سید محمد علی ایازی، مجتهد شیعه و قرآنپژوه در یادداشتی با عنوان «اشک، آنگاه که به آگاهی برسد» به ماه محرم و عاشورا اشاره کرد و نوشت: آیا ممکن است آیینی که برای بیداری انسان شکل گرفته، خود به عادتی بیاثر تبدیل شود و پیام عاشورا در پسِ انبوه مراسم و احساسات پنهان بماند؟

دیدارنیوز _ سید محمد علی ایازی*:
هر سال با فرارسیدن محرم، میلیونها انسان در سوگ سیدالشهدا (ع) گرد هم میآیند. این حضور گسترده، خود نشانهای از زنده بودن فرهنگ عاشوراست؛ فرهنگی که بیش از چهارده قرن توانسته است نام حسین بن علی (ع) را در وجدان مسلمانان زنده نگه دارد. اما در کنار این حقیقت روشن، پرسشی نیز همواره پیش روی ماست: آیا ممکن است آیینی که برای بیداری انسان شکل گرفته، خود به عادتی بیاثر تبدیل شود و پیام عاشورا در پسِ انبوه مراسم و احساسات پنهان بماند؟
خطر «مراسمی شدن» دین، خطری تازه نیست. هر سنت دینی، اگر از معنا و هدف خود فاصله بگیرد، به تدریج به عادتی تکراری بدل میشود. نماز نیز اگر بدون حضور قلب اقامه شود، از حقیقت خود دور میافتد؛ روزه نیز اگر تنها به گرسنگی محدود شود، روح تقوا را از دست میدهد. عزاداری برای امام حسین (ع) نیز از این قاعده مستثنا نیست.
بزرگترین آسیب آنجاست که «صورت» جای «سیرت» را بگیرد. اشک، که باید مقدمه بیداری و مسئولیتپذیری باشد، خود به مقصد نهایی تبدیل شود؛ گویی انسان با گریستن، رسالت خویش را به پایان رسانده است. در چنین وضعی، مجالس حسینی به جای آنکه مدرسه عدالتخواهی، آزادگی، اصلاح اجتماعی و امر به معروف باشند، تنها به محافل تخلیه احساسات تبدیل میشوند.
از سوی دیگر، نمیتوان نقش آیینهای عزاداری را در حفظ هویت دینی و تاریخی جامعه انکار کرد. اگر این مراسم نبود، شاید پیوند نسلهای پیاپی با نهضت عاشورا چنین استوار باقی نمیماند. آیینها ظرف انتقال فرهنگاند و عاطفه نیز یکی از نیرومندترین عوامل تربیت انسان است. اشک بر حسین (ع) نه تنها مذموم نیست، بلکه اگر از معرفت برخیزد، میتواند سرچشمه حرکت، فداکاری و تعهد باشد.
مسئله، اشک نیست؛ توقف در اشک است. خطر آن نیست که مردم گریه کنند؛ خطر آن است که پس از پایان مجلس، هیچ تغییری در نگاه، رفتار و مسئولیت اجتماعی آنان پدید نیاید. اشکی که انسان را نسبت به ستم زمانه بیتفاوت بگذارد، با روح عاشورا فاصله دارد.
یکی از آسیبهای سالهای اخیر، کمرنگ شدن جایگاه اندیشه در کنار احساس است. زمانی منبرهای حسینی، میدان تبیین قرآن، اخلاق، عدالت و تحلیل قیام امام حسین (ع) بود و مرثیه، جانبخش آن مجالس به شمار میآمد. امروز، در بسیاری از مجالس، مداحی بر معرفت پیشی گرفته و گاه نقلهای غیرمستند و داستانهای سست، جای تحلیلهای استوار را گرفته است؛ همان تحریفهایی که سالها پیش شهید مطهری با صراحت نسبت به آنها هشدار داده بود.
جامعهای که در عاشورا اشک بریزد، اما در برابر تبعیض، فساد، دروغ، تحقیر انسان و پایمال شدن حقوق مردم حساس نباشد، باید از خود بپرسد چه نسبتی با پیام حسین (ع) برقرار کرده است. عاشورا برای آن نبود که تنها اندوهی مقدس در دلها بنشاند؛ آمد تا وجدان انسان را بیدار کند و او را در برابر ظلم و بیعدالتی مسئول سازد.
راز ماندگاری عاشورا نیز در همین پیوند میان «شور» و «شعور» نهفته است. شور، اگر از شعور جدا شود، به عادت میانجامد؛ و شعور، اگر از شور بیبهره باشد، توان برانگیختن دلها را از دست میدهد. عزاداری حسینی آنگاه رسالت خود را انجام داده است که اشک، به آگاهی برسد؛ آگاهی، به مسئولیت تبدیل شود؛ و مسئولیت، در رفتار فردی و اجتماعی انسان جلوه کند. آنگاه است که عاشورا، نه فقط یاد گذشته، بلکه راه آینده خواهد بود.
*مجتهد شیعه، قرآنپژوه و عضو هیات علمی دانشگاه