حتی اگر تا به حال گذرتان به کلانتری یا دادسرا نیفتاده باشد، حتما عبارات دعاوی حقوقی و دعاوی کیفری را شنیدهاید. تفاوت اصلی دادخواست و شکواییه دقیقا از همین جا نشات میگیرد.

دیدارنیوز: بسیاری از مراجعینی که برای ثبت دعوا یا پیگیری حق و حقوقشان به مراجع قضایی مراجعه می کنند، در همان قدم اول با یک سردرگمی اساسی روبرو می شوند و می پرسند: مگر دادخواست همان شکواییه نبود؟
عموم مردم تحصیلات حقوقی ندارند و در مکالمات روزمره، تمام اقدامات و دعاوی قانونی را به سادگی با کلمه شکایت توصیف می کنند. اما واقعیت این است که در دنیای وکالت، هر کدام از این واژه ها بار حقوقی متفاوتی دارند و مسیر پرونده شما را به کلی تغییر می دهند.
برای کسانی که به تازگی درگیر راهروهای دادگاه شده اند، درک این مفاهیمِ پایه ای مثل یک نقشه راه عمل می کند و از اتلاف وقت جلوگیری خواهد کرد.

اتفاقا براساس صحبت یکی از وکلای دادیار ۲۴ بسیاری از پرونده ها صرفا به خاطر ناآگاهی مراجعین و استفاده اشتباه از همین دو فرم، ماه ها در دادگاه معطل می مانند. به همین دلیل، تصمیم گرفتیم به زبانی ساده، تفاوت دادخوست و شکواییه را برای شما بشکافیم تا روند رسیدگی به پرونده تان با سرعت بیشتری طی شود.
حتی اگر تا به حال گذرتان به کلانتری یا دادسرا نیفتاده باشد، حتما عبارات دعاوی حقوقی و دعاوی کیفری را شنیده اید. تفاوت اصلی دادخواست و شکواییه دقیقا از همین جا نشات می گیرد:
دعاوی حقوقی (دادخواست) : زمانی که شما از نظر مالی، تعهدات قراردادی یا ملکی ضرر کرده اید، پای دعوای حقوقی به میان می آید. در این حالت، قانون به فرد آسیب دیده خواهان و به طرف مقابل خوانده می گوید. خواهان برای شروع کار باید خواسته اش را در برگه مخصوصی به نام دادنامه یا دادخواست مکتوب کند و پس از پرداخت هزینه دادرسی و ابطال تمبر (که معمولا معادل ۱.۵ درصد از ارزش ریالی خواسته است)، آن را مستقیما به دادگاه تقدیم کند. دقت کنید که ما در محاکم حقوقی، به هیچ وجه از کلمه شکایت استفاده نمی کنیم.
دعاوی کیفری (شکواییه): در نقطه مقابل، زمانی که یک رفتار مجرمانه (مثل کلاهبرداری، سرقت یا توهین) رخ می دهد و شما آسیب می بینید، دعوای کیفری شکل می گیرد. در اینجا شما شاکی هستید و فرد مقابل متهم یا مشتکی عنه نام دارد. ابزار شما برای احقاق حق در این پرونده ها شکواییه است. شکواییه تشریفات سخت گیرانه دادخواست را ندارد؛ هزینه بالایی برای شاکی نمی تراشد و مهم تر از همه، مستقیما به دادگاه نمی رود. شکواییه ابتدا باید در کلانتری و دادسرا بررسی و تایید شود و سپس به دادگاه ارسال گردد. در نتیجه، واژه دادخواست در پرونده های کیفری هیچ جایگاهی ندارد.
توجه داشته باشید اگر وکیل برای شکایت دارید که خود دادخواست یا شکواییه نوشته و ثبت می کند و اگر میخواهید خودتان اقدام کنید، باید برای ثبت به خدمات قضایی مراجعه کنید.
روند رسیدگی به یک پرونده حقوقی ایستا نیست. در طول مسیر دادرسی، برگه ها و فرم های مختلفی با اهداف متفاوت از سوی خواهان یا خوانده به دادگاه ارائه می شود. این دادخواست ها عبارتند از:
این فرم همان سنگ بنای دعوای حقوقی شماست. فرد آسیب دیده تمام ادله، شواهد، مدارک و خواسته نهایی خود را در این برگه می نویسد و از دادگاه تقاضای رسیدگی می کند. به جریان افتادن پرونده، با ثبت همین برگه آغاز می شود.
