تیتر امروز

انفجار در شمال عراق/ ۳ پایگاه مرزی زمینی کویت هدف حمله قرار گرفت/ اصابت پرتابه به اهداف نظامی در جزیره قشم/ اف‌بی‌ای موضوع مرگ لیندسی گراهام را بررسی می‌کند/ عمان، سفیر ایران را احضار کرد
تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا (روز نود و ششم آتش‌بس)

انفجار در شمال عراق/ ۳ پایگاه مرزی زمینی کویت هدف حمله قرار گرفت/ اصابت پرتابه به اهداف نظامی در جزیره قشم/ اف‌بی‌ای موضوع مرگ لیندسی گراهام را بررسی می‌کند/ عمان، سفیر ایران را احضار کرد

در روز چهلم جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، آتش بس دو هفته‌ای از بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ برقرار شد. سه‌شنبه شب اول اردیبهشت، ترامپ به صورت یک طرفه از تمدید آتش‌بس با ایران خبر داد و...
شاهنامه، آرمان ملی ایرانیان/ نبرد با دیوِ تحریف؛ روایت پنجاه سال شاهنامه‌پژوهی خالقی مطلق
گفت‌وگوی دیدار در برنامه «گپی نو» با دو تن از اساتید به مناسبت درگذشت استاد جلال خالقی‌مطلق

شاهنامه، آرمان ملی ایرانیان/ نبرد با دیوِ تحریف؛ روایت پنجاه سال شاهنامه‌پژوهی خالقی مطلق

در هشتمین برنامه از گپی‌نو به مناسبت درگذشت استاد جلال خالقی‌مطلق، ادیب و شاهنامه‌پژوه نامدار و نیز روز ملی دماوند با قدمعلی سرامی و محمد منصورنژاد، دو تن از اساتید نام آشنا به گفت‌و‌گو پرداختیم.
برداشت‌های متفاوت و متضاد در ایران از مراسم بدرقه و تشییع آیت الله خامنه‌ای
یادداشتی به قلم امیر دبیری مهر

برداشت‌های متفاوت و متضاد در ایران از مراسم بدرقه و تشییع آیت الله خامنه‌ای

امیر دبیری مهر، استاد دانشگاه و کارشناس رسانه در یادداشتی به برداشت‌های متفاوت و متضاد در ایران از مراسم بدرقه و تشییع آیت الله خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب پرداخته که در دیدارنیوز می‌خوانید.
مقاله‌ای از بهاره بیات، پژوهشگر اجتماعی

سیاست سیاست‌زدایی؛ تحلیل گفتمان رضا پهلوی ۱۳۹۶-۱۴۰۴

این مقاله در ادامه مقاله ساختار احساس استیصال نوشته شده است، متن قبلی به فرآیند مهندسی ساخت گفتمان پهلوی از بیرون؛ لابی‌ها، رسانه‌ها و ائتلاف‌های خارجی می‌پردازد. این متن تحلیل گفتمان انتقادی درونی گفتار‌های پهلوی است.

کد خبر: ۲۰۱۰۶۷
۱۳:۴۷ - ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

سیاست سیاست‌زدایی؛ تحلیل گفتمان رضا پهلوی ۱۳۹۶-۱۴۰۴

دیدارنیوز _ بهاره بیات:

مقدمه:

هر گفتمان سیاسی را می‌توان «نظامی از معناسازی» و سازوکاری برای ساختنِ «حسِ رایج» (Common Sense) دانست؛ عرصه‌ای که در آن رویداد‌ها تفسیر، هویت‌ها بازسازی و مسیر‌های کنشگری تعریف می‌شوند. گفتمان‌ها تنها مجموعه‌ای از کلمات نیستند، بلکه ساختار‌هایی برای نظم‌دهی به تجربه‌های اجتماعی هستند. آنها ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به ساختار‌های قدرت و هدایت رفتار‌های جمعی محسوب می‌شوند. در این ساحت، قدرت نه از طریق اجبار، بلکه از راه «رضایت فعال» و ایجاد پیوند اخلاقی و فکری میان رهبری و توده‌ها اعمال می‌شود.

