مسلم تهوری - روشن و مبرهن است که گسلهای اجتماعی برای همیشه تاریخ وجود داشته و دارد و جماعتی نیز در خارج از کشور سر در آخور دشمن دارند و در داخل هم عدهای شریک دزد و رفیق قافله هستند. اینان نفع خود را در آشفته شدن اوضاع و احوال و شکاف هر چه بیشتر اجتماعی میبینند و بدین منظور از هیچ امری فروگذار نمیکنند.

مسلم تهوری
اشغال سفارت ایران به دست طرفداران طیف شیرازی؛ درگیری نیروهای انتظامی و امنیتی با دراویش گنابادی در خیابان گلستان هفتم در پاسداران؛ درگیریهای پان ترکیسم و پان عربیسم و... در مرزهای ایران و بسیاری از این دست خبرها چیزی است که مرتب در رسانهها و فضای مجازی به گوش میرسد. بسیاری از این دست اتفاقات برگرفته از شکافهای موجود در جامعه است که با به کار بستن تدبیری حکیمانه میتوان از وقوع آن جلوگیری کرد و یا لااقل از شیوع گسترده آن ممانعت به عمل آورد.
بحث گسلها و یا به عبارت دیگر شکافهای اجتماعی از جمله مباحث اصلی و تأثیرگذار در علم جامعهشناسی سیاسی است. سرچشمه شکافهای اجتماعی تفاوت سلایق و نقاط افتراق افراد جامعه است. اساسا تقسیمبندیها در تمام شئونات به نوعی سوار بر گسلهای اجتماعی میشود و اختلافنظرها دقیقا از همینجا به وجود میآید. تفکیک جنسیتی بحث فمنیستی را به دنبال دارد و یا تقسیمبندی در حوزه دینی باعث به وجود آمدن اختلافات مذهبی میشود. منتهای مراتب در بسیاری از موارد جامعه ناگزیر از این تفاوتها و نگرشهای متعدد است و مفری از آن نیست؛ اما آنچه در این بین مهم و حیاتی است نوع تعامل نظام حاکم با این قبیل اختلافها است. هنر جامعه و نظام پیشرو آنجا نمود پیدا میکند که بتواند از دل اختلافها و تهدیدها ایجاد فرصت کند و از آن در راستای تعالی و پیشرفت جامعه استفاده بهینه کند نه اینکه خود باعث و بانی دمیدن در کوس اختلاف و چند دستگی باشد، همان کاری که پیشینیان در مورد قومیتهای مختلف در گذشته انجام دادند و از این راه تنها در پی حفظ موجودیت خود بودند و بس. البته پر واضح است که این شکافهای اجتماعی مختص کشور ما و یا کشورهای جهان سومی نیست بلکه در سایر حکومتها و نظامات اجتماعی نیز این نقاط افتراق وجود دارد و مرزبندیها روشن است. کشورهایی که حقوق تمام تشکلها و نگرشها را به رسمیت میشناسند سازوکار مشخصی برای تعامل با این رویکردهای متفاوت دارند. وجود مطبوعات آزاد و مستقل و آزادی بیان و عقیده در چهارچوب تشکلها و احزاب و نهادهای مردم نهاد از جمله راهکارهای آنان در مواجهه با این نوع شکافها است. این گونه احزاب نمایندگان طیفهای مختلف فکری موجود در اجتماع هستند که هر کدام نگرش و ایدئولوژی خاص خود را در چهارچوب قانون بیان میکنند و در این بستر اندیشهها و آراء یکدیگر را به بوته نقد میکشانند.
غالب احزاب موجود در ایران متأسفانه دارای پایگاه اجتماعی مستحکمی نیستند و کمتر کارکرد حزبی داشته و از حزب و تحزبگرائی پوستهای از آن را به تن دارند، لاجرم وجود احزاب بدون ریشه و پایگاه اجتماعی که صرفا کارکرد انتخاباتی دارند و در دوران انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی بروز و ظهور مییابند و در دیگر زمانها در محاق فرو میروند فضا را برای شبکههای مجازی و رسانههای معاند فراهم میآورند. این شبکهها و بنگاههای شایعه پراکنی هیچگاه درپی اصلاح معضلات نبوده و نیستند بلکه گسلهای اجتماعی را نشانه میروند و آنها را زیر ذرهبین میگذارند و در واقع آتش بیار معرکه میشوند تا بلکه از این نمد کلاهی برای خود به دست بیاورند. بهطور مثال یکی از این شبکهها که چندی است با ملغمهای از اطلاعات درست و نادرست سعی در ملتهب نشان دادن جامعه دارد در خبری عنوان کرده بود که چند سالی است در ایام پیادهروی اربعین در عراق یک طرف عکسهای آیتالله سید صادق شیرازی است و در طرف دیگر عکسهای رهبری و حاکمیت که تاب آن ندارد تا رهبری معنوی جامعه را با فرد دیگری شریک شود اقدام به دستگیری فرزند آیتالله کرده و این همه در حالی است که انتشار عکسهای رهبری و شیرازی یک سال بدین صورت بود منتهی آن کانال سمت و سوی داستان را به جهتی سوق داده که هر ساله وضعیت چنین است و راهپیمائی عظیم اربعین صحنهای است برای قدرتنمائی رهبران مذهبی. ولی واقع امر آن است که در ادامه سیاست جمهوری اسلامی بر این مبنا قرار گرفت تا عکسهای مقام رهبری در آن ایام مورد استفاده قرار نگیرد و چنین القا نشود که مراد از پیادهروی اربعین تبلیغ برای شخص خاصی است. هر چند طرفداران آیتالله شیرازی هر ساله در آن ایام سعی دارند در و دیوار کربلای معلی را از عکسهای نامبرده آکنده کنند و محملی برای تبلیغ خود یافتهاند.
اتفاقات ناگواری که در گلستان هفتم خیابان پاسداران رخ داد نمونهای دیگر از شکافهای اجتماعی است که میتوانست روند بسیار معقولتری به خود بگیرد. باید پذیرفت که بسیاری از گروههای دراویش از معتقدان و همراهان نظام اسلامی بودهاند و کثیری از آنان در هشت سال جنگ تحمیلی دوشادوش سایر مردم از این آب و خاک دفاع کردهاند و در طول 40 سالی که از حیات انقلاب اسلامی میگذرد کمترین هزینه را برای حکومت داشتهاند. شاید با کاربست تدبیری معقولانه و درک صحیح از شرایط هیچگاه آن اتفاقات نمیافتاد و دیگر نه آشوب و اغتشاشی پیش میآمد و نه محمد ثلاثی تا خانوادههایی داغدار عزیزانشان شوند.
روشن و مبرهن است که گسلهای اجتماعی برای همیشه تاریخ وجود داشته و دارد و جماعتی نیز در خارج از کشور سر در آخور دشمن دارند و در داخل هم عدهای شریک دزد و رفیق قافله هستند. اینان نفع خود را در آشفته شدن اوضاع و احوال و شکاف هر چه بیشتر اجتماعی میبینند و بدین منظور از هیچ امری فروگذار نمیکنند. مردم و نظام حاکم نیز در تمامی این سالها از این شکافها به دفعات ضربه خوردهاند و هزینههای بسیار متحمل شدهاند تا از آن گذر کنند. پر واضح است که گسلهای اجتماعی در همین نزدیکی کمین کردهاند و مسئولین امر در اینباره به خطا رفتهاند و لاجرم باید طرحی نو اندیشید.
Array
(
[P] => 2
[N] => 0
)