زهرا نژادبهرام، فعال سیاسی اصلاحطلب در یادداشتی به انیمیشنهای «لگویی» و استفاده از آنها در جنگ اخیر اشاره کرد و نوشت: به نظر میرسد تحولی که این نوع ویدئوها ایجاد کرده توانسته راهی متفاوت را در عرصه روایت سازی و روایت نگری ایجاد کند؛ امری که نیازمند توجه بیشتر است.

دیدارنیوز _ زهرا نژادبهرام*:
طی جنگ اخیر که به نام رمضان نامگذاری شده ویدیوهای کوتاه به نام لگویی با حرف کوتاه "میم " توانسته است به صورتی انتشار یابد که به موضوعی برای این نوع فعالیتهای رسانهای در عرصه شبکههای اجتماعی شود. بسیاری از کاربران و فعالان رسانهای در کنار سیاست گذاران سیاسی و رسانهای استفاده ازاین سبک را بستری برای تحول در عرصه رسانههای نوین تعریف کردهاند. پیش از این نیز این نوع ویدئوها در اشکال دیگری در فضای دیجیتال فعال بودهاند، اما اینکه در بحبوحه جنگ این نوع فعالیتهای صورت میگیرد جذابیت موضوع را بیشتر ساخته است. اما این نوع ویدئوها با هوش مصنوعی [۱]مولد ساخته شده و به سرعت قابل تغییر و بازنشر است و از منطق میم و تکثیر شبکهای پیروی میکند و به نوعی در جنگ روایتها از جنگ رمضان وارد شده است.
اکونومیست در این خصوص میگوید هرروز تیمهایی که از حکومت دینی ایران حمایت میکنند، ویدیوهایی میسازند که با هوش مصنوعی تولید شدهاند؛ و در آنها دونالد ترامپ به سخره گرفته میشود و کسانی که در برابر او مقاومت میکنند، ستایش میشوند.
جوزف بودنر و کریسیا سیکورا از مؤسسه گفتوگوی راهبردی (یک سازمان غیردولتی حامی دموکراسی) دریافتند که دو شبکه حامی ایران در ماه نخست جنگ، بیش از یک میلیارد بازدید در شبکه ایکس به دست آوردهاند. [۲] در این خصوص شبکه الجزیره نیز آن را فرصتی برای نمایش روایت ایران میداند[۳] شبکه سی ان ان نیز آن را بستری برای تغییر روایت از سوی ایران با توجه به پر بیننده بودن آن تبیین کرده است[۴] جذابیت این موضوع میزان دیده شدن جهانی آن از یک سو و حساس شدن رسانه و صاحبنظران نسبت به آنها است؛ از اینرو واکاوی آنها شاید فرصتی باشد که بتوان آن را از نگاه ارتباطی و فضای مجازی مورد بررسی قرار داد.
در این راستا به نظر میرسد تحولی که این نوع ویدئوها ایجاد کرده توانسته راهی متفاوت را در عرصه روایت سازی و روایت نگری ایجاد کند؛ امری که نیازمند توجه بیشتر است. با گسترش ابزارهای هوش مصنوعی در تولید محتوا، نوع جدیدی از روایتسازی رسانهای در فضای دیجیتال شکل گرفته است؛ روایتی که نه لزوماً از مسیر رسانههای رسمی عبور میکند و نه وابسته به نهادهای خبری کلاسیک است، بلکه از به صورت غیر حرفهای از تولیدات کاربرمحور و خلاقانه بیرون میآید. ویدئوهای "لگویی" با موضوعات جنگی یا ژئوپلیتیک— که در قالبی انتقادی مفاهیمی متفاوت را به طنز با ادبیات نسل فعال شبکههای اجتماعی ارائه میکند، تلاشی برای شکل دهی به نوعی دیگر از نگاه به واقعیت است. ویدئوهای "لگویی" ایرانی در بستر چنین فضایی در تلاش است تا روایتهای جنگ ۴۰ روزه میان آمریکا و اسراییل با ایران را در بستر ادبیات طنز و جذاب طراحی و انتشار دهد.

