تیتر امروز

شاهنامه، آرمان ملی ایرانیان/ نبرد با دیوِ تحریف؛ روایت پنجاه سال شاهنامه‌پژوهی خالقی مطلق
گفت‌وگوی دیدار در برنامه «گپی نو» با دو تن از اساتید به مناسبت درگذشت استاد جلال خالقی‌مطلق

شاهنامه، آرمان ملی ایرانیان/ نبرد با دیوِ تحریف؛ روایت پنجاه سال شاهنامه‌پژوهی خالقی مطلق

در هشتمین برنامه از گپی‌نو به مناسبت درگذشت استاد جلال خالقی‌مطلق، ادیب و شاهنامه‌پژوه نامدار و نیز روز ملی دماوند با قدمعلی سرامی و محمد منصورنژاد، دو تن از اساتید نام آشنا به گفت‌و‌گو پرداختیم.
آسوشیتدپرس: ضرب‌الاجل محدود ترامپ برای توافق با ایران/ اکسیوس: حضور مقامات قطری در مذاکرات بین ایران و عمان/ طرح عراق، سوریه و آمریکا برای دور زدن تنگه هرمز
تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا (روز نود و پنجم آتش‌بس)

آسوشیتدپرس: ضرب‌الاجل محدود ترامپ برای توافق با ایران/ اکسیوس: حضور مقامات قطری در مذاکرات بین ایران و عمان/ طرح عراق، سوریه و آمریکا برای دور زدن تنگه هرمز

در روز چهلم جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، آتش بس دو هفته‌ای از بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ برقرار شد. سه‌شنبه شب اول اردیبهشت، ترامپ به صورت یک طرفه از تمدید آتش‌بس با ایران خبر داد و...
برداشت‌های متفاوت و متضاد در ایران از مراسم بدرقه و تشییع آیت الله خامنه‌ای
یادداشتی به قلم امیر دبیری مهر

برداشت‌های متفاوت و متضاد در ایران از مراسم بدرقه و تشییع آیت الله خامنه‌ای

امیر دبیری مهر، استاد دانشگاه و کارشناس رسانه در یادداشتی به برداشت‌های متفاوت و متضاد در ایران از مراسم بدرقه و تشییع آیت الله خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب پرداخته که در دیدارنیوز می‌خوانید.
یادداشتی به قلم محمدعلی ابطحی

از دست رفتن مرجعیت صداوسیما

محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در یادداشتی با عنوان «رسانه ملی چگونه مرجعیت خود را از دست می‌دهد؟» در اعتماد نوشت: وقتی صداوسیما به جای ایفای نقش همگرایانه، به تشدید دوقطبی‌ها و حاشیه‌سازی برای دولت بپردازد، نتیجه آن کاهش اعتماد عمومی، تضعیف انسجام ملی و دور شدن مخاطب از رسانه رسمی خواهد بود.

کد خبر: ۲۰۰۸۷۲
۱۱:۱۷ - ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

از دست رفتن مرجعیت صداوسیما

دیدارنیوز _ محمدعلی ابطحی:

این روز‌ها آنچه در بخش قابل‌توجهی از برنامه‌های صداوسیما دیده می‌شود، بیش از آنکه بازتاب‌دهنده واقعیت متکثر جامعه ایران باشد، نمایشی پررنگ از یک قرائت محدود، جناحی و گاه افراطی از سیاست و مطالبات عمومی است. مساله البته صرفا انتقاد از دولت نیست؛ چراکه نقد منصفانه، حرفه‌ای و مستند، نه‌تنها حق رسانه، بلکه یکی از وظایف اصلی آن است. مساله از جایی آغاز می‌شود که رسانه‌ای با عنوان «ملی» در عمل به بستری برای تخریب یک جریان سیاسی، نادیده گرفتن بخش قابل‌توجهی از مطالبات مردم و تقویت نگاه‌های تندروانه تبدیل شود.

