دیدارنیوز برای ماه مبارک رمضان، ستون ثابتی به قلم حسین جعفری پژوهشگر حوزه دین تدارک دیده است که به صورت روزانه منتشر میشود.

دیدارنیوز ـ حسین جعفری*: در این قسمت نشانههایی از قرآن در مورد شرک به خداوند و اینکه چه عاقبتی در انتظار گمراهان است، میپردازیم.
الف:سوره آل عمران آیه۴۸
إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِۦ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِکَ لِمَن یَشَآءُ ۚ وَمَن یُشْرِکْ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱفْتَرَىٰٓ إِثْمًا عَظِیمًا
خداوند (هرگز) شرک را نمیبخشد و پایینتر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) میبخشد؛ و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.
همچنین آیه ۱۱۶
إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِۦ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِکَ لِمَن یَشَآءُ ۚ وَ مَن یُشْرِکْ بِٱللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَٰلًۢا بَعِیدًا
خداوند، شرک به او را نمیآمرزد؛ (ولی) کمتر از آن را برای هر کس بخواهد میآمرزد؛ و هر کس برای خدا همتایی قرار دهد، در گمراهی دوری افتاده است. خدا از اینکه به او شرک آورده شود، هرگز در نمیگذرد و فروتر از آن را بر هر که بخواهد میپوشاند و هر کس به خدا شرک ورزد، بیچون دچار گمراهی دور و درازی شده است.
نکات:
۱-همهی گناهان و انحرافات قابل بخشش و آمرزیدن است؛ مگر شرک ورزیدن نسبت به خدا.
۲- با توجه به سایر آیات مربوط به توبه (که خداوند با پذیرش توبه، تمامی اعمال ما قبل توبهی تواب را میبخشد) روشن میگردد که این عدم بخشش مربوط به کسانی است که شرک ورزیده و در دنیا موفق به توبه و تغییر مسیر از شرک به توحید نمیشوند.
۳-تامل در آیات فوق همچنین التفات به نتایج منطقی بند ۲ مشخص میکند که بخشش همه گناهان جز شرک، مطلق بوده و شامل آن دسته از گناهانی نیز میشود که مرتکب گناه، از آن توبه نکرده است. والا مقید کردن این بخشش به توبه صاحب گناه، آیه را لغو و بی اثر میکند.
به عبارت دیگر باستناد این آیه میتوان باور داشت خداوند مهربان غفور همچنانکه به پیامبر گفته تا به مردم خبر دهد که خداوند مهربان و بسیار بخشنده است، (نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ- سوره حجر آیه ۴۹)؛ در این آیه یکی از مصادیق این بخشش بی نهایت را اعلام میکند که؛ حتی اگر موفق به توبه هم نشوند چه بسا ممکن است خداوند آنان را مورد رحمت خود قرار داده؛ ببخشد.
کرم بین و لطف خداونگار
گنه بنده کردست او شرمسار
ب:سوره اعراف آیه ۳۳
قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلْإِثْمَ وَٱلْبَغْىَ بِغَیْرِ ٱلْحَقِّ وَأَن تُشْرِکُوا۟ بِٱللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِۦ سُلْطَٰنًۭ
بگو: خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و (نیز) گناه و ستم بنا حق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید.
نکات:
۱-دلیل حرمت برخی اعمال زشت بودن آشکار آن و (یا با کمی تامل) زشت بودن پنهان است. اگر مردم توجه کنند با فطرت و عقل سلیم خود در مییابند کارهایی که حرام شده بدلیل زشت و قبیح بودن نفس آن عمل است.
۲-دلیل حرام بودن برخی دیگر از اعمال، آن است که ستم و ظلم در حق دیگران است و ستم و ظلم نیز قبیح و زشت بودنش آشکار است.
۳- از آنجا که در هیچ یک از آیات قران تعریفی از ظلم و ستم (و در مقابل تعریفی هم از عدالت نشده) میتوان پذیرفت که اینگونه مفاهیم عرفی بوده و فهم غالب جامعه ملاک آن است که چه عملی ظلم است و یا بر مدار عدل میچرخد. بر همین مبنا انتظار اصلاح و جلوگیری از اعمالی که در قرون گذشته نه تنها توسط فهم عرفی جامعه زمانه؛ بد و زشت تلقی نمیشد، که در برابر اصلاح آن مقاومت صورت میگرفت، انتظاری نادرست است و یک مصلحِ حاضر در متن جامعه؛ ناگزیر است برای اصلاح نهایی، در پی ایجاد بسترهای فرهنگی و ارتقاء فهم جامعه باشد تا در پروسهی اصلاحات، اصلاح تحقق یابد.
۴- مهمترین نکته این آیه به مساله شرک بر میگردد که شرک نیز از آن جهت حرام بوده و مستحق مجازات است که فرد مشرک دلیلی برای شرک ورزیدن خود ندارد والا اگر دلیلی بود باز هم میشد در برابر خداوند محاجه نمود و از عذاب رهایی یافت.
۵-در موضوع گمراهان (ضالین) نیز مساله این است که چرا باید کسی را بدلیل "گم کرده راه" بودن مجازات کرد؟ واقع آن است که کسی بدلیل گمراه بودن و"گم کرده راه بودن"، مجازات نمیشود؛ بلکه بدان دلیل مجازات میشود که وظیفه "گم کرده راه"، ایستادن، تامل و عدم قضاوت قطعی است تا به علم برسد، نه اینکه علیرغم آنکه دلیلی بر درستی راه خود ندارد، "عدم علم" اش را جایگزین علم تلقی کرده، بیراهه را راه بداند؛ و در راه نادرست سیر کند! در حقیقت مجازات ضالین بدلیل تکذیب غیر عالمانهی بعدی است؛ نه فقط نفس ضال بودن. بعنوان مثال کسی که معتقد است دلایل ابراز شده برای وجود خدا کافی برای ایجاد علم به وجود خدا نیست، اما در عین حال دلیلی هم بر نفی و نبود خدا ندارد اگر در لا ادری بماند در مرحله "گم کرده راهی" است. اما اگر عدم علم به نبود خدا را جایگزین علم به نبود خدا کرده به تکذیب و نفی خدا برسد (که مستلزم داشتن علم است) آنگاه بدلیل این تکذیب جاهلانه مستخق مجازات میشود. (ان شاالله در تدبر در آیات۵۱ و ۹۲ سوره واقعه بیشتر به این موضوع پرداخته میشود)
۶- نکته مهم کاربردی آنکه وقتی خداوند برای درستی کارهای خود دلیل میآورد تا بندگان او با دلیل بپذیرند حرامهای او را؛ آیا نمیتوان از بندگان خدا که (چند صباحی به حق یا ناحق) به قدرت و حاکمیت میرسند برای توجیه و صحت کارها و اقداماتشان تقاضای دلیل و سلطان نمود و آنان نیز حواله به خدا ندهند؟
*پژوهشگر دینی