گفتمان سیاسی رضا پهلوی در طول سالیان اخیر، تلاشی مشهود برای دستیابی به چنین جایگاه هژمونیکی بوده است. این گفتمان توانست با تکیه بر بازخوانیِ حافظه تاریخی و ارائه افق‌های سیاسی، به موفقیت‌های چشمگیری در متقاعدسازی و کسب مشروعیت در لایه‌های گوناگون اجتماعی دست یابد. توانایی این گفتمان در جذب طیفی وسیع از مخاطبان با خاستگاه‌های طبقاتی متفاوت، حائز اهمیت است. با این حال، پرسش بنیادین این نوشتار آن است که چرا این جریان، علی‌رغم این موفقیت‌های مقطعی، در نهایت در مهم‌ترین مأموریت خود یعنی تبدیل شدن به یک نظم سیاسی مستقر، ناکام ماند؟

برای پاسخ به این پرسش، این پژوهش از روش تحلیل گفتمان انتقادی بهره می‌برد. نمونه‌گیری به صورت هدفمند انجام شده و از میان تمام متون رسمی منتشرشده در بازه زمانی دی ۱۳۹۶ تا اسفند ۱۴۰۴، ۵۵ رویداد گفتمانی (شامل بیانیه‌های مکتوب، فراخوان‌های عملی، پیام‌های ویدئویی، نامه‌های رسمی و یادداشت‌ها) انتخاب شده‌اند. منطق دوره‌بندی این مطالعه بر پایه تغییرات استراتژی رهبری پهلوی استوار است که گفتمان مذکور را به سه مرحله تقسیم می‌کند:

۱. دوره اول (۱۳۹۶-۱۴۰۰): با محوریت «انتظار راهبردی» و تلاش برای بازسازی جایگاه نمادین.
۲. دوره دوم (۱۴۰۱): با محوریت «اجماع نخبگانی» در میان نیرو‌های اپوزیسیون و تلاش برای ایجاد بلوک متحد سیاسی همگام با خیزش‌های داخلی.
۳. دوره سوم (۱۴۰۲-۱۴۰۴): با محوریت «ائتلاف‌سازی جهانی» و اعلام رسمی و متمرکز «رهبری دوره گذار».

در این مسیر، تحول پنج استعاره بنیادین شامل: «مردم/ملت ایران»، «حاکمیت»، «استراتژی مبارزه»، «آینده ایران» و «جایگاه رضا پهلوی» ردیابی می‌شود. استدلال اصلی پژوهش این است که چهار متغیرِ «ناپایداری استعاری»، «دو قطبی‌سازی افراطی و حذف نقد درونی»، «شکاف میان وعده‌های دموکراتیک و ساختار اقتدارگرایانه» و در نهایت «نوسان در بازنمایی عاملیت مردم»، مانع از تبدیل شدن این روایت‌ها به یک «حسِ رایج» پایدار شده و عملاً مسیر استقرار نظم سیاسی جدید را مسدود کرده است.

