دیدارنیوز برای ماه مبارک رمضان، ستون ثابتی به قلم حسین جعفری پژوهشگر حوزه دین تدارک دیده است که به صورت روزانه منتشر میشود.

دیدارنیوز ـ حسین جعفری*: موضوع قصاص همواره از بحثبرانگیزترین مسائل در ادیان مختلف و اعصار گذشته تاکنون بوده است. در این بخش قصد داریم به تحولی که اسلام و قرآن در این مورد به وجود آوردند اشاراتی داشته باشیم.
الف:سوره بقره آیه ۱۷۸
يأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِصَاصُ فِى ٱلْقَتْلَى ... فَمَنْ عُفِىَ لَهُۥ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌۭ فَٱتِّبَاعٌۢ بِٱلْمَعْرُوفِ وَأَدَآءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَٰنٍۢ ۗ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌۭ ۗ فَمَنِ ٱعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ
ای افرادی که ایمان آوردهاید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: پس اگر کسی از سوی برادر (دینی) خود، چیزی به او بخشیده شود، (و حکم قصاص او، تبدیل به خونبها گردد) باید از راه پسندیده پیروی کند. (و صاحب خون، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد.) و او [= قاتل] نیز، به نیکی دیه را (به ولی مقتول) بپردازد؛ (و در آن، مسامحه نکند.) این، تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما و کسی که بعد از آن، تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت.
نکات:
۱-احکام مربوط به قصاص، در واقع تلاش برای اصلاح یک شیوه معمول اعراب به هنگام وقوع جرم قتل بوده است. در شیوه جاهلی اصل فردی بودن جرم و مجازات و همچنین تناسب میان جرم و مجازات رعایت نشده و صاحبان خون به اندازهای که قدرت داشتند میتوانستند از مجرم گرفته تا بستگان و هم قبیلهایهای قاتل را بکشند، اما با نزول این آیات، از قتلهای متعدد بیدلیل جلوگیری شد. (برای همین در آیه بعد، از قصاص بعنوان حکمی "حیات بخش" نام برده میشود، زیرا از قتل بی دلیل جلوگیری میکند.)
در واقع این آیه با اشاره به اصل "محدود بودن مجازات ها"، "تناظر و تناسب میان جرم و مجازات" و "اجازه اجرای مجازات فقط برای مجرم" و نه وابستگان؛ شروعِ حرکت اصلاحی را با محدود کردن رویه ظالمانه و غیر عقلایی موجود و حرکت به سمت اخلاقی و عادلانهتر بودن مناسبات اجتماعی آغاز میکند. (اصولی که اندیشمندانِ حقوق دنیا در قرن هیجدهم به درستی آن واقف شدند و مورد توصیه و عمل قرار دادهاند.)
۲-احکام مربوط به قصاص سه بخشی است و شامل یک پروسه اصلاحی کامل است؛ بدین صورت که از ایجاد محدودیتهای فراوان برای کشتن قاتل شروع شده، تا تبدیل شدن کشتن قاتل به اخذ دیه و تاکید و توصیه به عفو قاتل بدون اخذ دیه! به عبارت دیگر نه تنها تعصبی نسبت به اجرای اولین و سادهترین راه ارائه شده (مثلاً کشتن) وجود ندارد که تحت عنوان عمل معروف و پسندیده، توصیه میکند که با توجه به اوضاع و احوال قضیه، راههای دیگر را نیز مد نظر قرار داد و عمل شود.
۳-بدیهی است کسی حق ندارد کل پروسه اصلاحی مورد تاکید در این آیه را به عنوان اصل محکم در مجازات قاتل نادیده گرفته و فقط به جزیی از آن (کشتن) اصرار ورزیده و آن را بعنوان حکم خدا معرفی نماید. در اینجا عموماً آقایان گرفتار جابجایی جزء به جای کل میشوند و از پیش خود؛ حکمی شبیه حکم قصاص میسازند که در واقع حکم کامل آیه قصاص نیست.
