تیتر امروز

انفجار در شمال عراق/ ۳ پایگاه مرزی زمینی کویت هدف حمله قرار گرفت/ اصابت پرتابه به اهداف نظامی در جزیره قشم/ اف‌بی‌ای موضوع مرگ لیندسی گراهام را بررسی می‌کند/ عمان، سفیر ایران را احضار کرد
تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا (روز نود و ششم آتش‌بس)

انفجار در شمال عراق/ ۳ پایگاه مرزی زمینی کویت هدف حمله قرار گرفت/ اصابت پرتابه به اهداف نظامی در جزیره قشم/ اف‌بی‌ای موضوع مرگ لیندسی گراهام را بررسی می‌کند/ عمان، سفیر ایران را احضار کرد

در روز چهلم جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، آتش بس دو هفته‌ای از بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ برقرار شد. سه‌شنبه شب اول اردیبهشت، ترامپ به صورت یک طرفه از تمدید آتش‌بس با ایران خبر داد و...
شاهنامه، آرمان ملی ایرانیان/ نبرد با دیوِ تحریف؛ روایت پنجاه سال شاهنامه‌پژوهی خالقی مطلق
گفت‌وگوی دیدار در برنامه «گپی نو» با دو تن از اساتید به مناسبت درگذشت استاد جلال خالقی‌مطلق

شاهنامه، آرمان ملی ایرانیان/ نبرد با دیوِ تحریف؛ روایت پنجاه سال شاهنامه‌پژوهی خالقی مطلق

در هشتمین برنامه از گپی‌نو به مناسبت درگذشت استاد جلال خالقی‌مطلق، ادیب و شاهنامه‌پژوه نامدار و نیز روز ملی دماوند با قدمعلی سرامی و محمد منصورنژاد، دو تن از اساتید نام آشنا به گفت‌و‌گو پرداختیم.
برداشت‌های متفاوت و متضاد در ایران از مراسم بدرقه و تشییع آیت الله خامنه‌ای
یادداشتی به قلم امیر دبیری مهر

برداشت‌های متفاوت و متضاد در ایران از مراسم بدرقه و تشییع آیت الله خامنه‌ای

امیر دبیری مهر، استاد دانشگاه و کارشناس رسانه در یادداشتی به برداشت‌های متفاوت و متضاد در ایران از مراسم بدرقه و تشییع آیت الله خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب پرداخته که در دیدارنیوز می‌خوانید.
یادداشتی به قلم فرشاد محسن‌زاده، روزنامه نگار

جمهوری پنجم، ظهور ژنرال‌ها

فرشاد محسن‌زاده، روزنامه نگار یادداشتی با عنوان «جمهوری پنجم، ظهور ژنرال‌ها» نوشته است که در دیدارنیوز می‌خوانید.

کد خبر: ۲۰۱۳۴۵
۱۵:۴۵ - ۳۰ خرداد ۱۴۰۵

جمهوری پنجم، ظهور ژنرال‌ها

دیدارنیوز _ فرشاد محسن‌زاده*:

نظام سیاسی ایران در آخرین ماه زمستان ۱۴۰۴ ناخواسته پا در عرصه‌ای جدید از عمر ۴۷ ساله خود گذاشت که آن را می‌توان گذار به "جمهوری پنجم" نامید. جمهوری اسلامی ایران از زمستان ۵۷ تا زمستان ۴۰۴ همانند بسیاری از نظام‌های سیاسی نوبنیاد برآمده از انقلاب‌های مردمی نظیر انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه، ۱۹۱۷ روسیه و ۱۹۴۹ چین متاثر از متغیر‌های گوناگون درونی و بیرونی فراز و فرود‌هایی را با رویکرد‌های ایدئولوژیکی حاکمیت در قالب دولت‌های بعضا برآمده از اراده ملت پشت سر گذارده است که هر یک نمودار ضرورت‌های مقطع زمانی خویش بوده‌اند.

ضرورت‌های اراده مردمی متبلور در دولت‌های پس از انقلاب‌های روسیه از لنین تا گورباچف و چین از مائو تسه دونگ تا دنگ شیائو پینگ که از بسیاری جهات نظام جمهوری اسلامی ایران نیز با این دو کشور شباهت دارد عموما از سوی رهبران سیاسی- ایدئولوژیک، در کسوت دولتمردان مامور شده همان دوره پدیدار گشتند. 

