محمد منصورنژاد، استاد دانشگاه یادداشتی با عنوان «دغدغه دیجیتالی ایرانی از کسب و کار، تا کسب علم» نوشته که در دیدارنیوز میخوانید.

دیدارنیوز _ محمد منصورنژاد:
الف: دغدغهها
امروزه، در عصر ارتباطات، و به ویژه هوش مصنوعی، دغدغههای زیادی مطرح میگردد: از نگرانی جهت جایگزین شدن هوش مصنوعی برای بسیاری از مشاغل تا تغذیه دانشجویان از هوش مصنوعی و کم فروغ شدن چراغ استادان. اضافه شود که نسل جدید که از اساس دیجیتالی تعریف شده و لاجرم در معرض دغذغههای دیجیتالی شب و روز قرار دارد.
اما اگر از همین نکات که واقعیات جهان امروز است، بد روایت شود، در نهایت به تصمیم سازی و سیاستگذاری غلط ختم میگردد. به همین جهت در ایران لازم است به ابعاد دیگر موضوع که در ادامه به برخی از انان اشاره میشود، توجه داشت:
۱. میدانیم دغدغه دیجیتالی جوان چینی یا شهروند کره شمالی، از اساس با دغدغه شهروندان امریکایی و آلمانی فرق دارد. اما اینجا که هر از چند گاه اینترنت جهانی ما قطع و در حال عادی با سد فیلترینگ مواجهیم، کجای این داستان ایستادهایم؟ اشتراکات و افتراقات با سایر ملل در این فضا چیست؟ دیگران دغدغه مدیریت ادمیان توسط هوش مصنوعی دارند و ما دغدغه قطع و وصل اینترنت! دغدغههای دیجیتالی ایرانیان از مشکل پهنای باند است تا شنود و..
۲. از نظر ارزشی نیز ما خط قرمزها و تابوهایی برخلاف شرق و غرب عالم! برای خودمان ساختهایم (از حجاب اجباری تا...) که برابر آن پیش فرضها (که بسیاری مبنای عقلی یا شرعی هم ندارند) تمایل داریم تهدیدات دیجیتالی را بیشتر از فرصتها ببینیم. در ارزشهای ساختگی! حتی از شادیهای طبیعی و بشری نسل نو میهراسیم و..
۳. از گسست نسلی در خانوادهها ناشی از عصر دیحیتال، به گونهای میگوییم، که گویا پیش از آن نسل قدیم و جدید با هم مشکلی نداشتند. حال انکه حتی در خانواده پیامبران هم بسیاری از پیغمبر زادگان (قابیل، پسر نوح، پسران یعقوب و..) راه متضاد پدر رفتند، چنانکه فرزندان فریدون، نماد عدل و داد ایرانی در تاریخ اسطورهای، (تور و سلم) نیز حتی علیه او دست به شمشیر بردند! و برادر کشی کردند! پس تعارض نسلی امر تازه نیست، اما بر شدت و سرعتش در بسیاری از خانوادهها (نه همه) در دههای اخیر افزوده شد.
۴. زمانی (چهار و پنج دهه پیش) برخی از ایرانیان متاثر ازفضای پست مدرنی، پیوسته از خطر مدرنیته گفتند، در باب غربزدگی کتاب نوشتند، از نیهیلیسم در دوران جدید ما را هراساندند، خطرات علوم جدیده را برجسته ساختند، انسان گرایی را خطر معرفی کردند و. حال انکه عمده ان مسایل، ربطی به شرایط ایران نداشت.
اکنون هم نباید دغدغههای ایلان ماسک و زاکر برگ برای هوش مصنوعی در جهان را برای ایرانیانی که در پلتفرم ناقص بله، هوش مصنوعی خنده دار دارند، گفت! مشکلات را در حدی که با آن روبروییم و واقعگرایانه بگوییم، نه بلندگوی صدای برخی غرب ستیزان (به ویژه جریانهای چپ) شویم.
توجه به نکات بالا، که میتواند کاملتر هم شود، به درک درست هوش مصنوعی و طرح مساله درست از هوش مصنوعی درایران امروز، کمک میکند.
ب: خوب است نکاتی برای رفع دغدغههای واقعی (نه تفننی) دیجیتالی نیز بیاید:
١. در اینکه هوش مصنوعی جای برخی مشاغل (علمی تا عملی و مهارتی) رادر آینده میگیرد شکی نیست. اما پادزهر دیتا و اطلاعات، همان دادههای دیجیتالی است. مشاغل مهم حتما باید دانش بنیان شوند، از هوش مصنوعی بهره گیرند و کارکنان نیز لازم است آموزش دیجیتالی برای کارهای کیفیتر متناسب با ظرفیتهای کاری ببیند.
در ایران امروز، ایجاد شغل مناسب برای همگان، بخشی از دغدغههای دیجیتالی را میکاهد.
اگر دانشجویان ازهوش مصنوعی استفاده میکنند، چرا استادان چنین نکنند که هم دانش بیشتر داشته و هم قدرت تحلیل بالاتر دارند و از دادهای هوش مصنوعی بهتر از دانشجویان استفاده میکنند و...
۲. امروزه داشتن سواد رسانهای با تاکید بر رسانههای دیجیتال یک امتیاز تنها نیست، بلکه برای همه مشاغل، از ضرورت هاست.
۳. شیوه نگاه به ظرفیتهای دیجیتالی، از نگاه امنیتی به نگاه فرهنگی باید تغییر کند، تا همواره به جای ایجاد محدودیت، به فکر مدیریت بهتر و بالاتراین امکان بشری باشیم. امر فرهنگی را هم به کارگزاران فرهنگی واگذاریم، نه دیگران.
۴. در نهایت اگر مدیریت امر دیجیتال چندان دست ما نیست، اما تلاش برای توسعه فردی به برنامه و اهتمام ما مربوط است و ازاین رو، برای ارتقای شخصیت (به ویژه نسل نو) برنامه داشته باشیم، تا کمتر اسیر پلتفرمها شویم.