در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی، حسین جعفری، پژوهشگر دینی در مطلبی به شهادت امام حسین(ع) و نتیجه آن پرداخته است که در دیدارنیوز میخوانید.

دیدارنیوز _ حسین جعفری*:
گفته میشود امام حسین با عدم بیعت با یزید و با ایستادگی بر این موضع حتی به قیمت در آغوش گرفتن مرگ، از انحرافی بزرگ در اسلام جلوگیری کرد. با این مقدمات و با توجه به اینکه ادعا میشود با حرکت امام حسین؛ کاخهای ستم نابود، اسلام بیمه و از انحرافی عظیم در اسلام جلوگیری شده؛ سوال مقدر عینی این است:
آن انحراف بزرگ چه بود و نتیجه عینی جلوگیری از آن انحراف عظیم چه شد؟ بعبارت دیگر امام حسین جلوی چه چیزی را گرفت و در عمل و عرصه اجتماع به چه رسید و چه دستاوردی داشت؟
آیا نحوهی انتخاب خلیفه را درست کرد؟ آیا آنچه بعدها محقق شد از سقوط بنی سفیان و کسب قدرت بنی مروان گرفته تا در سالهای بعد و به قدرت رسیدن خلفای عباسی، همان نتیجهی مطلوب اقدام امام حسین برای بر گرداندن حق اهل بیت بود؟
آیا با شهادت اولویت امام معصوم در تبیین و تفسیر دین (و اینکه تبیین و تفسیر معارف دینی حق انحصاری امامان است) را نهادینه و جا انداخت؟ آیا تنها از همین طریق میشد این مرجعیت را تثبیت کرد؟
کدام کاخ ستم ویران شد و بهجایش کاخ عدالت بنا نهاده شد، در حالی که میدانیم کاخهای ستم بعدی بزرگتر بود.
براستی نتیجه شهادت در عرصه عینی اجتماع چه بود؟
۱- میگویند امام حسین (ع) اسوهی در اخلاق و یگانه مرجع بی نقصِ در تبیین و تفسیر دین است؛ پس حتماً به هدفش رسیده؟ اما این پاسخ تخصصاً خارج از سوالی است که مطرح گردید.
۲- به این هم کاری نداریم که فرق بسیاری است میان خط قرمزِ "عدم بیعت با یزید" با اینکه هدف امام حسین را قیام بر علیه یزید به هر ترتیب و قیمت اعلام کنیم؛ و به دلیل همین تمایز است که امام پس از اطلاع از رویگردانی مردم کوفه، صراحتاً قصد عدم مقابله با یزید را اعلام کرده و قصد برگشتن حتی به مناطقی از غیر مکه و مدینه میکند و اگر یزیدیان به همین قانع بودند، امام حسین نیز تلاشی برای درگیری نمیداشت.
۳-بنظر مهمترین نتیجهی فوری و عینی ایستادگی فردی، چون حسین بن علی در برابر بیعت اجباری با فردی، چون یزید و قبول همهی مخاطرات مقاومت و پذیرش شهادت برای تن ندادن به ننگ و عارِ مشروعیت بخشی به یزید؛ آن بود که همه بدانند، "حاکم و مبسوط الید بودن و یا ولی امر مسلمین شدن و قدرت مطلقه داشتن؛ دلیلی بر حق بودن و اطاعت نیست و همگان میباید اعمال و رفتار حاکم و ولی امر مسلمین را نیز با "حق"بسنجند و اگر تخطی از حق دارد در برابرش بایستند.
مهمترین، اصلیترین و فوریترین نتیجه شهادت امام حسین، تقدس زدایی از حاکمیتِ مدعی دین و شرع و اثبات حقِ نظارت مردمی بر قدرت مطلقه حاکم است.
به باور من، نتیجه عملی، عینی و فوری شهادت امام این بود که در همان روزهای نخست شهادت و در کاخ کوفه و پس از آن در کاخ یزید و سپس در مکه و مدینه، شمشیر انتقاد بر قدرت مطلقهی حاکم مدعی جانشینی خدا، کشیده شد و تقدس دینی حاکم زدوده شد. از آن پس دیگر کسی نمیتواند ظلمها و اعمال مستبدانهی خود را با توجیهات دینی رنگ تقدس بخشد و از مردم اطاعت مطلق بخواهد و خود را نماینده خدا معرفی نماید.
به باور من اگر ایستادگی و تبیین عملی دستورات اجتماعی دین توسط سالار شهیدان نبود امروز ما نیز همانند برخی از مسلمین، تفسیرمان از اولی الامر آن بود که هر که از هر طریق (ولو با جور و ستم و با قهر و اجبار) مبسوط الید میشود و نام ولی امر میگیرد را واجب الطاعه میدانستیم و حکمش را حکم خدا تلقی میکردیم حتی اگر ظالمی باشد در لباس فقاهت و تدین! و دین را ملعبه و ابزار حفظ قدرت خود کرده باشد.
کار بزرگ و اثر شهادت امام حسین آن است که کسی نمیتواند برای خود قدرت مطلقه قائل شود، چون برای خود سمتِ نمایندگیِ خدا و ائمه قائل است.
روشن است که نتیجه عملی تفکری که اطاعت از ولی امر را در هر شرایطی واجب میداند آن است که هم حسین را بدلیلِ خروج بر ولی امر مسلمین به شهادت میرسانند و همزمان او را مقتولِ مظلوم هم میدانند و تناقضی هم در این رفتار عجیب نمیبینند، آنگونه که وقتی حجربن عدی توسط معاویه بشهادت میرسد بر سنگ مزارش مینویسند: "هذا ضریح الصحابی الجلیل حجر بن عدی رضی الله عنه. قتله ظلما و عدوانا سیدنا و مولانا امیرالمومنین معاویه رضی الله عنه- این ضریح صحابی جلیل القدر حجر بن عدی (رضی الله عنه) که بدست آقا و مولایمان معاویه (رضی الله عنه) عدواناً به قتل رسید.
اگر رشادت و شهادت امام حسین نبود چه بسا امروز به جای آنکه همهی فرق اسلامی از ظلم و تعدی و فسق یزیدیان بنویسند، بر قبر سبط اصغر رسول خدا همان میخواندیم که بر قبر حجربن عدی نوشتند.
هذا ضریح السبط الاصغر و قره عین الرسول حسین بن علی رضی الله عنه. قتله ظلما و جورا و عدوانا سیدنا و مولانا امیرالمومنین یزید رضی الله عنه.
*پژوهشگر دینی