دیدارنیوز برای ماه مبارک رمضان، ستون ثابتی به قلم حسین جعفری پژوهشگر حوزه دین تدارک دیده است که به صورت روزانه منتشر میشود.

دیدارنیوز ـ حسین جعفری*: قرآن کریم به عنوان یک کتاب آسمانی مهمترین مرجع انسانها برای شناخت اسلام و پروردگار است. در این قسمت درباره برخی شک و تردیدهایی که در صدر اسلام درباره نزول قرآن وجود داشت و پاسخ خود کتاب به این افراد خواهیم پرداخت.
الف: سوره نساء آیه ۸۲
أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ ٱلْقُرْءَانَ ۚ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُوا۟ فِیهِ ٱخْتِلَٰفًۭا کَثِیرًۭا
آیا درباره قرآن نمیاندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن مییافتند. پس آیا در قرآن تدبر نمیکنند و اگر (بر فرض محال، قرآن) از نزد غیر خدا بود همواره در آن اختلاف بسیاری مییافتند.
ب: سوره بقره آیه ۲۳
وَ إِن کُنتُمْ فِى رَیْبٍۢ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا۟ بِسُورَةٍۢ مِّن مِّثْلِهِۦ وَٱدْعُوا۟ شُهَدَآءَکُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن کُنتُمْ صَٰدِقِینَ۲۳
و اگر در باره آنچه بر بنده خود [ پیامبر]نازل کردهایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را - غیر خدا - برای این کار، فرا خوانید اگر راست میگویید.
نکات:
۱- آیه ۸۲ سوره نساء در کنار آیات مشهور به تحدی همانند آیه ۲۳ سوره بقره قرار میگیرد و بعنوان محاجه خداوند بر وحیانی و آسمانی بودن قران تلقی میشود.
۲- استدلال مهم آیه اول این است که اگر قرآن از جانب غیر خدا بود (و صبغه بشری داشت) خواننده و شنونده اهل تدبر میتوانست (و میتواند) در آن اختلاف زیاد بیابد؟ و، چون اختلافی قابل رد یابی نیست لذا نتیجه میگیرد که قران از طریق وحی بر پیامبر نازل شده و استنادش به خداوند مطابق واقع است و افترا نیست؛ و در آیه دوم؛ منکرانِ وحیانی بودن قران را دعوت به آوردن یک سوره مثل قران میکند. تا ثابت کرده باشند که قرانِ نازل بر محمد (ص)، از جانب خدا نیست. (در خصوص تحدی؛ ملاحظاتی در ذیل تقدیم خواهم شد)
۳- توصیه آیه به تفحص، جستوجو و تفکر در قران برای یافتن اختلاف، منحصر در قوم و زمان خاصی نشده و هم اکنون نیز این هماورد طلبی استمرار دارد و به گوش میرسد.
۴- از انصاف، عدالت و جوانمردیِ (ما انسانها بدور است و بطریق اولی از) ذات اقدس خداوند حکیمِ عالمِ عادل به دور است که رقیبان و منکران را به امری توصیه نماید، اما وقتی آنان در همان راهِ دعوت شده برای مناظره گام میبردارند؛ حکم اعدام و قتلشان را بدلیل توهین، انکار و ... صادر نماید؟
۵- نتیجه منطقی فوق العاده مهم مفاد این آیه این است که اگر کسی در پروسهی تامل و تدبر در قران، مواردی از اختلاف در قران بیابد و صادقانه (میان خود و خدای خویش) پاسخهای ارائه شده را کافی نبیند و به همین دلیل از قران و به تبع آن از اسلام روی برگرداند، کسی حق ندارد بدلیل ارتداد جانش بستاند و اموالش برباید و از هستی ساقطش نماید؟
ملاحظاتی اجمالی پیرامون تحدی در قرآن
۱--در اصل فهم مفهوم تحدی اختلاف نظر وجود دارد و آیات هم معنای با تحدی وجود دارد که متاسفانه این آیات را هم به تحدی مرتبط میکنند در حالی که باعث خلط مبحث میشود و معنای معقول تحدی مغشوش میشود.
۲- مخاطب تحدی کیست؟
میدانیم که مخالفان حضرت محمد (ص) از دو جهت به مخالفت با ادعای نبوتش برخاستند؛ اول آنکه ایشان همانند آنان بشر است و نبوّت شایستهی بشر نیست؛ وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْواقِ لَوْ لاَ أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیراً (الفرقان/ ۷) - و دوم؛ خدشه در ادعای او مبنی بر نزول وحی و اینکه قران از جانب خدا بر او نازل شده است.