گاهی در حین رسیدگی به پرونده، دعوای جدیدی مطرح می شود که از دعوای اصلی نشأت گرفته یا ارتباط تنگاتنگی با آن دارد. این نوع دادخواست می تواند توسط هر دو طرف دعوا به دادگاه ارائه شود.
فرض کنید خواهان بعد از ثبت دعوای اصلی، ادعا یا مدارک جدیدی پیدا می کند که به همان پرونده مرتبط است. با ارائه این فرم، مدارک و شواهد جدید علیه خوانده به پرونده اضافه می شود تا روند صدور حکم به نفع خواهان تسریع گردد.
در رویه حقوقی، برخلاف مسائل کیفری، قاضی می تواند حتی در صورت غیبت خوانده، حکم صادر کند که معمولاً هم به نفع خواهان تمام می شود. قانون این حق را به خواندهِ غایب داده است که با تنظیم دادخواست واخواهی، اعتراض خود را به این حکم غیابی اعلام کند.
خوانده در برابر دعوای طرح شده بی دفاع نیست. او می تواند پس از به جریان افتادن دادخواست نخستین، متقابلا سندی تنظیم کرده و دعوایی علیه شخص خواهان در همان دادگاه مطرح کند که به آن دادخواست متقابل می گویند.
گاهی برای اثبات حقانیت یا روشن شدن ابعاد پرونده، مدارک خواهان کافی نیست و نیاز است تا پای شخص سومی به عنوان شاهد یا حتی هم دستِ خوانده به دادرسی باز شود. فرمی که این فرد را به پرونده می کشاند، دادخواست جلب ثالث نام دارد.
این فرم زمانی استفاده می شود که یک شخص سوم، خودش متوجه جریان پرونده شده و احساس می کند که در این دعوا ذی نفع است؛ بنابراین با ارائه این دادخواست وارد دادرسی می شود تا اسناد و مدارکش مورد بررسی قرار گیرد.
اگر قصد دارید یک دعوای حقوقی را آغاز کنید، باید بدانید که پر کردن بی نقص دادخواست، سرعت و دقت رسیدگی به پرونده تان را تضمین می کند. وجود کوچکترین کاستی در این فرم، می تواند دادگاه را از رسیدگی بازدارد. حتما این نکات کلیدی را در نظر بگیرید:
درج مشخصات و آدرس دقیق خوانده: نوشتن نام کامل و محل اقامت طرف مقابل از اوجب واجبات است. اگر آدرس ناقص باشد، دادگاه روند رسیدگی را متوقف کرده و به شما برای اصلاح آدرس یا چاپ اخطاریه فرصت می دهد. اما اگر هیچ آدرسی ارائه ندهید، ممکن است پرونده ابطال شده و هزینه تمبرهایتان بازنگردد. البته اگر واقعاً از آدرس خوانده بی خبر هستید، موضوع را به دادگاه اطلاع دهید تا مراجع قضایی از روش های جایگزین برای پیشبرد پرونده استفاده کنند.
تعیین شفاف و دقیق خواسته: قاضی فقط به موضوعی رسیدگی می کند که شما به عنوان خواسته مطرح کرده اید. اگر دعوا بر سر مطالبه وجه است، مبلغ باید صراحتاً نوشته شود. اگر موضوع دعوا یک ملک یا چیزی است که ارزش مالی دقیقی ندارد، باید خواسته خود (مثل خلع ید یا الزام به سند به آدرس فلان) را صراحتاً بنویسید. این شفافیت مانع از پرداختن دادگاه به مسائل فرعی شده و زمان را به نفع شما ذخیره می کند.
حفظ ارتباط میان خواسته ها: اگر قصد دارید در یک برگ دادخواست چند خواسته را همزمان مطرح کنید، حتماً مطمئن شوید که به هم مرتبط هستند. در غیر این صورت، قاضی آن ها را از هم تفکیک کرده و برای هر کدام پرونده ای مجزا تشکیل می دهد؛ پروسه ای که رسیدگی به پرونده شما را به شدت کُند و فرسایشی خواهد کرد.
بهره گیری از تخصص وکیل: تنظیم اوراق قضایی، خصوصا در دعاوی مالی، ظرافت و حساسیت بسیار بالایی دارد. به همین دلیل است که تنظیم اصولی این اوراق غالباً توسط وکلای دادگستری انجام می شود.
در انتها یک نکته دیگر را برایتان بگوییم، شخصی دعاوی ملکی داشته که ملک در شرق تهران قرار داشته و شخص به اشتباه یافت آباد شکایت کرده بوده که محل زندگی خوانده بوده و همین موضوع باعث شده بود چند ماهه شکایت او به عقب بیفتد، پس به این نکته نیز توجه داشته باشید.