تیتر امروز

خدا می‌خواست من را تنبیه کند!
بازخوانی یک گفت‌و‌گوی استثنایی با ناصر حجازی بعد از ۱۵ سال

خدا می‌خواست من را تنبیه کند!

جمعه سی‌ام اردیبهشت سالگرد درگذشت ناصر حجازی اسطوره فوتبال ایران است، مردی با خصوصیات منحصر به فرد در دوران بازی و مربی‌گری. بازخوانی یک مصاحبه از او در پایان همکاری‌اش با استقلال در دی ماه ۸۶...
شهدا و جانبازان ناظر بر کار ما هستند و می‌گویند
احمد مازنی در مراسم تجلیل از شهدا و سالگرد آزادسازی خرمشهر:

شهدا و جانبازان ناظر بر کار ما هستند و می‌گویند "قرار ما این نبود"+ویدئو

فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: امروز شهدا، جانبازان، آزادگان، همسران، خواهران و برداران آن‌ها نگرانند و با زبان، با قلم و به انحا مختلف، به ما می‌گویند؛ «قرار ما این نبود».
آبله میمون جای کرونا را می‌گیرد؟
برگشت ویروس آفریقایی بعد از کووید ۱۹

آبله میمون جای کرونا را می‌گیرد؟

تب، سردرد، درد عضلانی و خستگی نشانه‌های ابتلا به آبله میمونی است، محققان می‌گویند خطر جدی ندارد، اما شیوع احتمالی آن بعد از کرونا جامعه پزشکی دنیا را نگران کرده است.
رمضان ماه تدبر در قرآن (۲۷)

مرجعی مشکلات مردم را لمس می‌کند که خود مستاجر باشد!

دیدارنیوز برای ماه مبارک رمضان، ستون ثابتی به قلم حسین جعفری پژوهشگر حوزه دین تدارک دیده است که به صورت روزانه منتشر می‌شود.

کد خبر: ۱۲۸۴۲۲
۱۳:۴۷ - ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۱

ماه رمضان تدبر در قرآن

 

دیدارنیوز ـ حسین‌جعفری*:

فرقان آیه ۷، ۸ و ۲۰

وَقَالُوا۟ مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأْكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمْشِى فِى ٱلْأَسْوَاقِ ۙ لَوْلَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌۭ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا۷أَوْ يُلْقَىٰٓ إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٌۭ يَأْكُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ ٱلظَّلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًۭا مَّسْحُورًا۸

و گفتند: «چرا این پیامبر غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟!چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده که همراه وی مردم را انذار کند (و گواه صدق دعوی او باشد)؟! یا گنجی (از آسمان) برای او فرستاده شود، یا باغی داشته باشد که از (میوه) آن بخورد (و امرار معاش کند)؟!» و ستمگران گفتند: «شما تنها از مردی مجنون پیروی می‌کنید!»

وَمَآ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِى ٱلْأَسْوَاقِ ۗ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍۢ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ ۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًۭا۲۰

ما هیچ یک از رسولان را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند؛ و بعضی از شما را وسیله امتحان بعضی دیگر قراردادیم، آیا صبر و شکیبایی می‌کنید (و از عهده امتحان برمی‌آیید)؟! و پروردگار تو همواره بصیر و بینا بوده است.

نکات

۱-موضوعی که در این آیات بدان اشاره شده به مساله ی مهم صدق/کذب ادعای نبوت محمد(ص) بعنوان پیامبر بر می گردد. منکران نبوت ایشان معتقد بودند که چون محمد همانند سایر مردم هم نیازمندی های بشری دارد و هم فاقد معجزاتی چون همراهی ملک است و یا حداقل فاقد مکنت و امکانات غیر عادی (شاید همانند سلیمان) است، لذا ادعای او در خصوص اینکه رسول خداست نادرست و دروغ است. منکران به نوعی محمد(ص) را بدلیل ادعای بدون معجزه و دلیلش، مجنون و متوهم می دانستند!

۲- این سوال و انکار، در فضای ذهنی، عقیدتی و فرهنگی اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان) حجاز و اطلاعات مردم مکه در این موضوع است که طرح گردید، به همین جهت نیز پاسخ قران با ارجاع به روش و سیره ی زندگی پیامبران گذشته قابل فهم می گردد. ما حصل پاسخ آن است که مگر روش و سیره خداوند در معرفی پیامبران قبل آن بوده که برای ابناء بشر، فرشته و ملک اعزام نماید و یا همه ی پیامبران گذشته دارای ثروت و مال بسیار بوده اند و یا پیامبران قبل نیازمندی های طبیعی بشری نداشته اند؟!