به نظر میرسد مخاطب اصلی تحدی؛ منکران خداوند، منکران اصل ارسال فردی بعنوان پیامبر و یا منکران نزول وحی بر پیامبران نیستند، زیرا آیات تحدی با این نوع جملات شروع میشود؛ "و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا ... " و این یعنی کسانی این شک را مطرح میکردند که بخدا و اصل ارسال پیامبران معتقد بودند و فقط در نبوت فردی بنام محمد، ریب، شک و تردید داشتند، و در واقع فقط منکر نزول وحی به او بودند، نه منکر واقعیتی بنام "وحی".
بدیهی است با فرد معتقد و مومن به خدا و مومن به ارسال پیامبران میتوان به گونهای استدلال نمود که آن استدلال در برابر منکر اصل وجود خدا و یا منکران نبوت بی فائده و نابجاست. البته قران در برابر کسانی که منکر اصل ارسال پیامبران برای مردم و همچنین منکر اصل تنزیل وحی هستند؛ استدلال دیگری دارد و آن این است که اگر این قران از جانب خدا نباشد خواهید توانست در آن اختلاف کثیر بیابید. (آیه ۸۲ سوره نساء)
تفاوت برخورد قران با این دو گروه، روشن است، گرچه ممکن است برخی، میان این دو نوع شیوهی برخورد تمایزی قایل نشوند؟ شیوه اول که تحدی نام دارد در برابر مومنان به ارسال کتب آسمانی، اما منکر نبوت محمد است و دومی راهی است که برای کسانی میگشاید که منکر اساس وحیاند.
۳-تحدی چیست؟
درفضای ترسیم شده و نسبت به کسانی که معتقد به وجود وحیاند (و به نوعی اهل کتاب تلقی میشوند و یا بطور اجمال به خدا و وحی و ارسال نبی باور دارند) و فقط در تنزیل وحی به محمد شک دارند، تحدی اینگونه معنا مییابد که از مومنان و باورمندان به وحی تقاضا میکند؛ چون شما آشنای به وحی هستید و میدانید اجمالا کتب آسمانی چگونه نازل میشود و به دلیل همین دانستن است که، به انکار نزول وحی به محمد– قران- بر آمدهاید و آن را جعلی و بدلی میدانید که توسط محمد بر خدا افترا بسته شده و سخنان خود را بعنوان وحی نازل از سوی خدا معرفی کرده- وَ قَالُوا مَا هَذَا إِلاَّ إِفْکٌ مُفْتَرى (سبأ/۴۳) - پس برای اثبات ادعای تان، نسخه اصل را ولو در حد چند سوره ارائه نمائید و با کنایه میفرماید؛ مفتریاتی مثل همین قران بیاورید؟ -أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ؟ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ، سوره هود آیه ۱۳ - و در مرحله ایی دیگر، آوردن سخنانی مثل آیات قران؛ أَمْ یَقُولُونَ فَلْیَأْتُوا بِحَدیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کانُوا صادِقینَ (طور/۳۴) را تقاضا میکند و بعد میگوید که اینگونه منکران، "اگر همهی جن و انس را به کمک بگیرند، نخواهند توانست، همسطح قران چیزی ارائه کنند. [ تا اینجا تقریباً عیناً ترجمه آیات قران است و جملات آتی از بنده]، زیرا اگر جملات و کلمات ارائه شده توسط آنان حتی اگر همسنگ و همطراز جملات قران باشد، اما بواقع نمیتوانند ادعای دریافت آن از سوی خدا را بنمایند؟ و بعبارتی مدعی نزول وحی بر خود باشند.
۴- این نکته نیز مهم و سربسته دیگر با فرض فهم مشهور از تحدی این است که باید گفته شود؛ تحدی در چه ویژگی قران صورت گرفته است؛ به الفاظ و فصاحت در کلام قران و یا به محتوا و معانی مذکور در آیات و یا به هر دو؟ و اگر منتقدان قصد داشته باشند در این دو حوزه، مثل قران بیاورند میبایست واجد چه خصوصیاتی باشد؟ بعبارت دیگر سنگ محک ما برای قضاوت میان بی بدیل بودن قرآن نسبت به کارهایی بدیل چیست؟ مگر میشود بدون داشتن سنگ محکی مستقل از قرآن، قرآن را با نمونه بدیل احتمالی مورد سنجش واقع کرد؟
*پژوهشگر دینی