تیتر امروز

وال‌استریت‌ژورنال: ایران میلیارد‌ها دلار را از طریق بانک‌های آمریکا جابجا می‌کند/ حمله موشکی نیروهای یمنی به محل استقرار فرماندهان تحت حمایت عربستان
عملیات «طرد اقتصادی» علیه ایران و تنش در تنگه هرمز (روز صد‌وپنجاه‌ویکم آتش‌بس - بروز رسانی می‌شود)

وال‌استریت‌ژورنال: ایران میلیارد‌ها دلار را از طریق بانک‌های آمریکا جابجا می‌کند/ حمله موشکی نیروهای یمنی به محل استقرار فرماندهان تحت حمایت عربستان

در پی آغاز تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران از روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، تنش‌های گسترده در خاورمیانه و درگیری‌ها میان ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد و آتش‌بس شکننده پس از جنگ چهل روزه، فعلا...
گفت‌وگویی با رئیس‌جمهور: پیشنهاد سازوکار همراهی
محمد منصورنژاد نوشت

گفت‌وگویی با رئیس‌جمهور: پیشنهاد سازوکار همراهی

محمد منصورنژاد، استاد دانشگاه در یادداشتی با عنوان «گفت‌وگویی با رئیس‌جمهور: پیشنهاد سازوکار همراهی» نوشت: مشکلی که ایران امروز، درگیر آن است بورکراسی دست وپاگیر و ناکارآمد (حتی با در نظر نگرفتن...
تکرار شکست‌های پیاپی رویکرد دولت در حل ناترازی بنزین/ سکانداران اصلی، عالم به علم اقتصاد نیستند/ راهی برای ایجاد ارتباط با دولت و ارائه راه‌حل وجود ندارد
میزگرد اقتصادی دیدارنیوز با حضور سه اقتصاددان

تکرار شکست‌های پیاپی رویکرد دولت در حل ناترازی بنزین/ سکانداران اصلی، عالم به علم اقتصاد نیستند/ راهی برای ایجاد ارتباط با دولت و ارائه راه‌حل وجود ندارد

در میزگرد اقتصادی دیدارنیوز، میزبان کارشناسان اقتصادی، مهدی پازوکی، فرهاد بیاشاد و سید علیرضا بهبهانی بودیم و از ناترازی بنزین و وضعیت وخیم اقتصاد کشور صحبت کردیم.
یادداشتی به قلم فریدون مجلسی

چگونه ایران خار چشم دشمن شد؟

فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی ایران در یادداشتی با عنوان «چگونه ایران خار چشم دشمن شد؟» نوشت: یکی از نگرانی‌های عمده کشور‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مساله تنگه هرمز است. هر چند این تنگه به معنای نظامی کامل مسدود نشده، اما کنترل موشکی بر رفت و آمد نفتکش‌ها، مخاطرات جدی برای گروهی از بازیگران ایجاد کرده و عملا تجارت کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس را تحت تاثیر قرار داده است.

کد خبر: ۱۹۷۰۸۳
۱۵:۳۶ - ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

چگونه ایران خار چشم دشمن شد؟

دیدارنیوز _ فریدون مجلسی*:

ایران در گذر زمان و به تدریج به مرحله‌ای رسید که در یادداشت‌های پیشین خود از آن با عنوان «راه‌حل نهایی» یاد کرده‌ام. مقصود من از این تعبیر، شرایطی بود که احتمال درگیری نظامی در آن وجود داشت. هر چند شاید بسیاری از مسوولان نظامی و غیرنظامی تصور نمی‌کردند کار به چنین مرحله‌ای برسد، اما به تدریج کنترل برخی روند‌ها دشوار شد و شرایط به سمتی رفت که وقوع جنگ اجتناب‌ناپذیر شد.

