مارک ولکر، مدیر مرکز حاکمیت جهانی و امنیت درباره یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران نوشت: یادداشت تفاهم فعلی از منظر حقوق بینالملل در وضعیتی بینابین قرار دارد. این سند به جای یک معاهده رسمی که نیازمند تایید مجلس سنای ایالات متحده باشد، به عنوان یک «یادداشت تفاهم» تنظیم شده است که بر «حسن نیت» طرفین تکیه دارد.

دیدارنیوز: مارک ولکر، مدیر مرکز حاکمیت جهانی و امنیت در یادداشتی به بررسی یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران و پیامدهای آن پرداخته است.
مارک ولکر (Marc Welker)، مدیر مرکز حاکمیت جهانی و امنیت در مطلبی نوشت:
نکات کلیدی:
امتیازات گسترده امریکا: واشینگتن با پذیرش توقف دائمی عملیات نظامی، خروج نیروها از نزدیکی مرزهای ایران و لغو محاصره دریایی، اهرمهای فشار اصلی خود را کنار گذاشته است.
ابهام در مسائل هستهای و منطقهای:
تعهدات هستهای ایران همچنان مبهم باقی مانده و موضوعاتی، چون حمایت از نیروهای نیابتی در سند گنجانده نشده است.
بازگشت به نهادهای بینالمللی:
برخلاف رویکردهای پیشین، اجرای این توافق به شدت به نهادهایی مانند سازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی وابسته است.
چالشهای اجرایی:
ابهامات در تعریف واژگانی مانند «نزدیکی»، عدم مشارکت بازیگران کلیدی نظیر اسرائیل و ابهام در تأمین بودجه ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی، پایداری این توافق را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است.
۱- ماهیت حقوقی و ساختار توافق
یادداشت تفاهم فعلی از منظر حقوق بینالملل در وضعیتی بینابین قرار دارد. این سند به جای یک معاهده رسمی که نیازمند تایید مجلس سنای ایالات متحده باشد، به عنوان یک «یادداشت تفاهم» تنظیم شده است که بر «حسن نیت» طرفین تکیه دارد.
تعهد به توافق نهایی:
طرفین متعهد شدهاند ظرف حداکثر ۶۰ روز به یک «توافق نهایی» دست یابند.
*نقش سازمان ملل:
قرار است توافق نهایی توسط یک قطعنامه «الزامآور» شورای امنیت سازمان ملل تایید شود. این اقدام برای جبران ماهیت حقوقی مبهم یادداشت تفاهم و بخشیدن اعتبار بینالمللی به آن تحت منشور سازمان ملل صورت میگیرد.
ماهیت تعهدات:
در حالی که برخی مفاد مربوط به دوره ۶۰ روزه است، مفادی مانند پایان دائمی عملیات نظامی، به عنوان تعهداتی همیشگی و مستقل از دستیابی به توافق نهایی در نظر گرفته شدهاند.
۲- تعهدات نظامی و امنیتی
این یادداشت تفاهم به معنای بازگشت به اصول منشور سازمان ملل در منع تهدید یا استفاده از زور است. به شرح این تعهدات:
عملیات نظامی:
توقف دائمی عملیات در تمامی جبههها و تعهد به عدم شروع جنگ در آینده.
آرایش نیروها:
عدم اعزام نیروهای جدید توسط آمریکا به منطقه و خروج نیروها از «نزدیکی» ایران ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی.
مداخله داخلی:
تعهد صریح ایالات متحده به عدم مداخله در امور داخلی ایران (برخلاف مواضع همیشگی در حمایت از شورشهای داخلی).
بازیگران ثالث:
شمول متحدان در جنگ فعلی، که به طور ضمنی شامل توقف حملات اسرائیل به ایران و لبنان میشود.
۳- امنیت دریایی و تنگه هرمز
یکی از پیچیدهترین بخشهای یادداشت تفاهم، وضعیت دریانوردی در تنگه هرمز است که میتواند بدعتهای حقوقی جدیدی ایجاد کند.
