علی صوفی، وزیر کار دولت اصلاحات گفت: در چنین شرایطی نمیتوان انتظار داشت مردم برای مدت نامحدود بار مشکلات را به دوش بکشند. هرچه مشکلات اقتصادی طولانیتر شود، سرمایه اجتماعی نیز بیشتر آسیب خواهد دید و فاصله میان جامعه و ساختارهای تصمیمگیری افزایش مییابد.

دیدارنیوز: یک فعال سیاسی معتقد است که نمیتوان انتظار داشت مردم برای مدت نامحدود بار مشکلات را به دوش بکشند.
علی صوفی، وزیر کار دولت اصلاحات در پاسخ به چگونگی حل مساله نه جنگ، نه صلح، میگوید: یکی از دشوارترین شرایطی که یک کشور میتواند با آن مواجه شود، وضعیت نه جنگ، نه صلح است. در شرایط جنگی، تکلیف جامعه و حاکمیت روشن است و همه ظرفیتها در مسیر مقابله با تهدید بسیج میشوند. در شرایط صلح نیز امکان برنامهریزی، سرمایهگذاری و ترسیم افقهای بلندمدت فراهم است. اما وضعیت میانی، یعنی حالتی که نه جنگی رسمی وجود دارد و نه صلحی پایدار، اغلب فرسایندهترین و پرهزینهترین وضعیت برای یک کشور محسوب میشود. اشاره رییسجمهور به ضرورت پایان دادن به این وضعیت، از همین منظر قابل تحلیل است. امروز ایران در شرایطی قرار گرفته که از یک سو با تهدیدهای مستمر خارجی روبهرو است و از سوی دیگر هنوز چشمانداز روشنی برای کاهش تنشها و بازگشت ثبات کامل شکل نگرفته است. نتیجه چنین وضعیتی، افزایش نااطمینانی در عرصههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.
این فعال سیاسی به اعتماد گفت: «در این میان نمیتوان از یک واقعیت مهم چشمپوشی کرد. ایران طی سالهای گذشته نشان داده که از ظرفیتهای دفاعی و امنیتی قابل توجهی برخوردار است و در برابر فشارها و تهدیدها توان مقاومت دارد. همچنین مردم نیز در مقاطع مختلف، تابآوری و استقامت خود را به نمایش گذاشتهاند. اما مساله اصلی این است که تابآوری یک جامعه، هرچند ارزشمند، نمیتواند جایگزین حل مسائل و مشکلات انباشته شده شود. واقعیت آن است که مهمترین نقطه نگرانی امروز کشور، بیش از آنکه در حوزه نظامی باشد، در عرصه اقتصاد و معیشت قرار دارد. تورم، کاهش قدرت خرید، نگرانیهای معیشتی، بیکاری و دشواریهای زندگی روزمره، فشار قابل توجهی بر جامعه وارد کرده است.
در چنین شرایطی نمیتوان انتظار داشت مردم برای مدت نامحدود بار مشکلات را به دوش بکشند. هرچه مشکلات اقتصادی طولانیتر شود، سرمایه اجتماعی نیز بیشتر آسیب خواهد دید و فاصله میان جامعه و ساختارهای تصمیمگیری افزایش مییابد. از همین رو، حفظ کشور در فضای دائمی انتظار و نگرانی، دقیقا همان وضعیتی است که دشمنان ایران از آن استقبال میکنند. کشوری که همواره احتمال درگیری را پیش روی خود ببیند، نمیتواند با آرامش برای توسعه اقتصادی، جذب سرمایه، اصلاح ساختارها و بهبود وضعیت زندگی شهروندان برنامهریزی کند.
در چنین فضایی، حتی تصمیمهای اقتصادی نیز تحت تأثیر نااطمینانی قرار میگیرند و هزینههای اداره کشور افزایش پیدا میکند. با این حال خروج از این وضعیت نیز کار سادهای نیست. طرفهای مقابل ایران نیز پس از سالها تنش و درگیری، ملاحظات و اهداف خاص خود را دارند. آنها نمیخواهند بدون دستاورد از این میدان خارج شوند و تلاش میکنند نتیجه تحولات را به گونهای روایت کنند که نشانی از موفقیت برای خود داشته باشد. از سوی دیگر ایران نیز نمیتواند و نباید از منافع و حقوق اساسی خود چشمپوشی کند. به همین دلیل حل این معادله پیچیده بیش از هر زمان دیگری به توان و هنر دیپلماسی وابسته است. دیپلماسی موفق دیپلماسیای است که بتواند بدون واگذاری امتیازهای اساسی، راهی برای کاهش تنشها و عبور از وضعیت موجود پیدا کند. هنر سیاست دقیقا در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ جایی که باید میان حفظ منافع ملی و کاستن از هزینههای تنش تعادل برقرار شود. اما همه مسائل به سیاست خارجی محدود نمیشود.
بخشی از مشکلات کشور ریشه در مسائل داخلی دارد. در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به وحدت و انسجام نیاز دارد، تداوم اختلافات سیاسی و رفتارهای تندروانه مانند رفتارهای صدا و سیما میتواند به عاملی برای افزایش مشکلات تبدیل شود. تجربه نشان داده است که هرگاه شکافهای داخلی عمیقتر شده، طرفهای خارجی نیز فرصت بیشتری برای اعمال فشار پیدا کردهاند.
موضوع دیگری که در این میان اهمیت دارد، مساله حکمرانی و کارآمدی ساختارهای اجرایی است. دولت زمانی میتواند پاسخگوی مطالبات جامعه باشد که از اختیارات و امکانات لازم برخوردار باشد. مشکلات اقتصادی گسترده نیازمند تصمیمهای بزرگ، منابع کافی و هماهنگی میان نهادهای مختلف است. بدون چنین هماهنگیای، انتظار بهبود سریع شرایط اقتصادی واقعبینانه نخواهد بود. همچنین جامعه برای حفظ امید نیازمند مشاهده نشانههای ملموس تغییر است. برخی گشایشهای سیاسی و اجتماعی، کاهش محدودیتها، توجه به مطالبات عمومی و تلاش برای بازسازی اعتماد اجتماعی میتواند پیام مثبتی به جامعه ارسال کند. امید اجتماعی سرمایهای است که در شرایط دشوار بیش از هر چیز دیگر به آن نیاز داریم. در نهایت باید پذیرفت که ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نمیتواند راهبردی پایدار برای آینده کشور باشد.
این وضعیت اگرچه ممکن است در مقاطعی اجتنابناپذیر به نظر برسد، اما در بلندمدت هزینههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سنگینی بر کشور تحمیل میکند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهایی هستیم که بتواند کشور را از این برزخ خارج کند؛ تصمیمهایی که هم امنیت ملی را حفظ کند، هم معیشت مردم را بهبود ببخشد و هم چشماندازی روشنتر برای آینده پیش روی جامعه قرار بدهد. عبور از این مرحله، بیش از هر چیز به عقلانیت، انسجام داخلی و بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی نیاز دارد؛ سه مولفهای که میتوانند مسیر خروج از فرسایش کنونی و حرکت به سوی ثبات و توسعه را هموار کنند.»