در نهایت، زمانی که جنگ آغاز شد، معادلات به کلی تغییر یافت. دیگر مباحث نظری یا سیاسی در حاشیه قرار گرفت و عامل تعیین‌کننده در صحنه، «قدرت» و زیرساخت‌های آن است. در آغاز جنگ تحمیلی، با حملات هوایی ارتش بعث عراق و استفاده از موشک‌های متعددی علیه شهر‌های ایران، فضای رعب و اضطراب در کشور به وجود آمد. نیروی هوایی دو کشور در سطحی بود که امکان حملات گسترده و مداوم نداشتند، اما هر حمله هوایی موجب حضور در پناهگاه‌ها و هشدار‌های اضطراری می‌شد؛ صحنه‌هایی که مردم ایران پیش‌تر تنها از خلال روایت‌های جنگ‌های جهانی شنیده بودند. در روز‌های نخستین، دشمن فرودگاه مهرآباد را نیز هدف قرار داد و آسیب‌هایی به بخشی از تاسیسات وارد شد، اما فعالیت حیاتی کشور تداوم یافت. ایران در پاسخ، با قدرت مقابله کرد و شعار «موشک در برابر موشک» به شعاری ملی تبدیل شد. در همان دوران، این باور شکل گرفت که توان بازدارندگی کشور، در گرو پیشرفت در حوزه فناوری موشکی است. به تدریج ایران توانست با اتکا به ظرفیت‌های علمی و صنعتی داخلی، دانش ساخت موشک را بومی‌سازی کند؛ دستاوردی ارزشمند که نه‌تنها قدرت دفاعی کشور را افزایش داد، بلکه وابستگی نظامی به خارج را نیز کاهش داد. در طول سال‌های پس از جنگ، کشور‌های معدودی حاضر به فروش تجهیزات نظامی پیشرفته به ایران بودند، از این‌رو تمرکز اصلی بر توسعه توان داخلی، به‌ویژه در زمینه موشک‌های بومی قرار گرفت. ایران با تکیه بر این ظرفیت‌ها توانست بازدارندگی دفاعی خود را تقویت کند.

به‌گونه‌ای که هرگونه تهدید احتمالی علیه کشور با پاسخ قاطع و موثر روبه‌رو شود. در دوران پس از برجام نیز این احساس در فضای سیاسی و امنیتی منطقه وجود داشت که برای پیشگیری از هرگونه رویارویی، باید سازوکار‌های بازدارندگی به‌طور متوازن مورد توجه قرار گیرد. در توافق هسته‌ای، ایران متعهد شد تا در جهت تقویت شفافیت و اعتمادسازی بین‌المللی گام بردارد و در همین راستا، بخشی از فعالیت‌های موشکی خود را نیز مشروط به ملاحظات سیاسی و بین‌المللی در نظر گیرد. با این حال، ادعا‌ها پیرامون شعار‌ها و نماد‌هایی که بر برخی تجهیزات نظامی درج شده بود، در سطح رسانه‌های بین‌المللی مطرح شد و اسراییل تلاش کرد از این فضا بهره‌برداری تبلیغاتی کرده و خود را در جایگاه مظلوم قرار دهد؛ روایتی که پس از رویداد‌های اخیر، با حمایت برخی دولت‌های غربی نیز تقویت شد.

در سطح منطقه‌ای، تغییر رویکرد کشور‌های عربی در دهه‌های اخیر نیز تاثیر قابل توجهی داشت. بسیاری از این کشور‌ها با استفاده از منابع نفتی و سرمایه‌گذاری‌های کلان، مسیر توسعه اقتصادی را جایگزین تقابل‌های نظامی کردند. توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل، گردشگری، ورزشی و علمی در کشور‌های منطقه، به‌ویژه در حوزه خلیج‌فارس، زمینه‌ساز ظهور چهره‌ای جدید از خاورمیانه شد. 

رژیم اسراییل نیز با استفاده از این شرایط کوشید از انزوای تاریخی خود خارج شود و از طریق طرح‌هایی مانند «پیمان ابراهیم»، روابطی علنی با برخی دولت‌های عربی برقرار کند. هدف اصلی این سیاست، منزوی کردن ایران و کاستن از نفوذ سیاسی کشورمان در جهان عرب بود. در داخل کشور نیز درباره برخی تصمیمات در عرصه منطقه‌ای، دیدگاه‌های متفاوتی وجود داشت؛ برخی از سر غیرت ملی و احساس مسوولیت از تثبیت جایگاه ایران در محور مقاومت دفاع می‌کردند و برخی دیگر با تحلیل‌های متفاوت، نسبت به پیامد‌های این سیاست‌ها هشدار می‌دادند. در تحولات اخیر غرب آسیا، به‌ویژه در پی درگیری‌های چند ماه اخیر، برخی اقدام‌های نظامی در منطقه، ولو غیردقیق از سوی رسانه‌ها بازتاب یافت و سبب شد برخی کشور‌های عربی، حتی آنها که در پی میانجیگری و کاهش تنش میان ایران و غرب بودند، مواضع محتاطانه‌تری اتخاذ کنند. اگرچه این حملات مستقیما متوجه کشور‌های عربی نبود و اغلب پایگاه‌های امریکایی در مناطق مختلف هدف قرار گرفتند - پایگاه‌هایی که بخشی از آنها پیش‌تر نیز توسط نیرو‌های امریکایی تخلیه شده بود -، اما از منظر تبلیغاتی، تصویر خاصی در فضای رسانه‌ای منطقه شکل گرفت.