سیاست به مثابه آسیب‌شناسی: ۱۳۹۶-۱۴۰۰ 
سال ۹۶: بیماری‌انگاری 

هفتم دی ۱۳۹۶ اعتراضات پراکنده‌ای از مشهد شروع شد و طی چند روز به بیش از هشتاد شهر ایران کشید. اگرچه خاستگاه این خیزش نارضایتی‌های معیشتی بود، اما شعار‌ها به سرعت از اقتصاد فراتر رفتند و ابعاد سیاسی یافتند. در خیابان‌ها، فریاد‌های «رضاشاه، روحت شاد» و «ای شاه ایران برگرد» بلند شد. رضا پهلوی در نخستین واکنش خود به این وقایع، وضعیت موجود را با ادبیاتی قاطع توصیف کرد و گفت: «این‌ها غاصبانی هستند که به کشور هجوم آورده‌اند، ما را گروگان گرفته‌اند». این بیان، وضعیت اسارت ملت به عنوان ابژه‌ای مظلوم و بی‌پناه را ترسیم می‌کرد. در ادامه، پهلوی در پیام نوروزی ۱۳۹۷ تلاش کرد تا امیدواری و همبستگی ملی را تقویت کند و اعلام کرد: «آرزوی من در چنین روزی این است که با ارادهٔ ملی، دوران تاریکی، دروغ و تباهی در ایران ما به سر آید و بتوانیم در آینده‌ای نه چندان دور، در کنار خانواده و در خاک میهن، ایرانی آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند بسازیم». با گذشت زمان، پهلوی در ماه‌های بعدی همان سال، نقش خود را از یک ناظر به «همراه» و «سرباز» تغییر داد و اعلام کرد که راه برون‌رفت، شکل‌گیری «نیرویی مبتنی بر گفتمان ایرانی» و گام نخست آن «نافرمانی مدنی» است.

او در بیانیه‌های این دوره، رژیم را «انگل» و «دستگاه فرسوده سرکوب» نامید و «قطع شریان‌های مالی» را راهکار فوری معرفی کرد. این سیر روایی در بهمن ۱۳۹۷ و به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب به اوج استدلالی خود رسید؛ جایی که پهلوی با بازخوانی تاریخ، «انتخاب ۱۳۵۷» را عامل «اختلال هویتی» و «روان‌پریشی ملی» نامید و مدعی شد که چهل سال «قرنطینه» و حصر، هویت اصیل ایرانی را زیر سایه‌ی «هویت جعلی» پنهان کرده است. او نوشت: «هویت جعلی، عامل اصلی در بروز نابسامانی‌های فکری و ناهنجاری‌های رفتاری و اجتماعی است. روان‌پریشی ناشی از اختلال هویتی، یکی از عوامل اصلی در فروپاشی انسجام و یکپارچگی ملی است. در نبود یک هویت ایرانی هنجارساز و منسجم‌کننده، بقای کشور با تهدیدی جدی رو‌به‌رو خواهد شد». در این نقطه نهایی از بازه زمانی، او هدف را «برکناری نظام دینی» و راه را «بازسازی تمدن ایرانی بر ویرانه‌های تحجر» تعریف کرد و با پرهیز از عنوان «رهبر»، مسئولیت این گذار را بر دوش «نسل نو» گذاشت. او گفت: «فرصت بازسازی کشور در کهن‌ترین چهارراه تمدنی تاریخ. لازمه این بازسازی، اما انتخابی است نوین. انتخابی که مسئولیت آن بر دوش نسل نو است». هدف نهایی را این‌گونه تعریف کرد: «انتخاب ما در این آوردگاه تاریخی برکناری نظام دینی برای بازسازی تمدن ایرانی در قلب جغرافیای دنیای فردا است» و «راه بازسازی مدنیت ایرانی بر ویرانه‌های تحجر». آینده‌ی پس از تغییر به صورت «حکومت ایرانی» به عنوان «آنتی‌تز حکومت اسلامی» وعده داده شد و او آرزو کرد: «روزی نه چندان دور، پایان تباهی و بامداد شادی و بازسازی را در کنار هم در خاک پاک میهنمان جشن بگیریم».

