علی بیگدلی، استاد روابط بینالملل معتقد است که شکست مذاکرات اسلامآباد به معنای بستهشدن مسیر دیپلماسی نیست و ترکیب هیئت مذاکرهکننده ایرانی یکدست و باتجربه نبوده است.

دیدارنیوز: علی بیگدلی میگوید که شکست مذاکرات اسلامآباد به معنای بستهشدن کامل مسیر دیپلماسی نیست.
در تحلیل دلایل شکست مذاکرات ایران و آمریکا، علی بیگدلی در گفتوگویش با «شرق» و با نگاهی انتقادی، به بررسی ابعاد مختلف این مذاکرات پرداخته و با اشاره به نحوه آغاز و مدیریت مذاکرات، اذعان دارد که «آنچه در اسلامآباد رخ داد، از ابتدا با نوعی شتابزدگی همراه بود. وقتی بدون فراهمسازی زمینههای لازم و بدون انجام دیپلماسی محرمانه وارد مذاکرهای با این سطح از پیچیدگی میشویم، طبیعی است که نتیجهای حاصل نشود». به گفته این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی، «محدودیت زمانی اعلامشده از سوی جیدی ونس در پاکستان و اصرار بر جمعبندی سریع، عملا فرصت شکلگیری تفاهم را از بین برد و مذاکرات را به سمت بنبست سوق داد».
این استاد دانشگاه با تأکید بر نبود «نقطه مشترک میان دو طرف»، تصریح میکند که «نه ایران و نه آمریکا در این مرحله از مذاکرات پاکستان به درک مشترکی از چارچوب مذاکرات نرسیده بودند، درحالیکه چنین شکافی باید پیشتر از نشست اسلامآباد و در قالب گفتوگوهای محرمانه کاهش مییافت و سپس مذاکرات رسمی آغاز میشد». این کارشناس بر این باور است که «سطح بالای انتظارات آمریکا و همزمان نبود آمادگی کافی در طرف ایرانی، از دیگر عوامل مؤثر در شکست این دور از گفتوگوها بوده است».
بیگدلی همچنین به ترکیب هیئت ایرانی اشاره کرده و باور دارد که «ترکیب هیئت مذاکرهکننده از یکدستی و تجربه لازم برای چنین مذاکرات حساسی برخوردار نبود. این موضوع نیز در کنار سایر عوامل، بر روند مذاکرات تأثیر گذاشت». درعینحال، این کارشناس روابط بینالملل با نگاهی واقعگرایانه، خاطرنشان میکند که «پایان این دور از مذاکرات به معنای بستهشدن کامل مسیر دیپلماسی نیست». به گفته او، «اعلام شکست تنها برای دور اول و نبود واکنش تند از سوی ترامپ نشان میدهد که همچنان امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد».
او در ادامه به تهدید مطرحشده از سوی ترامپ درباره «محاصره دریایی» اشاره کرده و آن را بیشتر یک ابزار فشار روانی میداند، چون به نظر بیگدلی، «محاصره دریایی، برخلاف آنچه در ادبیات سیاسی مطرح میشود، اجرای بسیار دشواری دارد و تجربههای تاریخی نیز نشان داده که تحقق آن ساده نیست». تحلیلگر حوزه سیاست خارجی همچنین تأکید میکند که «مکان برگزاری مذاکرات، یعنی پاکستان، انتخاب مناسبی بوده است. چون پاکستان به دلیل روابط همزمان با ایران و آمریکا، میتواند نقش میانجی مؤثری ایفا کند و این ظرفیت همچنان برای دورهای بعدی وجود دارد».
او در بخش دیگری از سخنان خود، به نقش مخرب احتمالی بازیگران منطقهای بهویژه اسرائیل اشاره کرده و متذکر میشود که «بنیامین نتانیاهو و جریانهای حامی او، تمایل چندانی به دستیابی ایران و آمریکا به توافق ندارند. حتی میتوان گفت ادامه تنش، برای برخی بازیگران دارای منافع سیاسی است». بیگدلی در پایان با تأکید بر شرایط دشوار داخلی و فشارهای اقتصادی، خاطرنشان میکند که «اکنون جامعه ایران پس از دو جنگ تحمیلی سال گذشته تحت فشارهای سنگینی قرار دارد و تداوم این وضعیت، ضرورت یافتن راهحلهای دیپلماتیک را دوچندان میکند. با این حال، تحقق چنین راهحلی مستلزم بازنگری در رویکردها، تقویت دیپلماسی پنهان و تلاش برای یافتن نقاط مشترک پیش از ورود به مذاکرات رسمی است».