احمد زیدآبادی، فعال سیاسی و روزنامهنگار در تحلیل اظهارات بیژن عبدالکریمی که گفته بود "به نظر من، روشنفکری که نتواند اهمیت ژئوپلیتیک این منطقه را بفهمد، حُکمش هفت بار اعدام، آن هم نه با گلوله بلکه با آر. پی. جی است .." نوشت: از نظر من که به قصد مزاح گفته است، لااقل لحنش هنگام ادای این جملات برای من مزاحآلود آمد. درست است که عبدالکریمی این روزها طریقالوسطی را گم کرده و از جهاتی به منتهیالیه جریانهای افراطی چرخیده است، اما هنوز با صادر کردن جواز کلهپرانی روشنفکران مخالف خود با آرپیجی و گیوتین فاصلهٔ بسیار دارد!

دیدارنیوز: احمد زیدآبادی به تحلیل اظهارات عجیب بیژن عبدالکریمی درباره روشنفکران پرداخت.
این فعال سیاسی در مطلبی با عنوان «حالا مزاح بود یا جدی؟» نوشت: دکتر بیژن عبدالکریمی گفته است: "به نظر من، روشنفکری که نتواند اهمیت ژئوپلیتیک این منطقه را بفهمد، حُکمش هفت بار اعدام، آن هم نه با گلوله بلکه با آر. پی. جی است که ابتدا مغزش را متلاشی کنند و بعد گردنش را با گیوتین بزنند...» آیا این حرفها را جدی گفته و یا خواسته است مزاح کند؟
از نظر من که به قصد مزاح گفته است، لااقل لحنش هنگام ادای این جملات برای من مزاحآلود آمد. درست است که آقای عبدالکریمی این روزها طریقالوسطی را گم کرده و از جهاتی به منتهیالیه جریانهای افراطی چرخیده است، اما هنوز با صادر کردن جواز کلهپرانی روشنفکران مخالف خود با آرپیجی و گیوتین فاصلهٔ بسیار دارد!
حالا ترسم از این است که موضوع را با خودش در میان بگذارم و او قاطعانه بگوید: "نه احمدجان! من که مثل تو اهل مزاح نیستم، کاملاً جدی گفتم!" در آن صورت من هم مثل آن مرد بینوا چارهای نخواهم داشت جز اینکه بگویم؛ خدا را شکر که جدی گفتی، چون من با کسی شوخی ندارم!
داستان آن مرد بینوا هم این است که فرد تنومندی از کنارش رد شد و پشتگردنی بسیار محکمی نثارش کرد! مرد بینوا از درد و خشم به خود پیچید، اما چون هیکل درشت فرد متجاسر را مشاهده کرد چارهای ندید جز اینکه از او بپرسد آیا جدی زده است یا شوخی کرده تا بلکه بدینوسیله آبروی خود را حفظ و بلا را از خویش دور کند! فرد تنومند که از زور بازو چیزی در خود کم نمیدید، اما چشم در چشم او دوخت و بدون هیچ ملاحظهای گفت؛ کاملاً جدی زدم!
مرد بینوا باز هم برای حفظ آبرو و دفع بلا از خود چارهای ندید جز اینکه بگوید؛ خب خدا را شکر که جدی زدی، چون من با کسی شوخی ندارم!