیاتی و نیازمند توجه جدی دانسته و در این باره میگوید: «رکن سوم، بحث «حکمرانی» است که در چارچوب الگوی «امت و امام» و با محوریت «ولایت فقیه» مفهوم پیدا میکند. این رکن نه تنها محل حل مناقشات، بلکه محور اصلی همدلی، همراهی و تشکل یافتن جریانات مختلف است. این جایگاه میتواند به عنوان نقطه ثقلِ مدیریت بحرانها و تضادها عمل کند و همواره باید مورد توجه جدی تمامی ارکان نظام باشد.»
او در نهایت رکن چهارم را پیونددهنده سه رکن قبلی دانست و افزود: «رکن چهارم، بحث ایمان و اعتقاد به اسلام است؛ اسلام به عنوان رکن اصلی و حلقه وصلِ همه این عناصر با یکدیگر مطرح میشود. برای حفظ اسلام در سرزمین ایران، با همراهی ملت ایران و در راستای یک حکمرانی مطلوب و الهی (مدل امام)، باید تلاش مستمر صورت گیرد. این چهار مورد را باید به عنوان چهار پایه اصلی و متصل به هم در نظر داشته باشیم.»
این فعال سیاسی در تبیین چگونگی ایجاد وحدت در میان تنوع سلایق، اندیشهها و گرایشهای جامعه بیان داشت: «اگر همه این سلایق را در چارچوب این چهار رکن قرار دهیم، محور اصلی که میتواند انسجامبخش باشد، «خداباوری» یا «اللهمحوری» است؛ یعنی نگاه به الله به عنوان محور همه مسائلی که باید در چارچوب آن عمل کنیم. این اللهمحوری، ریسمان مشترکی است که میتواند تفاوتهای ظاهری را پوشش دهد. در کشور ما با وجود تنوع مذاهب و ادیان، همه محورها به «الله» ختم میشود. اگرچه ممکن است با پیامبران مختلف، کتب گوناگون و نگاههای متنوع روبهرو باشیم، اما آن حقیقتی که خداوند میفرماید ما همه پذیرفتهایم، زیر پرچم «الله» بودن است. این باور میتواند وحدت را در کشور ما پایدار نگه دارد و برای رشد و تعالی موثر باشد.»
کنعانیمقدم در تشریح چرایی اهمیت راهبردی وحدت و انسجام ملی تاکید کرد: «ما وحدت را تنها برای اینکه جنگ نشود یا کشمکشهای سیاسی کاهش یابد، نمیخواهیم، بلکه هدف اصلی، تشکیل «ید واحده» برای حل مشکلات، ایستادگی در برابر دشمنان و قدرتنمایی در مقابل ناملایمات است تا بتوانیم با استحکام و قدرت در مسیر توسعه و تعالی کشور گام برداریم.»
او در پاسخ به پرسشی درباره برخورد با جریانهایی که به این انسجام ملی خدشه وارد میکنند، با اشاره به ریشههای اخلاقی اختلافات تصریح میکند: «من ریشه تمام اختلافات در جامعه را «هوای نفس» میدانم. قدرتطلبی - آن هم نه قدرت برای خدمت، بلکه قدرت برای قدرت - باعث میشود فرد در هر جایگاهی که باشد، اگر خود را در مسیر الهی قرار ندهد و در مسیر شیطان گام بردارد، از دایره وحدت و انسجام خارج شود.»
کنعانیمقدم در پایان خاطرنشان کرد: «این گریز از مرکز در عالم سیاست بسیار سریع رخ میدهد؛ بهطوری که فرد به محض قرار گرفتن در حلقه هوای نفس، اصول را کنار گذاشته و با سرعتِ بسیار زیادی از گردونه خدمت و مردم جدا میشود. چنین فردی، با گسستن پیوند خود با مردم و مبانی وحدت، سرانجام به «زبالهدان تاریخ» خواهد رفت.»