در لایه‌ی پنهان این روایت، بحران ایران نه یک تضاد ساختاری، بلکه به مثابه‌ی یک بیماری‌زدگیِ هویتی صورت‌بندی می‌شود. با خوانشِ انقلاب سال ۵۷ به عنوان اختلال هویتی و روان‌پریشی ملی، تاریخِ معاصر به یک پرونده‌ی پزشکی تبدیل می‌گردد؛ جایی که ملت، سوژه‌ی کنشگر نیست، بلکه بدنی بیمار است که از درون دچارِ نابسامانی شده و دورانِ چهل‌ساله‌ی پس از آن، متناظر با دورانِ قرنطینه و حصرِ این عفونت است. توصیفِ حاکمیت به عنوان انگل یا غاصب، تکمیل‌کننده‌ی این تشخیص است؛ موجودی که نه به عنوان رقیبِ سیاسی، بلکه به عنوان عاملِ تسخیرگر در کالبدِ ملت حلول کرده و هویتِ اصیل را پنهان کرده است. در این چارچوب، راه‌حلِ سیاسی از قلمروِ مشارکت خارج شده و به قلمروِ درمان می‌رسد. برساخت گفتمان ایرانی و بازسازی تمدن دیگر صرفاً پروژه‌های نهادسازی نیستند، بلکه عملیاتی شبیه به درمانگری تعریف می‌شوند: تلاشی برای جایگزینیِ هویتِ جعلی و بیمار با یک الگوی آرمانیِ سالم و اصیل. در نهایت، این گفتمان مشروعیتِ رهبریِ سیاسی را نه بر پایه‌ی انتخابِ فعال، بلکه بر پایه‌ی تخصصِ تشخیص و درمانِ این بحرانِ تمدنی استوار می‌ساخت.

صفات و استعاره‌های پربسامد در پنج شاخه:
ملت: گروگان، مظلوم، رنجور
حاکمیت: غاصب، انگل، فرقه جنایتکار
پهلوی: همراه، تسهیل‌گر، سرباز
استراتژی مبارزه: نافرمانی مدنی، شکل دهی گفتمان ایرانی، همبستگی ملی
وعده آینده: بازسازی تمدن، حکومت ایرانی. ایران آباد آزاد

 

پروژه ققنوس: مهندسی جامعه معیوب 

پروژه ققنوس در ۲۲ فوریه ۲۰۱۹ (۳ اسفند ۱۳۹۷) در دانشگاه جرج‌واشنگتن و با حضور رضا پهلوی رسماً تأسیس شد. پهلوی در سخنرانی افتتاحیه تأکید کرد که «فقدان نهاد‌هایی مانند ققنوس در تاریخ معاصر، به رشد توهم، خرافه و موفقیت دشمنان ایران در مسیر رشد اقتصادی و فرهنگی منجر شده است» و هدف اصلی نهاد را «نهادینه‌سازی علم و برهان در همه تصمیم‌گیری‌های آینده ایران» بیان کرد. در سند «راه و چشم‌انداز» این پروژه، ریشه چالش‌های ایران این‌گونه تشریح شد: «زمان به قدرت رسیدن اسلام‌گرایان در سال ۱۹۷۹، ماهیت جمهوری اسلامی به مانعی بزرگ بر سر راه پیاده کردن سیاست‌های ملی بر اساس تخصص فنی و مرجعیت علم تبدیل شده است.» این نهاد به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی معرفی شد که ادعا می‌کرد وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست و تأکید می‌کرد مسئولیت آن سیاستگذاری مستقیم نیست، بلکه ارائه راهکار‌هایی است که تصمیم‌گیری نهایی درباره آنها بر عهده دولت‌های آینده خواهد بود.

چشم‌انداز این پروژه، کمک به «پیشرفت ایران در مسیر مدرن‌سازی جامعه، اقتصاد، صنعت و سیاست» و «تحقق یک ایران دموکراتیک» عنوان شد. اهداف عملیاتی بلندمدت شامل تبدیل کویر لوت به قطب انرژی خورشیدی، ارتقای دانشگاه‌ها به میان ۱۰۰ برتر جهان، توسعه گردشگری تا حدی که درآمد آن از نفت فراتر رود، و توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل بود. اعضای نخبگانی این نهاد از دیاسپورای ایرانی بودند که می‌کوشیدند از طریق «توانمندسازی علمی جامعه مدنی»، بستری برای پایش عملکرد دولت‌ها فراهم کنند و بر این باور بودند که «بازگشت به مدرنیته و پیشرفت، تنها راه رسیدن به جامعه ایده‌آل است».