ویژگی اصلی این نوع محتوا، «روایت سازی به گونه تصویری» است. در اینجا جنگ، سیاست یا بحران بینالمللی در قالبی ساده، نمادین و حتی بازیگونه بازنمایی میشود. لگو وسیلهای که کودکان و نوجوانان با آنها دنیای خود را میسازند و استفاده از سبک لگو و ابزارهای هوش مصنوعی، پیچیدگی رویدادهای واقعی را به یک داستان بصری قابل فهم و ساده سازی شده تبدیل میکند. این سادهسازی، دو ویژگی دارد نخست آنکه بهتر با مخاطب ارتباط برقرار میکند، چون عناصر به کار گرفته شده بسیار ساده و قابل فهم است و دوم آنکه این امکان را میدهد که با تجربه نمایشی تصاویری دیگر از موضوع که آغشته به طنز و موزیک و هیجان است حواس مخاطب را درگیر سازد. به عبارتی همزمان دو عضو حسی بصری، شنوایی دراین فرآیند فعال میشوند و سطح ادارکی را با نوعی دیگری از مفاهیم آشنا میسازند.
در این میان، مفهوم «میم» بهعنوان یک واحد کوچک انتقال معنا نقش کلیدی پیدا میکند. در چارچوب نظری Richard Dawkins، میمها عناصر فرهنگیای هستند که قابلیت تکثیر، تقلید و تغییر دارند. در فضای دیجیتال امروز، ویدئوهای لگویی نیز میتوانند به مجموعهای از میمهای روایی تبدیل شوند؛ یعنی قطعات کوچک و قابل بازنشر از معنا که از کاربری به کاربر دیگر منتقل شده و در هر بار بازتولید، اندکی تغییر میکنند.
نکته قابل توجه این است که در این فرایند فقط تولید محتوا نیست که فضا را تحت تاثیر قرار میدهد بلکه این نوآوری در بکارگیری میمها و امکان تکثیر و تغییر است که دامنه انتشار را گسترش میدهد و مخاطب یا کاربر را در عرصه بازی وارد میکند.
در فضای رسانهای امروز، هر رویدادی به اشکال متفاوت میتواند باز تولید شود از گزارش خبری تا خبر رسانی مطلق و ویدئو سازی و انیمیشن و نمودار و.. این امکان با تکیه بر مهارتهای هوش مصنوعی دنیای تازهای را برای کاربر فراهم کرده است. دنیایی که میتواند تصویر رسانهای جهان را با تغییرات جدی روبهرو کند؛ و انحصاری کردن روایتها در هم بشکند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی "تعدد در روایت حقیقت یا حقیقتهای دیگر" است؛ یعنی به جای یک روایت غالب، مجموعهای از روایتهای موازی و متفاوت و حتی متعارض در اختیار مخاطب قرار میگیرد و ذهن مخاطب را از تک سویه بودن خارج میکند. در واقع فرصت دادن به ادارک مخاطب برای گزینش روایتی دیگر که شاید رسانههای جریان اصلی و حتی صاحبان الگوریتمهای شبکهای تمایلی به دیده شدن آنها نداشته باشند.
در این مهم، دو عامل اصلی قابل مشاهده است نخست میزان اعتماد به منبع و دوم درک مخاطب و نیازهایش! به عبارت دیگر زبان و تجربه مخاطب که بتواند نوعی همگرایی را با روایت ساخته شده متفاوت ایجاد کند، این امکان را میدهد که درک دیگری هم در کنار ادارکات قبلی شکل بگیرد؛ خصوصا اینکه این نو آوری با سابقه ذهنی مخاطب نوعی همگرایی هم داشته باشد مثل ویدئوهای لگویی! که هر کس در کودکی آن را تجربه کرده است!
بهره گیری از ظرفیتها تکنیکی ساخت درکنار واقعیتهای انتشار یافته مثل کتب تاریخی یا ادبیات گویشی که مبنای روایت قرار میگیرد، میتواند نگرانی برای اعتماد مخاطب را با توجه به واقعیتهای عینی تاحدودی مرتفع بسازد، اما کامل نیست! چراکه، سطح اعتماد مخاطب به منبع تولیدکننده روایت وحس اعتمادی است که ازمحتوی نیز میگیرد؛ زیرا حتی روایتهای ساده، بصری و جذاب نیز بدون پشتوانه اعتماد، الزاماً به پذیرش پایدار منجر نمیشوند، اما شاید بتواند وقفهای یا تکانه یا اثر گذاری مقطعی (momentum) را ایجاد کند.