۴-چند نکته در این موضوع قابل طرح است:
الف: با پذیرش اینکه این احکام شروع یک پروسه عادلانه سازی است؛ میتوان پرسید، آیا از آیات قرآن و سیره قطعی، این گونه فهمیده میشود که احکام مذکور، "کف" و "حداقل"های یک رفتار عادلانه در روابط اجتماعی را معرفی و تثبیت میکند و در مورد سقف رفتار عادلانه بودن ساکت است؟ و یا آیات مذکور، اول و آخر حدود را تعیین کرده است؟
به نظر این نوع احکام در قرآن شروع یک پروسه اصلاحی است که جهت رعایت فرهنگ عمومی جامعه عصر نزول؛ ناگزیر بوده حداقلهای عادلانه بودن را رعایت کند تا در عین حال مورد انکار قرار نگرفته و به دلیل وجود ایمان؛ مورد عمل هم واقع شود. (به هنگام تأمل در آیات ابتدایی سوره مجادله به این مهم بیشتر پرداخته خواهد شد)
بنابراین آنچه در قرآن آمده؛ کف مناسبات انسانی عادلانه است به همراه طرح افق نهایی و جهت حرکت مناسبات. همانند آیه قصاص که از تصریح به رعایت کف عادلانه بودن (محدود بودن مجازات به شخص قاتل و رعایت تناسب جرم و مجازات)؛ شروع شده و پروسه را با ذکر دو راه بدیل بصورت حرکت بسمت اخلاقی و عادلانهتر کردن مناسبات باز گذاشته است.
ب: آیا وجود این نوع آیات، دست جامعه را برای انجام توافق؛ جهت تنظیم مقررات عادلانهتر (و با رعایت کف مذکور در آیات) میبندد؟
برای پاسخ به این سوال از دو اصطلاح قوانین" تکمیلی و تفسیری" و قوانین "امری" در حقوق مدون استفاده میکنم.
در حقوق مدون گفته شده در قوانین امری هر گونه توافق خارج از آن نادرست و ملغی است در حالی که در قوانین تکمیلی میتوان با رعایت برخی محدودیت ها، توافقاتی خارج از آن صورت گیرد.
حال سوال اینگونه میشود، آیا احکام مذکور امری است که هر گونه توافق خارج از چارچوب مطرح شده را (حتی با رعایت محدویتهای کلی عقلی و شرعیِ عادلانه بودن روابط) رد و نفی میکند و یا همین که توافق جدید در محدوده کفِ اعلام شده و عدالت باشد؛ میتوان آن را به رسمیت شناخت؟
مثلاً گرچه در نگاه اول گفته میشود که حق دارید در برابر خون؛ خون بریزید - قصاص-، اما در واقع میگوید حق و اجازه ندارید از دایره شخصی بودن مجازات پا فراتر نهید و کسانی دیگر را مجازات و یا بیش از جرم مجازات کنید. اما با نگاه پروسهای و در گامی به جلو و با تامل در دورنمای ترسیم شده در آیه، مدعی میشود اگر فهم جمعی (درک عمومی مردم زمانه) به یک توافق جمعی (قانون گذاری در مجلس) برسد که با رعایت دو شرط مذکور، میتوان به جای کشتن قاتل، مجازات عادلانه تری مثل زندان طویلالمدت را جایگزین حکم قبلی کند؛ نه تنها بر خلاف شرع عمل نشده که مورد رضایت شارع نیز هست، زیرا فهم عمومی آن است که این حکم جدید، نظر شارع را برای تامین عدالت بهتر و اخلاقمداری بیشتر تامین کرده است.
با این نگاه ضرورتی برای به روزآمد کردن احکام با تمسک به نظریه مصلحت و احکام حکومتی و تقسیم احکام به اولیه و ثانویه و یا احکام ثابت و متغیر به شکلی که تاکنون مطرح میشود؛ نخواهد بود. بلکه با استناد به جهتهای کلی مذکور در قرآن و مطابق با همان اصول و اجازه، پروسه اصلاحی قرآن پیگیری و احکام جدید استخراج میشود.
* پژوهشگر دینی