رفع محاصره:
آمریکا متعهد شده است ظرف ۳۰ روز محاصره دریایی بنادر ایران را لغو کند.
بازگشایی تنگه:
ایران متعهد به بازگرداندن ترافیک دریایی به سطح پیش از جنگ است، اما تعهد قطعی برای عبور آزاد و رایگان تنها برای ۶۰ روز اول ذکر شده است.
حقوق ناوبری و عوارض:
سند به ایران اجازه میدهد با همکاری عمان، «مدیریت آتی خدمات دریایی» را تعریف کند. این موضوع میتواند به معنای مجوز ضمنی برای دریافت عوارض عبور از کشتیهای تجاری تحت عنوان خدمات ناوبری باشد، امری که با عرف بینالمللی در مورد تنگههای بینالمللی در تضاد است.
۴- برنامه هستهای و انگیزههای اقتصادی
هدف اصلی آمریکا در جنگ، یعنی توقف برنامه هستهای ایران، اکنون به مشوقهای اقتصادی و مذاکرات آتی
گره خورده است.
تعهدات هستهای:
ایران بر موضع قبلی خود مبنی بر عدم دستیابی به سلاح هستهای تاکید کرده است. برخلاف تقاضای اولیه آمریکا برای خروج مواد غنیشده، اکنون پذیرفته شده که فرآیند کاهش غنای مواد (Down-blending) در داخل ایران و تحت نظارت آژانس انجام شود.
غنیسازی آتی:
موضوع غنیسازی قرار است بر اساس «نیازهای هستهای ایران» مورد بحث قرار گیرد که نشاندهنده عقبنشینی از موضع منع کامل غنیسازی است.
تسهیلات مالی:
لغو فوری محدودیت صادرات نفت ایران.
آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران.
تخصیص ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران (منبع تأمین این بودجه مشخص نشده است).
۵- تحلیل انتقادی و ابهامات استراتژیک
با وجود خوشبینیهای اولیه، تحلیلگران چندین نقطه ضعف اساسی در این یادداشت تفاهم شناسایی کردهاند:
اعتبار طرفین:
هر دو دولت پیش از این بیاعتنایی خود را به قوانین بینالمللی نشان دادهاند (حملات غیرمجاز آمریکا و اقدامات نظامی ایران در منطقه). این سابقه، اعتماد به «حسن نیت» را دشوار میکند.
عدم قطعیت در مورد اسرائیل:
اسرائیل طرف این قرارداد نیست، اما مفادی از آن (مانند احترام به تمامیت ارضی لبنان) مستقیماً به رفتار اسرائیل وابسته است. عدم پایبندی احتمالی اسرائیل میتواند کل توافق را بیثبات کند.
وابستگی به نهادهای چندجانبه:
اجرای توافق به همکاری آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا و شورای امنیت وابسته است؛ نهادهایی که دولت فعلی آمریکا پیشتر به آنها ابراز بیاعتمادی کرده بود.
ابهامات واژگانی:
عباراتی نظیر «نزدیکی ایران» برای خروج نیروها، تعاریف دقیقی ندارند و میتوانند منشأ اختلافات آتی باشند.
نتیجهگیری:
یادداشت تفاهم ۲۰۲۶ میان ایران و آمریکا بیش از آنکه یک پیروزی دیپلماتیک قطعی باشد، به نظر میرسد ابزاری برای «حفظ ظاهر» جهت خروج از یک بنبست نظامی پرهزینه است. در حالی که ایالات متحده امتیازات ملموس و فوری (مانند لغو محاصره و پذیرش غنیسازی در داخل) داده است.
دستاوردهای آن در حوزه هستهای و ثبات منطقهای به مذاکرات مبهم آینده موکول شده است. موفقیت این سند در ۶۰ روز آینده، آزمونی برای کارآمدی مجدد حقوق بینالملل در مدیریت بحرانهای بزرگ خواهد بود.
منبع: qafqazpress