نظام سیاسی ایران پس از انقلاب ۵۷ نیز با اندکی تفاوت در سطح، اما در واقع تشابه در هسته سخت و متصلب نهاد قدرت سیاسی- مذهبی روحانیت یک وحدت رویه ثابت را پیوسته طی کرده است. در این نمودار، رهبری ثابت قدرت در نظام سیاسی ایران که روحانیت بعنوان هسته اصلی و حتی به باور برخی شخصیت‌های دینی و گروه‌های سیاسی - مذهبی به شکل برگزیده فرا زمینی ماموریت هدایت ملت و نظام سیاسی ایران را بر عهده داشته‌اند، فقط در مقطع کوتاه آغازین شکل گیری نظام سیاسی تا تحکیم قدرت خویش با تمامی احزاب و جریان‌های سیاسی موثر در پیروزی انقلاب، قدرت در قالب دمکراتیک به مشارکت گذاشته شده است. 

بر مبنای این رویکرد، قدرت اشتراکی صرفا منبعث از اراده مردمی بیشتر از فاصله کوتاه بهمن ۵۷ تا خرداد ۶۰ یعنی در دوره "جمهوری نخست" در پهنه نظام نو بنیاد انقلاب ایران فرصت دوام و قوام نیافت و پس از این دوره که نقش رهبری روحانیت نیز عینیت بیشتر و قاطع تری یافت "جمهوری دوم" نظام اسلامی ایران با دگردسی ماهوی تغییر مسیر و فاصله از انگیزه‌های اولیه انقلابیون و نیز با رانده شدن دگراندیشان غیر مذهبی دمکراتیک، موجودیت یافت.

در جمهوری دوم که ایران شاهد یک دستی قدرت از سوی نهاد روحانیت و مذهبی‌های مطیع روحانیون به رهبری مطلقه شخصیت کاریزماتیک روحانی برجسته بود دیگر رهبران انقلابی طیف‌های چپ سوسیالیست تا سوسیالیست‌های مذهبی، ملی گرایان اعم از شوونیست‌ها و پان ایرانیست‌ها تا ملی - مذهبی‌های همراه روحانیت و یا لیبرال‌ها و سکولار‌های خواهان جدایی دین از سیاست، هیچ جایگاهی نیافته‌اند و از قطار قدرت و سیاست جمهوریت اسلامی پیاده شدند.

از آنجایی که ذات قدرت پیوندی با شراکت و تشریک مساعی ندارد قطار سیاست جمهوریت اسلامی در ادامه مسیر بار دیگر با دو قطبی شدن قدرت میان رهبران متمتع از شهد قدرت سر ناسازگاری با یکدیگر گذاشتند و از درون خود همانند سلول‌های قوی به تجزیه خویش و نابودی دیگر سلول‌های درون بافت قدرت پرداختند و شاخه‌ای از روحانیت سنتی دست راستی از آغازین ماه‌های سال ۶۸ پس از درگذشت نخستین رهبر نظام این بار تمامی ارکان قدرت را پس از حذف شاخه چپ روحانیت، تصاحب و حیات "جمهوری سوم" را خلق کرد.

جمهوری سوم که پس از حذف جناح چپ سنتی مجمع روحانیون تنها در یک دوره کوتاه چهار ساله (۶۸ تا ۷۲)، بین جناح راست سنتی جامعه روحانیت با همزیستی مسالمت آمیز طیف راست روحانیت درون قدرت همراه بود در پی بروز اختلافات و عدم سازگاری با یکدیگر درهرم قدرت این طیف، به زایش قدرت جدید راست مدرن و نوزایی سیاسی در نیمه دهه هفتاد منجر شد.

در جمهوری سوم که نواندیشان و تجدید نظر طلبان و تکنوکرات‌های درون دو طیف سنتی روحانیت و روحانیون با بازنگری ایدئولوژی سنت گرایانه مذهبیون متعصب مشی جدیدی در حوزه حکمرانی نظام سیاسی ایران مبتنی بر حکمرانی لیبرال دمکرات مذهبی را پیشه کرده بودند و عصر نوین موسوم به اصلاحات را در فضای سیاسی حاکم کردند طولی نکشید که با سد سدید تحجرگرایان رو‌به‌رو و رو به اضمحلال نسبی گذاشتند.

البته روند اضمحلال حکمرانی اصلاح طلبان پس از آنکه با توهم پیروزی کامل به زعم اصلاح طلبان چپ گرای دولت اصلاحات و نیز جنبش انتقام جویان درون دولت اصلاحات از هاشمی رفسنجانی رهبر پراگماتیسم راست مدرن که به ممانعت حضور او در ششمین دوره مجلس در سال ۷۸ برآمدند، شتاب سریع تری یافت. حذف نسبی هاشمی از چرخه قدرت توسط رادیکال‌های دولت اصلاحات که از قضا با ذائقه سیاسی طیف راست سنتی روحانیت نزدیک به راس هرم قدرت نیز خوشایند و سازگار بود سبب گشت تا محافظه کاران راست سنتی با همراهی فرقه مصباحیه، شبه نظامیان و جبهه متحجر پایداری از تیر ۸۴ موجودیت "جمهوری چهارم" را ثبت کنند.