ریشه این وضعیت را باید در شیوه مدیریت صداوسیما جست‌و‌جو کرد. زمانی که انتخاب مدیران ارشد رسانه نه بر پایه تخصص، تجربه حرفه‌ای، شناخت افکار عمومی و مهارت رسانه‌ای، بلکه براساس ملاحظات سیاسی و جریانی انجام شود، طبیعی است که خروجی چنین ساختاری نیز به جای تنوع، گفت‌و‌گو و همگرایی، به سمت حذف، یکدست‌سازی و خالص‌سازی حرکت کند. زمانی علی لاریجانی شهید از واژه خالص‌سازان استفاده کرد تا وضعیت حاکم بر یک جریان خاص در حوزه مدیریتی کشور ازجمله صدا و سیما را بازتاب دهد. این‌گونه است که مدیران رسانه‌ای به جای آنکه خود را نماینده همه مردم بدانند، بیشتر در قامت سخنگوی یک طیف خاص ظاهر می‌شوند. مشکل مهم‌تر زمانی بروز می‌کند که این نگاه، نه فقط رقیب سیاسی، بلکه هر صدای متفاوت، معتدل و منتقد را نیز برنمی تابد. اگر چهره‌ای به برنامه‌ای دعوت شود، اما در آینده نقدی به عملکرد صداوسیما داشته باشد، دیگر امکان حضور در برنامه‌های صدا و سیما را پیدا نمی‌کند. رسانه‌ای که نقد را تحمل نکند، به تدریج توان گفت‌و‌گو با جامعه را نیز از دست می‌دهد. فردی از مسوولان کشور تعریف می‌کرد که در تجمعی مردم از مدیران صدا و سیما خواسته بودند در برنامه‌های صدا و سیما از چهره‌ها، افراد و گفتمان‌های مختلف استفاده شود. مدیران رسانه ملی پاسخ داده بودند در جنگ ۱۲ روزه برخی چهره‌های معتدل، متفاوت و اصلاح‌طلب (ازجمله خود بنده) در برنامه‌های صدا و سیما دعوت شد، اما این افراد بعد‌ها از مدیریت صدا و سیما نقد کردند! بنابراین در‌های صدا و سیما به روی این افراد بسته شد! 

این یک مثال روشن و سمبلیک از نحوه تفکر مدیران صدا و سیماست. برای این مدیران مهم نیست که سرنوشت نظام و کشور و مرجعیت رسانه و... چه می‌شود، موضوع مهم برای آنها این است که کسی از آنها و تفکر افراطی آنها انتقاد نکند.

تبعات چنین رویکردی تنها در محدوده برنامه‌های تلویزیونی باقی نمی‌ماند. وقتی صداوسیما به جای ایفای نقش همگرایانه، به تشدید دوقطبی‌ها و حاشیه‌سازی برای دولت بپردازد، نتیجه آن کاهش اعتماد عمومی، تضعیف انسجام ملی و دور شدن مخاطب از رسانه رسمی خواهد بود. در شرایطی که کشور با مشکلات اقتصادی، فشار‌های خارجی و دشواری‌های معیشتی روبه‌رو است، انتظار طبیعی این است که همه نهاد‌های رسمی، ازجمله رسانه ملی، در مسیر کاهش تنش، تقویت امید و کمک به حل مساله حرکت کنند. دولت در موقعیتی دشوار قرار دارد و مردم نیز زیر فشار‌های اقتصادی زندگی می‌کنند. در چنین فضایی، تخریب مداوم دولت و بی‌اعتنایی به واقعیت‌های موجود، نه نقد دلسوزانه است و نه رفتاری مسوولانه. رسانه ملی اگر واقعا ملی است، باید آیینه جامعه باشد؛ جامعه‌ای با صداها، سلایق، مطالبات و نگرانی‌های متفاوت. ادامه وضع موجود، فاصله میان رسانه رسمی و مردم را بیشتر می‌کند و مرجعیت صداوسیما را بیش از پیش کاهش می‌دهد. معتقدم پیش از وارد شدن خسارت بیشتر به سرمایه اجتماعی و همبستگی ملی، این رویکرد حذفی و افراطی اصلاح شود و صداوسیما به جایگاه واقعی خود بازگردد؛ جایگاهی که در آن رسانه نه متعلق به یک جریان خاص، بلکه متعلق به همه مردم باشد.

ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
امروز يکشنبه ۲۱ تير
امروز يکشنبه ۲۱ تير
امروز يکشنبه ۲۱ تير
امروز يکشنبه ۲۱ تير
پرطرفدارترین ها