زهرا نژادبهرام، فعال سیاسی اصلاحطلب یادداشتی درباره رسانههای نوین و بازآرایی همبستگی شهری نوشته که در دیدارنیوز میخوانید.

دیدارنیوز _ زهرا نژادبهرام:
شهرهای ایران به دلیل ساختار خاص زمین شناسی همواره در معرض حوادث طبیعی نظیر زلزله و سیل بودهاند با وقوع جنگهای تحمیلی سه گانه پس از انقلاب این مهم به حاشیه جدی برای شهرهای کشور مبدل شد.
شهروندان در گذشته با اتکا به شبکههای ارتباطی سنتی به نوعی با اطلاع رسانی به اشکال مختلف نظیر بلندگوهایی که صدای آژیر را پخش میکرد یا تلویزیون و رادیو متوجه خطر به وقوع پیوسته یا در حال وقوع میشدند. اما در دنیای جدید نوع ارتباط شهروندان فراتر از ظرفیتهای اطلاع رسانی گذشته شده است. شهروندان به دلیل دیجیتالی شدن زندگی با ابزارها و امکانات تازهای روبه رو شدند که قادر است فرصتهای بهتری برای حفاظت از آنها ایجاد کند.
در این میان رسانههای نوین کارکردی متفاوت پیدا کرده آنها نه تنها قادر به پیام رسانی هستند بلکه خود پیام هستند؛ لذا نگاه به آنها از منظر اطلاع رسانی تقلیل دادن ظرفیتها نهفته و آشکار آنها است. با گسترش رسانههای نوین در دو دهه اخیر، ساختار ارتباطی در شهرهای ایران دچار تغییرات عمیقی شده است. این تغییر صرفاً به افزایش سرعت تبادل اطلاعات یا تنوع کانالهای ارتباطی محدود نمیشود، بلکه به بازتعریف نقش خود رسانه در زندگی اجتماعی منجر شده است. از اینرو رسانههای نوین به عبارتی بخشی از سازوکار تولید همبستگی شهری و مدیریت اجتماعی تبدیل شده است؛ تغییری که میتوان آن را حرکت از «رسانه بهمثابه پیامرسان» به «رسانه بهمثابه نهاد میانجی» توصیف کرد.
نهادهای میانجی در همه جوامع فرصتی کم نظیر برای ارتباط بخشهای مختلف جامعه در جهت کاهش تنشها و ایجاد فرصتهای همبستگی و انسجام هستند. اصولا در شهرهای معاصر درکنارنهادهای رسمی شهری مجموعهای نهادهای غیررسمی و نوظهرور در حال شکل گیری هستند که عمدتا از دل رسانههای نوین بیرون میآیند. اگر چه این نهادها ساختار حقوقی ندارند یا تثبیت شده نیستند امادر عمل نقش میانجی را میان شهروندان و محلات و مدیران شهری ایفا میکنند.
شهروندان در شهرها غالبا عضویت دریکی از این شبکهها را دارند؛ لذا، بستری برای هم اوایی در خصوص مشکلات و مسائل شهری را میتوانند در آنها جستوجو کنند. آنها از یک شبکه اطلاع رسانی به نهادی میانجی برای باز خوانی خواستهها و مبدل کردن آنها به مطالبات قابل دسترس برای مدیریت شهری هستند. هم اکنون بسیاری از محلات شهری از این شبکهها برخودار هستند. حتی ساختمانهای شهری نیز گروههای ارتباطی را برای خود تدارک دیدهاند؛ لذا اهمیت این شبکهها صرفاً در سرعت اطلاعرسانی نیست؛ بلکه در نوع کارکردی است که فراتر از انتقال خبر قرار میگیرد. از این رو میتوان سطح فعالیت آنها در این سه بخش مورد توجه قرار داد:
در سطح نخست، رسانه بهمثابه «تعریفکننده پیام» عمل میکند. در این مرحله، رسانه صرفاً ناقل اطلاعات نیست، بلکه در تعیین اینکه «چه چیزی مسئله است» نقش دارد. به بیان دیگر، رسانه به شکلگیری دیدگاه نخست از واقعیت کمک میکند. در یک بحران شهری، اینکه رخداد بهعنوان حادثهای محلی، بحران عمومی یا مسئله امنیتی است معنا میشود؛ که منجر به شکل گیری ارتباط میشود و رسانه در نقش تعیین چارچوب فهم اجتماعی ورود میکند.