جمهوری چهارم که یکی از ادوار هزینه زای ماندگار داخلی و خارجی برای ملت و حتی حاکمیت جمهوری اسلامی بود بستر مناسبی برای ظهور متعصبین و افراط گرایان موسوم به اصولگرا شد. 

اصولگرایان که پس از اندکی درغیاب اصلاح طلبان دیروز درعرصه قدرت تثبیت شده‌اند به موجب ذات شراکت ناپذیری قدرت درهمان چرخه معیوب تمامیت خواهی گرفتار شده و در صدد تجزیه و حذف یکدیگر برآمدند و دولت خودخوانده مهرورز نهم به پاکسازی گروه‌های محافظه کار نزدیک به روحانیت مبارز و نظامیان و شبه نظامیان حامی سردار قالیباف رهبر آتی نواصولگرایان پرداخت.

در این مقطع تاریخی از جمهوری چهارم که حوادث متعدد مخربی را در بستر زمانی خود در پی تمامیت خواهی و فاصله معنی دار حاکمان با اکثریت ملت پیدا کرده‌اند بسیاری از پیامد‌ها و تبعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بویژه در حوزه مناسبات بین المللی به بدترین شکل ممکن پایه گذاری شد که آثار شومش هنوز محو نشده است.

بی اعتمادی جامعه جهانی، اظهارات نسنجیده عالی‌ترین مقام اجرایی راجع به مسائل گوناگون بین المللی از جمله در رد هولوکاست، دادن بهانه برای وضع تحریم‌های فلج کننده، حوادث سهمگین داخلی در جریان اعتراضات سیاسی- انتخاباتی جنبش سبز و ... اغلب ریشه در سیاست ورزی دوره هشت ساله دولت خود خوانده مهرورز و دمل‌های چرکین سیاست‌های اشتباه حاکمان گذشته دارد که در سال‌های انتهایی دهه ۹۰ و آغازین ۴۰۰ سر باز کرده تا به مرحله رویارویی نظامی با تحمل سنگین‌ترین بهاء بر ایران و ایرانیان آوار شده است. 

حال جمهوری اسلامی ایران پس از پرداخت هزینه‌های مستمر ناشی از سیاست‌های نابخردانه حاکمان در ادوار پیشین اکنون وارد مرحله تازه‌ای از حیات سیاسی خود یعنی "جمهوری پنجم" در غیاب انقلابیون و حاکمان و رهبران نسل‌های پیشین انقلاب شده که ظاهرا می‌توان جمهوری پنجم را دوره آشتی و ائتلاف نظامیان خرد گرا یا بقول خودشان "رضاخان حزب اللهی ها" و تکنوکرات ها، بورکرات ها، رفورمیست‌ها در غیاب رادیکال‌های دو جبهه اصولگرا و اصلاح طلب دانست.

در این دوره که با آغازین مراحل آن رو‌به‌رو هستیم به نظر نقش روحانیت در سیاست و نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران به شفق غروب آفتاب می‌ماند و طلوع ژنرال‌ها احیانا" به رهبری "رضاخان حزب اللهی ها" به فلق سپیده دم در جمهوری پنجم از سلسله جمهوری‌های جمهوری اسلامی شباهت دارد. 

جمهوری پنجم را آخرین شانس جمهوری اسلامی در گذار از میان این همه بحران‌های انباشته شده مشروعیت، اقتصادی، اجتماعی، بین المللی، جنگ و ... می‌توان به شمار آورد که علی الظاهر بر دوش نو اصولگرایان به رهبری سردار قالیباف و همراهی و همکاری اصلاح طلبان و تکنوکرات‌های میانه و کهنه سربازان و نظامیان خرد ورز قرار دارد.

البته این ماموریت بسیار دشوار در صورت فقدان رهبری سیاسی - مذهبی بر شانه‌های حکم رانان جمهوری پنجم بسی طاقت فرساتر و سهمگین‌تر و حتی به نظر ناممکن و بی ثمر خواهد بود. شاید هم پرسترویکا و گلاسنوست ۱۹۸۵ روسیه یا تغییر جهت انقلاب مائو چین در سال ۱۹۷۹ و نیز مشابه جمهوری پنجم انقلاب فرانسه را در ایران باید به نظاره و انتظار نشست موضوعی که نتیجه آن در آینده نه چندان دور روشن خواهد شد.

*روزنامه نگار

ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
امروز يکشنبه ۲۱ تير
امروز يکشنبه ۲۱ تير
امروز يکشنبه ۲۱ تير
امروز يکشنبه ۲۱ تير
پرطرفدارترین ها