به‌طور طبیعی، هر دولت منطقه‌ای بر اساس منافع خود عمل می‌کند و کشور‌های عربی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. برای مثال، عربستان سعودی که در آغاز با برجام رویکردی انتقادی داشت، به مرور متوجه شد ثبات منطقه‌ای بدون نقش‌آفرینی با قدرت ایران میسر نیست و از این‌رو به مسیر گفت‌و‌گو و کاهش تنش گام نهاد. با این حال، تحولات اخیر، دستاورد‌های دیپلماتیک سال‌های گذشته را در معرض چالش و بخشی از فضای همکاری و همسویی منطقه‌ای را تحت تاثیر قرار داده است. در چشم‌انداز کنونی تحولات منطقه‌ای، حمایت امریکا و متحدان اروپایی آن، به‌ویژه انگلیس و فرانسه، از محوریت رژیم اسراییل، یک واقعیت انکارناپذیر است. در این میان، رویکرد چین بر کاهش تنش و رفع موانع احتمالی در مسیر ثبات منطقه‌ای متمرکز است. این مجموعه عوامل، ایران را در موضعی قرار می‌دهد که اتخاذ تصمیمات راهبردی، نیازمند درک عمیق از معادلات قدرت جهانی و منطقه‌ای است. در شرایطی که برخی بازیگران منطقه‌ای در مواجهه با دوگانگی انتخاب میان سیاست تنش‌زدایی و سیاست تقابلی، گزینه دوم را برگزیده‌اند، شاهد بروز اقداماتی بوده‌ایم. از همین رو رویکرد برخی مقامات عالیرتبه کشورمان، در نهایت به موضع‌گیری رسمی و تداوم سیاست اعلام شده منجر شد. اکنون کشور‌ها با توجه به موازین استراتژیک و اولویت‌ها، در حال ارزیابی موقعیت خود هستند. با وجود اینکه تعامل با قدرت‌های اصلی مانند امریکا و رژیم اسراییل برای برخی بازیگران منطقه امری پذیرفته شده، وابستگی متقابل رژیم اسراییل به امریکا و همچنین احساس خسارت ناشی از برخی ضربات، بر انسجام داخلی این محور افزوده است. با این حال، احتمال ورود مستقیم این کشور‌ها به جنگ گسترده در شرایط فعلی، بعید به نظر می‌رسد. تبدیل تنش‌های موشکی به درگیری مستقیم و اصابت به زیرساخت‌های حیاتی اقتصادی و اجتماعی، تنها در صورتی محتمل است که توان دفاعی ایران به شدت تضعیف شود؛ گزاره‌ای که تحقق آن با توجه به رویکرد دفاعی کشورمان دور از ذهن است.

یکی از نگرانی‌های عمده کشور‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مساله تنگه هرمز است. هر چند این تنگه به معنای نظامی کامل مسدود نشده، اما کنترل موشکی بر رفت و آمد نفتکش‌ها، مخاطرات جدی برای گروهی از بازیگران ایجاد کرده و عملا تجارت کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس را تحت تاثیر قرار داده است. این وضعیت، حتی بر کشور‌هایی مانند عراق که تا حدودی به جمهوری اسلامی ایران نزدیک‌تر بوده‌اند، تاثیر گذاشته است. کویت، بحرین، قطر، عربستان و امارات نیز با چالش‌هایی روبه‌رو شده‌اند. وابستگی قطر به صادرات گاز مایع از این مسیر و همچنین نیاز سایر کشور‌های منطقه به استفاده از تنگه، بر اهمیت این موضوع می‌افزاید.

اگرچه عربستان و امارات از راه‌های جایگزین مانند خطوط لوله به دریای سرخ و دریای عمان بهره می‌برند، اما بخش قابل توجهی از صادرات همچنان با ریسک مواجه است. در مجموع، با توجه به این تحولات، به نظر می‌رسد کشور‌های عربی، رویکردی از بی‌طرفی همراه با آزردگی و تمایل بیشتر به سمت محور امریکا و رژیم اسراییل اتخاذ خواهند کرد. نکته حایز اهمیت دیگر، لزوم بازنگری در رویکرد‌های داخلی است. در حوزه نظامی، ضرورت دارد تا توانمندی‌های دفاعی کشور در قالب یک ارتش منسجم و با ابعاد مشخص تعریف شود. ارتقای توانمندی‌های فناورانه، مشابه آنچه در کشور‌های پیشرو جهان صورت می‌گیرد، امری ضروری است. این امر باید بدون تحمیل هزینه‌های گزاف، تورم و درگیری بخش وسیعی از نیروی انسانی در مسائل صرفا دفاعی صورت پذیرد.

*دیپلمات پیشین و تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی ایران

منبع: اعتماد
برچسب ها: جنگ فریدون مجلسی
ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
امروز يکشنبه ۱۵ شهريور
امروز يکشنبه ۱۵ شهريور
امروز يکشنبه ۱۵ شهريور
امروز يکشنبه ۱۵ شهريور
پرطرفدارترین ها