پروژه ققنوس را می‌توان در بستر یک «پروژه اصلاحیِ نخبگانی» فهمید که هسته مرکزی تفکر آن بر یک پیش‌فرض تقلیل‌گرایانه استوار بود؛ این پروژه ریشه‌ی بحران‌ها را در «ساختار ایدئولوژیکی» می‌دید که بر عقلانیت ابزاری سایه افکنده بود. بر مبنای این تشخیص، ققنوس مأموریت خود را گذار به یک سیستم مبتنی بر «مدیریت تکنوکراتیک» و حکمرانی داده‌محور تعریف کرد تا به زعم خود، خلأ کارآمدی را پر کند.

در این پارادایم فکری، جامعه‌ی ایران از منظر طراحان پروژه، به مثابه یک «سیستم پیچیده‌ی مهندسی‌شده» نگریسته می‌شد که صرفاً به دلیل انحراف از مسیر‌های علمی و استاندارد‌های مدیریتی، دچار افت عملکرد و «خرابی» شده بود. در چنین نگاهی، نخبگان دیاسپورا وظیفه‌ای فراتر از کنشگری سیاسیِ سنتی بر عهده می‌گرفتند؛ آنها در نقش «معماران تغییر» و «مهندسان اجتماعی» ظاهر می‌شدند تا با اتکا به دانش تخصصی، «نقشه‌های راه» و پروتکل‌های فنی لازم را برای بازسازی و بهینه‌سازی این ماشینِ آسیب‌دیده تدوین کنند.

در این چارچوب، حتی مفاهیم بنیادینی، چون «دموکراسی» دچار دگردیسیِ معنایی شدند؛ دموکراسی در اینجا نه لزوماً به عنوان یک آرمان بشری یا مطالبه‌ای برخاسته از بطن جامعه، بلکه به مثابه یک «راهکار فنیِ بهینه» برای تضمین ثبات، جذب سرمایه و افزایش ظرفیت تولید پذیرفته شد. به بیانی دیگر، دموکراسی به ابزاری برای رسیدن به «کارایی حداکثری» تبدیل گشت. در این ساختار، رضا پهلوی نیز جایگاه خود را بازتعریف کرد؛ او نه در قامت یک رهبر سیاسیِ کلاسیک، بلکه خود را به عنوان «تسهیل‌گر» و «پل ارتباطی» معرفی می‌کرد تا پیوندی میان این دانش تخصصیِ برون‌مرزی و نهاد‌های داخلی برقرار کند.

در نهایت، خبر ادغام پروژه ققنوس در «پروژه شکوفایی ایران» در سال ۱۴۰۳ و پس از سال‌ها فعالیت در حاشیه یا گزارشی از یک فعالیت ملموس به‌طور رسمی منتشر شد.

آبان ۱۳۹۸: قربانی انگاری 

در بیست‌وچهارم آبان ۱۳۹۸، بدون اطلاع‌رسانی قبلی، قیمت بنزین ۲۰۰ درصد افزایش یافت و سهمیه‌بندی شد. ظرف چند ساعت، خیابان‌های بیش از دویست شهر ایران به صحنه اعتراضات سراسری تبدیل شد. همزمان، اینترنت سراسری قطع شد و شبکه خطوط موبایل با اختلالات گسترده مواجه گردید؛ تحولاتی که منجر به رقم خوردن یکی از خونین‌ترین فصول تاریخ یک دهه اخیر شد.

در بیست‌وششم آبان، رضا پهلوی در پیام صوتی خود اعلام کرد: «بدانید در لحظه‌لحظه آنچه بر ایران و بر شما می‌گذرد، دل من با شماست و در درد و رنج شما شریک است.» او این اعتراضات را «نمایشی باشکوه از همبستگی ملی» توصیف کرد. در نهم آذر، نامه سرگشاده‌ای تحت عنوان «فروپاشی حتمی است» منتشر شد. در این نامه، پهلوی نوشت: «آبان ۹۸ ناقوس مرگ تبهکاران را چنان به صدا درآورده که طنین آن کماکان در چهارگوشه جهان به گوش می‌رسد. در برابر دوگانه‌ای سهمگین قرار داریم: دوگانه بقا یا انقراض.» او ریشه بحران را در «هویت جعلی» و «انتخاب ۱۳۵۷» دانست.