قرآن با تذکر این نکته، مردم را به این مهم رهنمون می سازد که برای قبول یا رد "پیامبری محمد" بدنبال این خواسته ها نباشید؛ بلکه اساس ادعاهای او در قران را به محک عقل بگیرید، اگر ادعاهای او نادرست بود؛ انکارش کنید و اگر در راستای مطالب پیامبران قبلی، بپذیریدش!

۳-صرف نظر از این متن، این آیات حاشیه ای بس مهم دارد که در ذیل بدان اشاره می شود.

اینکه بدانیم خداوند برای پیامبران شان انسانی قائل بوده و امر نموده تا بی تکلف فریاد "قل انما انا بشر مثلکم"  سر دهند:

الف- اینکه پیامبران سعی داشتند تکرار کنند که فردی از ابناءآدم ابوالبشرند و همطراز انسانها ی معمولی! آنان اصرار داشتند که از آنان تصویری فرا زمینی تصور و توهم نشود و از آنان تقاضاها و انتظارات فوق بشری نداشته باشند.

ب- اینکه پیامبران باید همانند همه ی ابناء بشر برای رفع نیازمندی های طبیعی خود، در بازار و کوچه ها رفت و آمد کنند و خود؛ مایحتاج خود را تهیه نمایند.

۴- این معنا؛ یعنی همه کسانی که مدعی نمایندگی پیامبران و معصومین هستید!!، برای اثبات نمایندگی نیازی نیست برای خود اندرونی و بیرونی بتراشید و با مردم در بیرونی، مواجه شده و  زندگی واقعی و زیّ اصلی تان در اندرونی باشد!!

 یعنی ای نمایندگان ائمه!!، خود شخصاً برای خرید حاضر شوید و نه دفتر و مریدان!، خود با مردم کوچه و بازار معاشرت کنید. بهانه درس و بحث را به کناری نهید و با مشکلات عینی و روز مره مردم آشنا شوید تا بتوانید با فهم و درک بهتر مشکلات مردم، تقاضاهای واقعی شان را اجابت کنید؛ نه سوالات فیلتر شده و پاستوریزه و خود ساخته شاگردان و اطرافیان!!

 ... یعنی برای اثبات نماینده بودن نیازی نیست با ایجاد حریم و حرمسرایی مملو از مریدان و شاگردان، برای خود داستان سرایی کنید و هاله ای از نور برای خود خلق نمایید و ملکوت عالم را در ید خود بدانید!!! همین که همانند پیامبران در کوچه و بازار با مردم معاشرت کنید و چون آنها بخورید، بیاشامید، زندگی کنید، دختر شوهر داده و پسر داماد کنید؛ کافی است. (نه اینکه در فضای ایزوله ندانید که مردم چه می کنند و در چه محدودیت هایی هستند)، باور کنید در این صورت است که مردم را بجای توجه به حواشی های بی اثر، متوجه اساس فرمایشات خود کرده اید، فرمایشاتی که با محک عقل مورد پذیرش هم واقع می شود.

۵- نتیجه منطقی مفاد این آیات این است که اگر پیامبران آمده اند تا به رتق و فتق امور مردم در جهت ایجاد جامعه ای عادلانه بپردازند و برای درک مشکلات واقعی و عینی شان، در میانشان و همانند شان زندگی کرده اند،  پس ضرورت دارد که مدعیان نمایندگی شان نیز در میان مشکلات مردم بوده و مشکلات مردم را با گوشت و پوست خود لمس کنند.

 به راستی فقیهی که دامادش را از میان شاگردان مبرز اخلاقی اش بر می‌گزیند چه می‌داند وقتی شوهر نااهلی نصیب دختری شود که روزی سه وعده همسر خود را می‌زند، چه بر سرِ دختران مردم می‌رود و برای همین هم  هنوز فتوا می دهد که شوهران می‌توانند بالضرب، همسران را تادیب نمایند!!

واقع آن است‌ که فقط فقیهی مشکلات مردم را لمس می کند که خود مستاجر باشد تا بداند پول اجاره ماهیانه نداشتن یعنی چه؟ او باید طعم نداری را با عدم مصرف وجوهات و ... درک کند تا بداند جهیزیه دختر فراهم کردن؛ شانه ای چون ایوب می خواهد و ...

در این صورت است که این فقیه خواهد دانست فتوایش در مورد اینکه" باید پولی که برای تهیه جهیزیه پس انداز شده را خمس داد"؛  چقدر غیر قابل درک، ناروا، تکلیف مالایطاق و از همه مهمتر ناعادلانه و بی انصافی است!

۶- این آیات تلنگری هم برای ما عوام‌الناس است که در انتخاب فقیه مورد اعتماد خود؛ کسی را برگزینیم که همانند ما زندگی کند و قصد و هَمّ اولش حل مشکلات مردم باشد نه تطبیق زندگی واقعی و عینی ما با زندگی ایزوله شده‌ای به نام زندگی مومنانه و فقیهانه!!!

*پژوهشگر دینی

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی
شهرداری اهواز صفحه داخلی