در نهایت، میتوان گفت این نوع تولیدات رسانهای نه جایگزین منابع خبری معتبر میشوند و نه مرجعیت خبری را بهتنهایی بازتعریف میکنند، اما در کنار سایر رسانهها، به افزایش تعداد و تنوع «روایتهای موجود از واقعیت» کمک میکنند. این مهم موید این است که وضعیت نظام رسانهای متمرکز مبدل به فضای روایتهای غیر متمرکز و چند مرکزی در حال حرکت است؛ ادراک مخاطب در قالب "میم ها" [۵]، میتواند تکثر را بیشتر و شاید امکان دسترسی به حقیقت را آشکارتر سازد. با این وجود ذکر این نکته ضروری است که گاهی میم میتوانند حتی حقیقت را دستکاری کرده و یا تخریب نمایند، لذا همچون شمشیر دولبه باید به آنها نگاه شود! آنها هم فرصت هستند و هم تهدید؛ لذا روایت غالب شاید دربستر این تکثر روایتها و انیمیشنها ساخته نشود، چراکه جذابیت به تنهایی عامل شکل گیری روایت نیست؛ اما میتواند در صورت تداوم و نو آوری با بهره گیری از ظرفیت تغییر وابسته به مخاطب و تکثیر منجربه شکل گیری روایت گردد. به عبارتی وقتی روایت شکل میگیرد که همزمان «ذهن مخاطب، شبکه انتشار و جریانهای بزرگتر رسانهای» آن را تقویت کنند.
و اینجا نقش کاربر پویا که علاقمند به فضای شبکهای و تغییر و تکثیر است، معنا دار میشود. کاربرها عموما علاقمند هستند کارشان بعد از تغییر برخی محتویها دیده شود واین امر میتواند بستر تکثیر و تحت تاثیر قرار دادن سایر مراکز روایت سازی شبکههای رسانهای را باخود همراه کند؛ و شاید به نوعی توان تغییر در روایت و حتی جایگزینی را داشته باشد.
در نهایت به نظر میرسد شکل گیری و تثبت یک روایت زمانی ممکن میشود که اعتماد به منبع، همگرایی با ذهن و تجربه زیسته مخاطب و قابلیت تکثیر در شبکههای اجتماعی به صورت همزمان تقویت شوند؛ لذا میتوان گفت که درعصر رسانههای دیجیتال و هوش مصنوعی، میمها با استفاده از همگرایی با ذهن مخاطب و اعتماد برگرفته از زبان و تجربه زیسته و ... به همراه قابلیت نشر شبکهای موجب شکل گیری چند مرکزی در تولید معنا و فعال شدن روایتهای متکثر از واقعیتها میشوند. این مهم ضرورت تقویت ویدئوهای لگویی و مطالبی از این دست را دراین شرایط حساس کشور ایجاد میکند.
این ویدئوها از قالب سرگرمی به ابزاری برای ارائه نسخهای دیگر از حقیقت به میدان آمدهاند.
https://www.asriran.com/fa/news/۱۱۵۷۰۵۸/%D۸%A۷%DA%A۹%D۹%۸۸%D۹%۸۶%D۹%۸۸%D۹%۸۵%DB%۸C%D۸%B
https://www.aljazeera.com/news/۲۰۲۶/۴/۱۷/vengeance-for-all-how-irans-lego-videos-won-narrative-war-against-trump
https://edition.cnn.com/۲۰۲۶/۰۴/۱۰/world/video/iran-lego-propaganda-vrtc-digvid
میم به عنوان واحدی کوچک از معنا هستند که قابلیت تکثیر، بازتولید و تغییر در شبکههای اجتماعی را دارد نامیده میشود.
میمها حامل معنا هستند نه منشاء آن یعنی معنا معمولا از قبل در فرهنگ و رسانه و سیاست هست و میمها این معناها را فشرده، بازسازی و قابل انتشار میکنند.
به عبارتی میمها گاهی فقط انتقال دهنده نیشتند بلکه باطنز، اغراق یا حذف بخشهایی از وقاعی معنا را میتوانند تغییر هم بدهند.
دراین فضا معنا از میمها آغاز نمیشود بلکه از طریق آنها بازسازی، دگرگون سازی و در مقیاسی گسترده منتشر میشود.
میمها در منطق پست مدرن یک معنا را میگیرند و درقالب جدیدی آن را بازسازی مکنند و آن را به صورت سیا و چند گانه داعما تغییر میدهند.