در همان نامه، راه‌حل را این‌گونه ترسیم کرد: «بازسازی اتوریته سیاسی نوین برای رهبری فرآیند گذار باید از هم‌اکنون آغاز شود. همین رهبری سیاسی است که سرانجام کشور را برای گذار حقوقی، سیاسی و اقتصادی، مبتنی بر صندوق رأی، از حکومت اسلامی به حکومت ایرانی، آماده خواهد کرد.» او خود را «سرباز» این کاروان ملی خواند و افزود: «به عنوان یک سرباز، لحظه‌ای برای به دوش گرفتن سهم خود در این کاروان ملی از پا نخواهم نشست؛ هرچند ابزار‌های سیاسی را باید به دست توانای سیاستمدارانی دانا سپرد.»

در هجدهم آذر، نامه‌ای به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، نوشت و سرکوب را «مصداق جنایت علیه بشریت» و «عملاً یک نسل‌کشی» خواند و خواستار اقدام فوری شورای امنیت شد. او تأکید کرد: «سکوت در سازمان ملل، به معنای چشم‌پوشی از اقدامات جمهوری اسلامی تعبیر خواهد شد.»

در بیانیه بیستم بهمن ۱۳۹۸، از چهره‌های سیاسی و مدنی و نیرو‌های مسلح خواست تا در این راه تلاش کنند. در این بیانیه، «نافرمانی مدنی» و «اعتصاب سراسری» به عنوان ابزار‌های مبارزه مطرح شد. پهلوی نوشت: «خیزش‌های دلیرانه مردم ایران در دی‌ماه ۹۶ و در آبان ۹۸، نقاب ریا از صورت فریبکاران برداشت. فرقه‌ی جنایتکاری که با زنده‌زنده سوزاندن صد‌ها ایرانی بی‌گناه به قدرت رسید، میرود تا واپسین جنایت خود را در نمایشی مسخره لاپوشانی کند.» او وعده داد که «گذار از حکومت اسلامی به حکومت ایرانی» محقق خواهد شد.

در پیام نوروزی ۱۳۹۹، گفت: «من امسال نوروزی ندارم. من امسال در خلوت خود و خانواده‌ام، به فکر جان‌باختگان میهنم.» و «یک دقیقه سکوت برای قربانیان اخیر، جان‌باختگان آبان» اعلام کرد. با این حال، وعده «پیروزی قریب‌الوقوع» باز هم تکرار شد. 

سیاست سیاست‌زدایی؛ تحلیل گفتمان رضا پهلوی ۱۳۹۶-۱۴۰۴

قربانی‌انگاری راهبردی است که طی آن فرد یا یک گروه منحصراً در موقعیت «قربانی» و «رنج‌کشیده» بازنمایی می‌شود و تمامی مسئولیت وضعیت موجود بر دوش «دیگری» (نظیر «فرقه جنایتکار» یا «ماشین سرکوب») محول می‌گردد. این مکانیسم با هدف جلب توجه، کسب همدردی، وظیفه تأمین مشروعیت اخلاقی و بسیج عاطفی دارد.

در این دوره گفتمانی، مردم قربانیانی درمانده معرفی می‌شوند که نیازمند نجات هستند. کنش عملی رضا پهلوی به نامه‌نگاری با مجامع بین‌المللی دادخواهی از جانب قربانیان بی صدا تلقی می‌شود.

او جنبش اعتراضیِ پیچیده و متشکل از نیرو‌ها و طبقات مختلف را به یک دوگانگی ساده‌ی «قربانی-جلاد» تقلیل می‌دهد. این تقلیل‌گرایی، خوانش سیاسی را هم از تضاد‌ها و هم از همبستگی‌هایش تهی می‌کند، در واقع، نامه نگاری، شکایت و سخن گفتن با نهاد‌های بین‌المللی همچنان بخشی از فنی‌سازی بحران است. در این چارچوب، اگرچه اعتراض و اعتصاب به عنوان استراتژی مبارزه در نظر گرفته می‌شود. اما وعده‌اش «اتوریته سیاسی نوین» است، وعده «حکومت ایرانی» نوعی مدیریت بحران به جای تعریف مساله و استراتژی است.