در سطح بعدی، رسانه به تولیدکننده «انسجام و اعتماد» تبدیل میشود. در این مرحله، ارتباطات از سطح انتقال فراتر رفته و وارد سازماندهی اجتماعی نیز میشود. شهروندان از طریق شبکههای ارتباطی، نهتنها اطلاعات دریافت میکنند، بلکه مسوولیتهای و نقشهای را تقسیم میکنند و نوعی اعتماد را شکل میدهند. این اعتماد الزاماً نهادی یا رسمی نیست، بلکه اعتماد شبکهای و موضوعی است که به واسطه شرایط خاص ایجاد شده و احتمالا سرعت میگیرد و امکان نوعی اقدام مشترک را فراهم میکند. در مدیریت بحرانهای شهری معمولا، هماهنگی اولیه میان شهروندان اغلب پیش از ورود نهادهای رسمی در همین فضاها شکل میگیرد.
و شاید در آخرین سطح آنها به «تولیدکننده خروجی در جهان واقعی» تبدیل میشود. در این مرحله، ارتباطات صرفاً در سطح گفتوگو باقی نمیمانند، بلکه به کنش عینی در فضای شهری منجر میشوند. ارسال کمکهای مردمی، اطلاعرسانی درباره وضعیت آسیبدیدگان، سازماندهی نیروهای داوطلب یا حتی اصلاح تصمیمات مدیریت شهری، نمونههایی از این خروجی هستند؛ لذا رسانه احتمالا زنجیر ه اقدام اجتماعی و تولید کننده نوعی کنش مشترک میان شهروندان خواهد بود که فرصتی استثنایی برای شهروندان و مدیریت شهری است.
از این رو میتوان گفت که این سه لایه سه هویت برای یک نهاد میانجی است که رسانههای نوین قادرند در آن ایفای نقش کنند. نهادی که نه به ساختارهای رسمی متداول متصل است و نه آنکه خود در تلاش است که به صورت رسمی هویت یابی کند. این نهاد برخاسته از خواست شهروندان است و به دلیل ساختار خاص که متشکل از سرعت، تعاملی بودن و شکل گرفته توسط خود کاربران است، جایگاه متفاوتی دارد؛ لذا میتوان با تکیه براین ویژگی آنها را نهادهای میانجی جدید، بهویژه در بستر شهری، دانست. آنها قادرند بخشی از خلأهای ارتباطی و نهادی را پر میکنند و به شکلگیری نوعی همبستگی غیررسمی، اما کارآمد کمک میکنند.
با این وجود ذکر این نکته ضروری است که این نهادها مکمل نهادهای اصلی شهری هستند جایگزین آنها نیستند. درعین حال ممکن است خطراتی را نیز داشته باشند، اما نکته تاثیر گذار این است که این قابلیت برای شهروندان به کانونی اتکا برانگیز وجود دارد. با آموزش و کمک به دسترسی عمومی به این ظرفیت به خصوص برای سالمندان و کودکان میتوان آثار آن را برای انسجام و همبستگی شهری بیشتر کرد. اگرچه قطع اینترنت یا فیلترینگ و مواردی از این دست به این بستر آسیب میزند. درعین حال امکان اثر گذاری الگوریتم بر ساختار آن نیز دور از انتظار نیست.
در نهایت توجه به نهادهای میانجی جدید شهری فرصتی خاص برای بازخوانی انسجام و اعتماد عمومی به ویژه در سطح محلات و به طور عام درسطح شهر است. بدیهی است با این نگاه میتوان با توجه به این نقش موثر رسانههای نوین رویکردهای تقابلی و مسدود سازی ارتباطی را به حاشیه راند و فضا را برای اتصال حلقههای میانجی در جهت تقویت انسجام عمومی و همبستگی محلی و شهری فراهم کرد.