سید علیرضا بهبهانی، در یادداشتی با عنوان «ترامپ تحت فشار نفت و ژئوپلیتیک ایران چگونه بازی میکند و چه معاملهای را میخواهد؟» به تحلیل رفتاری رئیسجمهور آمریکا پرداخته که در دیدارنیوز میخوانید.

دیدارنیوز _ سید علیرضا بهبهانی:
«در ۳۰ روز گذشته، توییتها و اقدامات دونالد ترامپ درباره ایران الگوریتم فکری بسیار پیچیدهای را نشان داده است. با استفاده از تحلیل رفتاری توییتها، نرمافزارهای پردازش زبان طبیعی، مدلسازی پیشرفته بازار نفت و دادههای تاریخی جنگ نفت و توافقات بینالمللی، یک مدل دقیق از ذهن ترامپ را به دست آوردم و مسیر رفتار آینده او را احتمالا پیشبینی کردم.
ترامپ طبق الگویی که در کتابش که سالها پیش با عنوان The Art of the Deal تشریح کرده، همیشه ابتدا تهدید میکند، سپس ضربالاجل میدهد، آن را تمدید میکند تا فشار روانی و اقتصادی ایجاد شود و در نهایت معاملهای اعلام میکند که خودش پیروز آن است.
همین الگوریتم را اکنون در بحران ایران و نفت مشاهده میکنیم:
تمدیدهای مکرر، تهدیدهای رسانهای و تاکید بر کنترل کامل، همه برای افزایش قدرت چانهزنی آمریکا طراحی شدهاند.
با دادههای EIA و IEA و مدلسازی شبیهسازی بازار نفت، مشخصا ۲۰٪ نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند و هر اختلال یک درصدی میتواند ۵–۱۰٪ افزایش قیمت ایجاد کند. اگر حدود ۵ میلیون بشکه نفتی که از مسیرهای دیگر میتواند خارج شود را کم کنیم، حدود ۱۵ میلیون آن دچار اختلال میشود و میتواند نفت را بین ۷۵ تا ۱۵۰ درصد افزایش دهد! و این یعنی احتمال رسیدن به ۱۳۰-۱۵۰ دلار خیلی بالاست و این دقیقا نقطه فشار سیاسی جدی بر ترامپ خواهد بود! اگر به ۱۸۰ برسد فشار انتخاباتی خواهد داشت، اما چون ماجرا همه جهان را دچار چالش سخت میکند و ممکن است اجماع صورت پذیرد پس نباید بگذاریم به آنجا برسد، حتی ایجاد ناامنی دریایی محدود، بدون بستن کامل تنگه، میتواند قیمت نفت را به حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ دلار برساند؛ سطحی که فشار اقتصادی و سیاسی بر ترامپ برای معامله را به اوج میرساند. این همان نقطهای است که کارتهای ایران برای ارائه دادن و گرفتن امتیازهایی که میخواهد گران و قابل معامله میشود که شامل امتیاز بازرسی آژانس، عدم توسعه برد موشکی و رقیقسازی اورانیوم میباشد، ارزش واقعی پیدا میکنند و معامله ممکن میشود.
تجربه تاریخی جنگ نفتکشها در زمان جنگ ایران و عراق و دادههای برجام نشان میدهد که اختلال محدود، کنترلشده و قابل تنظیم، بهترین ابزار فشار است. ترامپ در چنین شرایطی مجبور است بین دو گزینه انتخاب کند: یا حمله نظامی گسترده و پرهزینه برای باز کردن مسیر، یا معامله سریع و اعلام پیروزی. با توجه به شخصیت او، گزینه دوم بسیار محتملتر است، اما روایت رسانهای آن به گونهای ارائه خواهد شد که ترامپ «پیروز واقعی» نشان داده شود.
از منظر ژئوپلیتیک، بیشترین برنده این بحران بدون شک چین است، که هم نفت را در شرایط بازار پرنوسان میخرد و هم جایگاه استراتژیک خود را تقویت میکند. روسیه نیز همزمان از جنگ اوکراین و فروش نفت سود میبرد و ایران کارتهای خود را برای تثبیت نقش منطقهای و رفع تحریمها آماده میکند.
پیشبینی بنده نشان میدهد که تاریخ احتمالی رسیدن نفت به نقطه فشار و آغاز معامله واقعی بین ایران و آمریکا، اواسط تا اواخر آوریل ۲۰۲۶ است. این تحلیل نه تنها مسیر آینده ترامپ و آمریکا را پیشبینی میکند، بلکه الگویی است که نشان میدهد ایران چگونه با ابزارهای اقتصادی و ژئوپلیتیک، بازی بزرگ جهانی را مدیریت میکند.
پیش بینیهای بنده میگوید که احتمالا وقتی نفت بین ۱۳ تا ۲۱ آوریل به ۱۳۰ دلار برسد آمریکا معامله را آغاز میکند و اگر به توافق نرسد یکطرفه از جنگ خارج خواهد شد و مثل نسخههای قبلی با کاهش سطح حضور مسئولیت را به متحدین خود مثل اسراییل و ائتلاف عربستانی میسپارد!
یکی از توییتهایی که احتمالا در روزهای آینده از ترامپ زیاد ببینیم این دو خواهد بود:
Iran wants to make a deal.
The best deal ever.
در انتها باید عرض کنم سناریوی تغییر نظام تقریبا از دستور کار آمریکاییها خارج شده و ترامپ به آن فکر نمیکند و امیدوارم مخاطبین شبکه پوچ اینترنشنال کمی با مراجعه به وجدان منطق به آغوش میهن بازگردند. این خلاصهای از یک تحقیق مبتنی بر داده و علم بود که تقدیم حضور عزیزان کردم.
به امید پایان این روزهای سیاه و ساختن دوباره ایران کنار یکدیگر، خوشحالم با شما ملت عزیز وطن پرست هموطن هستم.
ارادتمند و خاک پای ملت نجیب ایران»