واژگان پربسامد در این دوره:
مردم: «قربانی»، «رنجور»، «مظلوم»
حاکمیت: «فرقه جنایتکار»، «انگل»، «دستگاه سرکوب»
رضا پهلوی: «همدل»، «سرباز»، «هماهنگ‌کننده گذار»
استراتژی: «نافرمانی مدنی»، «بازسازی اتوریته سیاسی نوین»، «گذار به حکومت ایرانی»
وعده آینده: «حکومت ایرانی»، «بازسازی تمدن ایرانی»، «پیروزی قریب‌الوقوع»
کارزار نه جمهوری اسلامی: سلبریتی به مثابه سخنگو

این کارزار در ۲۱ اسفند ۱۳۹۹ با انتشار بیانیه‌ای با امضای بیش از ۶۴۰ نفر از چهره‌های سیاسی آغاز شد و به سرعت به ۱۴۰۰ امضا رسید. در تاریخ ۳۰ اسفند ۱۳۹۹ (۲۰ مارس ۲۰۲۱)، رضا پهلوی در پیام نوروزی خود با استقبال از این کمپین، سال ۱۴۰۰ را «سال نه بزرگ به جمهوری اسلامی» نامید. محور اصلی این کمپین «نه به جمهوری اسلامی» و هدف آن برچیدن حکومت اعلام شد. در متن بیانیه کارزار آمده است:

«هم‌میهن! فریاد "نه به جمهوری اسلامی" در جای‌جای ایران طنین‌افکن شده است. این صدای مردمی است که عزم جزم کرده‌اند تا بساط جمهوری اسلامی، این مانع اصلی دستیابی به آزادی، رفاه، دموکراسی، پیشرفت و حقوق بشر را برچینند.»

طراحی این کارزار پاسخی به یک «نیاز تاریخی» تلقی می‌شد؛ هدف اصلی آن ایجاد «همسویی و همگرایی» میان تمام گروه‌های مخالف و تبدیل کردن آن به «محور همبستگی ملی» بود. مأموریت کارزار، نفی حکومت موجود به عنوان مانع اصلی دستیابی به حقوق اولیه و برچیدن آن از طریق ایجاد «جنبشی بزرگ و فراگیر» تعریف شد.

رضا پهلوی در ۲۵ اسفند ۱۳۹۹ در یک پیام ویدئویی از این کارزار حمایت کرد. او در بخشی از این پیام گفت: «"نه به جمهوری اسلامی" حلقهٔ وصل همه معترضان پراکنده است که می‌دانند حل مشکلاتشان تنها با رفتن این حکومت میسّر می‌شود.»

ویژگی مهمی که او بر آن تأکید داشت، استقلال این کمپین از هر حزب و گروه خاصی بود: «نقطه قوت این کمپین آن است که هیچ جریان و حزب و گروهی نمی‌تواند به تنهایی خود را مالک و مبتکر آن بداند.»

رضا پهلوی این کارزار را فرصتی برای نزدیک کردن طیف‌های مختلف به یکدیگر دانست: «نیرو‌ها و گروه‌های سیاسی گوناگون با تمرکز بر این خواستهٔ ملی می‌توانند راه را برای رسیدن به یک همگرایی فراگیر بگشایند.»

او در پایان پیام خود، ماهیت این مطالبه را در جملاتی کوتاه خلاصه کرد: «خواسته مشترک همه ما روشن است: نه به تبعیض و بی‌عدالتی، نه به زور و اجبار، نه به فساد و دزدی، نه به سرکوب و کشتار، نه به تاریکی و تباهی، نه به سکوت و بی‌تفاوتی، نه به صندوق‌های انتخابات قلابی، و نه به جمهوری اسلامی!»

اگرچه در روایت رسمی این کارزار، بسیار تاکید شد ایدهٔ اصلی از جانب مردم در داخل است، اما در عمل «شورای مدیریت گذار» از یک سال پیش تلاش کرده بود استراتژی تحریم انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ را طراحی کند. این کارزار با رویکرد «خیمه بزرگ» کوشید طیف وسیعی از مخالفان حکومت – از سلطنت‌طلبان و جمهوری‌خواهان تا سلبریتی‌ها – را زیر یک چتر واحد گرد آورد.

سلبریتی‌محوری وضعیتی است که در آن چهره‌های مشهور از حوزه‌های غیرسیاسی جایگزین نهادها، احزاب و رهبران فکریِ سازمان‌یافته می‌شوند. سیاست اصیل نیازمند تحلیل، برنامه و نهادسازی است، اما سلبریتی‌محوری آن را به تأییدگیری عاطفی و همذات‌پنداری سطحی تبدیل می‌کند. این چهره‌ها با «حضور نمادین» (پست اینستاگرامی، استوری، ویدئوی کوتاه) سرمایهٔ احساسی خود را منتقل می‌کنند که نتیجه‌اش بسیج زودگذر بدون انباشت قدرت سیاسی است. اتکا به سلبریتی‌ها در کوتاه‌مدت به «دیده شدن» سریع‌تر می‌انجامد، اما در بلندمدت جامعه‌ای شکننده و فاقد نهاد‌های پایدار تولید می‌کند.

همچنین سلبریتی‌ها به دلیل وابستگی به بازار کار، اغلب از خط قرمز‌های ضمنی عبور نمی‌کنند و به ندرت به نقد ساختاری یا ارائهٔ آلترناتیو مشخص می‌پردازند. نتیجه سیاست نمایشی‌ای است که نه تنها ساختار قدرت را به چالش نمی‌کشد و گفتمان سیاسی را به هشتگ‌ها و شعار‌های سطحی تقلیل می‌دهد. 

سیاست سیاست‌زدایی؛ تحلیل گفتمان رضا پهلوی ۱۳۹۶-۱۴۰۴

جمع بندی: سیاست‌زدایی تکنوکراتیک 

در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰، گفتمان رضا پهلوی سازوکاری منسجم برای سیاست‌زدایی از منازعه را دنبال می‌کند که بر چهار راهبرد اصلی متکی است: بیماری‌انگاری (جامعه به مثابه بیمار نیازمند درمان)، مهندسی‌انگاری (نظام سیاسی به عنوان سامانه‌ای خراب که به نقشهٔ راه نیاز دارد)، قربانی‌انگاری (مردم به عنوان قربانیانی رنجور در انتظار نجات‌دهنده) و سلبریتی‌محوری (جایگزینی مشارکت عاطفی با نهادسازی). در تمامی این راهبردها، مداخله از بالا اصلی ثابت است، و نهادها، شورا‌های صنفی، احزاب و گروه‌ها غایب اصلی هستند.

نخبگان فرادست – متخصصان علوم، کارآفرینان و سلبریتی‌ها – جای مردم را می‌گیرند. عاملیت سلب شده مردم و مسائل ساختاری (تضاد‌های طبقاتی، منافع گروه‌ها، سازوکار‌های قدرت) به «مسئلهٔ ناکارآمدی» فروکاسته می‌شود.

مطلب مرتبط: چرایی استیصال جمعی بخشی از جامعه ایران/ از رسانه تا اتاق جنگ/ محو مرز «روزنامه‌نگاری» و «عملیات اطلاعاتی»

 

ادامه این مقاله بزودی منتشر می‌شود.

برچسب ها: رضا پهلوی سیاست
ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
امروز دوشنبه ۲۲ تير
امروز دوشنبه ۲۲ تير
امروز دوشنبه ۲۲ تير
امروز دوشنبه ۲۲ تير
پرطرفدارترین ها